تبليغاتX
از سر دلتنگی

از سر دلتنگی

اتاقی در حومه خاطره


 
 
 
آهنگ\" برادر\" از محمد رضا شجریان

http://www.4shared.com/file/112177818/65d37a23/baradar1.html





شب است و چهره میهن سیاهه
نشستن در سیاهی ها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هرکه عاشقه پایش به راهه

برادر بی قراره
برادر شعله واره
برادر دشت سینه اش لاله زاره

شب و دریای خوف انگیز و طوفان
من و اندیشه های پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون می بارد از دل های سوزان

برادر نوجونه
برادر غرق خونه
برادر کاکل اش آتشفشونه

تو که با عاشقان درد آشنایی
تو که هم رزم و هم زنجیر مایی
ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی

برادر بی قراره
برادر نوجونه
برادر شعله واره
برادر غرق خونه
برادر کاکل اش آتشفشونه
+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 19:14  توسط حمید رستمی  | 

 

میرحسین: عاملان تقلب و بلوا، کمترین شناختی نسبت به حقیقت اعتراضات مردم ندارند

 

 

قلم - میرحسین موسوی با محکوم کردن اقدامات وحشیانه و کشتار مردمی که صرفا خواستار احقاق حق خود هستند و محکوم کردن دستگیری های وسیع اخیر هشدار داد که گسترش این رویه تنها بر زشتی چهره مخالفان ملت و انگیزه مردم را برای توسعه اعتراضات می افزاید.

به گزارش قلم نیوز، متن کامل بیانیه مهندس میرحسین موسوی به این شرح است:

"بسم الله الرحمن الرحیم

لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمیعا علیما

مردم شریف ایران

تجمع عظیم و بی سابقه شما در روز 25 خرداد که در دفاع از حق و صیانت از رأی تان و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام انجام گرفت، اصحاب دروغ را آن چنان به خشم آورد که تحمل نیاوردند و کوشیدند شیرینی این همایش پرشکوه را با برخورد سبعانه به کام دوستداران ایران تلخ کنند. اینجانب ضمن محکوم نمودن اقدامات وحشیانه و کشتار مردمی که صرفاً خواستار احقاق حق خود هستند ، لازم می دانم نکاتی را درباره این رخداد و تحولات مربوط به آن به آگاهی ملت برسانم:

1. همانگونه که مردم فهیم تهران در تجمع روز دوشنبه به روشنی نشان دادند ما در پی اعتراض آرام به روند ناسالم برگزاری انتخابات و تحقق هدف ابطال انتخابات و تجدید آن بر اساس راهکارهایی هستیم که عدم تکرار تقلب های فضاحت بار انتخاب پیشین را تضمین کند. لذا حساب ما از کسانی که با آشوب و تخریب اموال خصوصی و عمومی فضای جامعه را متشنج کنند و آن را به سوی هرج و مرج ببرند جداست. بلکه اطلاعاتی که به دست ما رسیده است نشان می دهد این اصحاب تقلب و دروغ هستند که برای تکمیل طرح خود به بانک ها و ادارات و اموال مردم حمله می کنند و آنها را تخریب می نمایند. بنابراین عموم مردم را به هوشیاری در برابر این نقشه فریبکارانه و تداوم اعتراض با حفظ آرامش دعوت می کنم. مردم می دانند چه کسانی خوابگاه دانشجویان را ویران کردند و دانشجویان پسر و دختر را کتک زدند یا در شمال میدان آزادی مردم را به شهادت رساندند. راهی که ملت برای رسیدن به پیروزی و احقاق حقوق نقض شده اش انتخاب کرده است، استفاده از روش های صلح آمیز و دوری از خشونت است.

2- دولت با همکاری سازمان صداوسیما کوشش می کند این موج سبز مردمی را وابسته به بیگانگان جلوه دهد. غافل ازآن که اقبال به رسانه های خارجی نه ناشی از توفیق این رسانه ها در جلب مخاطب و یا وابستگی این جریان مردمی به خارج بلکه حاصل بی تدبیری و فضای بسته رسانه ای موجود است. دولتی که رسیدن صدای مخالفانش را از طریق چند روزنامه و پایگاه خبری طاقت نمی آورد لاجرم به دست خود، نگاه جامعه را به رسانه های بیرون از مرزها معطوف می کند؛ موج سبز اعتراض های ما تنها منعکس کننده یک خواست مستقل و به حق داخلی است که به مداخله دیگران، خوش آمد نمی گوید.

