تبليغاتX
از سر دلتنگی

از سر دلتنگی

اتاقی در حومه خاطره

‌آخرين روزهاي رئيس جمهور خاتمي

 

اولین جایزه "گفتگوی جهانی" در سال 2009 که از سوی سازمانی به همین نام در دانمارک برگزار می شود، به دو چهره نامدار ایرانی تعلق می گیرد که سال ها در زمینه گفتگوی فرهنگ ها و تمدن ها فعالیت کرده اند؛ داریوش شایگان فیلسوف و سیدمحمد خاتمی سیاستمدار.

دکتر داریوش شایگان، فیلسوف و روشنفکر کشورمان با اعلام خبر به " دیپلماسی ایرانی" گفت: قرار است جایزه در ماه ژانویه و در جریان برگزاری کنفرانس این موسسه اهدا شود و برندگان نیز درباره فعالیت های خود سخنرانی کنند.

جایزه گفتگوی جهانی" در سال 2009 تاسیس شده و اولین دوره از کنفرانس ها و جوایز خود را در ژانویه 2010 برگزار می کند. از شایگان و خاتمی نیز برای شرکت در مراسمی که ژانویه در دانشگاه آرهوس کپنهاگ برپا می شود، دعوت شده است.

داریوش شایگان در اینباره گفت: در این جایزه نامزدهایی معرفی شده بودند که دو هفته پیش از میان آنها بنده و آقای خاتمی را به عنوان برگزیده معرفی و طی نامه ای اعلام کردند.

وی افزود: آقای خاتمی از زمانی که رییس جمهور ایران شدند، در توسعه گفتگوی تمدن ها نقش مهمی ایفا کردند؛ بویژه بعد از نطقی که سال 2001 در سازمان ملل خواندند بطور مداوم پیگیر موضوع گفتگوی تمدن ها بوده اند و موسسه ای را هم تاسیس کرده اند.

شایگان خود نیز در سال های پیش از انقلاب، ایده گفتگوی فرهنگ ها و تحقیقات سامان یافته بینافرهنگی را پایه گذارد و در شناخت فرهنگ ملل مختلف کوشا بود.

در پایگاه اطلاع رسانی جایزه گفتگوى جهانى آمده است که این جايزه درباره تحقيقات بینافرهنگى و همکارى و ارتباط های فرهنگی در جهان امروز است. اين جايزه بر اهميت تحقيقات ميان فرهنگى در جامعه مدرن و ارزش مطالعات انجام شده تاکید دارد و به محققان،‌ روزنامه‌نگاران و سازمان‌هاى مستقل در سراسر جهان که مسئوليت این گفتگو را برعهده دارند تعلق می گیرد.
اين جايزه از سال 2009 تا 2017 هر دو سال يکبار برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 17:1  توسط حمید رستمی  | 

در روزهای که دیگر کسی حوصله رفتن به سینما و دو ساعت نشستن در تاریکی و صندلی زهوار در رفته را ندارند اتوبوس تبدیل شده است به یک سینمای جبری که بدون نظر خواهی از مسافر بدبخت یک فیلم را می گذارند داخل دستگاه و خواهی نخواهی مجبور می شوی تحلش کنی حالا اگر آن فیلم را ندیده باشی و در این برهوت فیلمهای خوب به کفر ابلیس بیارزد شانس آورده یی ولی اگر یک فیلم درپیت هندی باشد باید سه ساعت تمام دندان روی جگر بگذاری و دم نزنی.

یکی از فیلمهای که در مسافرت اخیرم دیدم و با کمال تعجب فیلم چندان بدی هم نبود فیلم "محیا" ساخته اکبر خواجویی بود

اکبر خواجویی را همه با "پدر سالار" می شناسند سریالی که در آن نماینده از نسل حاضر سعی در شکستن تابوهای سنتی حاکم بر خانواده را داشت و در این راه مرارتهایی را متحمل می شد تا به یک نتیجه بینابینی دست پیدا بکنند

این فیلم هم در ادامه همان دغدغه خواجویی ست یعنی گذر از سنت به مدرنیسم ولی بدون محکوم کردن سنت و البته ادای احترام به آن و به کار بستن اش در زندگی امروزی

فیلم حکایت دلدادگی یک پزشک به دختر دانشجویی که از بد حادثه از نظر خانوادگی با پزشک در یک طبقه قرار ندارند و دختر در یک خانواده سنتی که شغلشان مرده شوری بزرگ شده و خود به نوعی در این شغل وردست مادرش بوده و احساس  می کند که در زندگی آینده اش باپزشک اختلالاتی ایجاد کند . اما پزشک تصمیم اش را گرفته و برای آنکه عزم اش را جزم نشان دهد می خواهد به شرط  دختر مبنی بر شستن حداقل هفت میت عمل کند از طرفی دختر یک پسر عموی قلدر دارد که از کودکی اسمش بر روی  دختر بوده و الان به هیچ عنوان اجازه ازدواج دختر عمه اش با یک بیگانه را نمی دهد و الی آخر

فیلم جدا از این داستان بکرش می خواهد یک نگاه کاملا" سنتی به عشق داشته باشد عاشقی که برای رسیدن به محبوبه اش از هیچ تلاشی فرو گذار نمی کند و سر به بیابان  می نهد و به قول خودش می خواهد چنان رویی از خودش کم کند که در قصه ها بنویسند و یا آن جوانک روستایی عاشق پیشه که سالها عاشق دختر همسایه بوده و هیچ گاه توانایی به زبان آوردن عشق اش نداشته و با این دلیل که پدرش را پدر خودم می دانستم بعد از ازدواج دختر او هم سر به بیابان می نهد مثالهایی هستند از داستان لطیف فیلم که مشابه اش را در دنیای امروز کمتر می توان پیدا کرد. در زمانه یی که پسرانش صبح عاشقند و شب فارغ طرح داستانهایی این چنین بیشتر به قصه می ماند تا واقعیت 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 19:39  توسط حمید رستمی  | 

 





Powered by WebGozar