تبليغاتX
از سر دلتنگی - فرشته سیرتان!

از سر دلتنگی

اتاقی در حومه خاطره

فیلم تصادف ساخته پل هگیس را که یکی دو سال پیش در مراسم اسکار کلی خبر ساز شده بودم را دیدم . جدای از آنکه ساختارش تقریبا" مشابه "بابل"،"کوچه میداک"و حتی "تقاطع "خودمان دارد از نظر مفهومی هم منحصر به فرد جلوه می کرد.

آدمهای فیلم از مناطق مختلف دنیا در شهری آمریکایی جمع شده اند تا به یک همزیستی مسالمت آمیز دست پیدا کنند که به نوعی استعاره از  دنیای امروزی و برداشته شدن مرزهای جغرافیایی ست.در فیلم آدمهایی از سفید و سیاه حضور دارند از ایران و عراق و کره  گرفته تا شهروندان خود آمریکا که در یک ذهنیت منفی که هم دارند گرفتار شده و سرناسازگاری با هم دارند ولی نکته جالب ماجرا اینجاست که همه آدمهای موجود در طول داستان یک کار خوب  انجام می دهند و یک کار بد و این بعنی آدمها خاکستری هستند و در مواقع مختلف واکنشهای متفاوتی از خود بروز می دهند.

همان پلیس نژاد پرستی که می خواهد از زن سیاهپوست سوئ استفاده کرده و او را دستمالی کند در چند صحنه بعد با به خطر انداختن جانش جان همان زن را از مرگ حتمی نجات می دهد و به همین ترتیب سایر قهرمانان داستان.

تصادف یک فیلم چند ملیتی خوب است که هم در کارگردانی و روایت قصه کارش را هوشمندانه ادامه می دهد و هم اینکه از بازیهای قابل توجه بهره می گیرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 18:30  توسط حمید رستمی  | 

 





Powered by WebGozar