3- دستگیری های گسترده ای که طی روزهای گذشته از فرزندان انقلاب انجام گرفته است، نشان دهنده این واقعیت است که عاملان تقلب و سپس بلوا کمترین شناختی نسبت به حقیقت اعتراضات مردم ندارند و با توهم اینکه سازماندهی تشکیلاتی عظیمی در ورای حرکت های مردم قرار دارد، خود را تسلی می دهند تا باور نکنند که طبیعت خودجوش واکنش های مردم خبر از ادامه دار بودن آن تا رسیدن به نتیجه می دهد. اینجانب دستگیری های وسیع اخیر را محکوم می کنم و هشدار می دهم که گسترش این رویه ها تنها بر زشتی چهره مخالفان ملت و انگیزه مردم را برای توسعه اعتراضات می افزاید.

4- اینجانب با ابراز همدردی عمیق با خانواده های شهیدان و مصدومان از ابتکار دلسوزانی که صمیمانه با خانواده های این عزیزان همدردی و همراهی کرده اند سپاسگزاری می کنم و این سنت حسنه را برآمده از عواطف پاک دینی و انسانی آنان می دانم.

میرحسین موسوی"

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 17:18  توسط حمید رستمی  | 

هموطنان عزیز
از سراسر کشور اخبار بسیاری در مورد وقوع اعتراض نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات اخیر به اینجانب می‌رسد. 
اطمینان دارم که این واکنش‌ها نه به خاطر شخص من ، بلکه از سر نگرانی نسبت به روش جدیدی از زندگی سیاسی است که دارد بر کشور ما تحمیل می‌شود.
اقداماتی که در طی این چند روز شاهد آن بوده‌ایم تاکنون در جمهوری اسلامی سابقه نداشته است.
اگر مردم با اضطراب تحولات فعلی را دنبال می‌کنند به خاطر نگرانی شدیدی است که نسبت به در خطر قرار گرفتن دستاوردهای عظیم انقلاب خود دارند.
ما به عنوان کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن پایبندیم اصل ولایت فقيه را یکی از ارکان این نظام می‌دانیم و حرکت سیاسی را در چارچوب‌های قانونی دنبال می‌کنیم.
امیدوارم روند آتی حوادث نادرست بودن این برداشت را نشان دهددر عین حال هشدار می‌دهیم که در این کشور هیچ یک از کسانی که به انقلاب اسلامی علاقه دارند چنین روندی را نخواهند پذیرفت این چیزی است که خون صدها هزار شهید ما را به مسوولیت پذیری در قبال آن فرا می‌خواند.
مردم عزیز
اینجانب امروز طی نامه‌ای تقاضای خودرا مبنی بر ابطال نتایج انتخابات اخیر به شورای نگهبان ارایه کردم
و این کار را تنها راه حل برای بازگشت اعتماد عمومی و حمایت مردم از دولت می‌دانم.
توصیه موکد و مجدد این خدمتگزار شما آن است که به صورت مسالمت آمیز و با رعایت اصل عدم برخورد مخالفت‌های مدنی و قانونی خود را در سراسر کشور ادامه دهید.
ما از مسوولان درخواست کرده‌ایم که مجوز برگزاری یک راهپیمایی بزرگ در تمامی شهرهای کشوربه ما داده شود تا در طی آن مردم فرصتی برای نمایش مخالفت خود با شیوه برگزاری انتخابات و نتایج آن پیدا کنند. موافقت مسولان با این امر می‌تواند بهترین راه حل برای مهار هیجانات فعلی باشد.
از رنگ سبز که نماد معنویت و آزادی و عقلانیت دینی و مداراست و شعار الله اکبر که حاکی از ریشه‌های انقلابی ماست دست بر نداریم. این رنگ و شعاری است که همچنان وحدت بخش صفوف ملت ما و بهترین وسیله ارتباط دل‌ها و خواسته‌های ما با هم خواهد بود.
متاسفانه تلاش گسترده‌ای برای قطع تمامی امکاناتی ارتباطی ما با هم صورت می‌گیرد و به این نکته توجه نمی‌شود که قطع این مجاری تنها منجر به آن خواهد شد که واکنش‌های موجود از شکلی هدفمند و مهار شده تغییر ماهیت پیدا کند و خدای ناکرده به حرکات کور تبدیل شود.
اطمینان دارم که خلاقیت شما راه حل‌های ارتباطی جدید و موثری را پایه ریزی خواهد کرد تا بتوانیم از اقدامات خود نتایجی مفید به حال کشور و نظام و انقلاب بگیریم.
به عنوان یک علاقمند به نیروی انتظامی توصیه می‌کنم از برخورد خشن با حرکت‌های خودجوش مردم خودداری کند و اجازه ندهد که اعتماد مردم نسبت به این نهاد ارزشمند خدشه دار شود.
این مردم برای احقاق حقوق خود و حقوق شما در صحنه حاضر شده‌اند و برادران و خواهران شما هستند. قدرت نیروهای نظامی و انتظامی کشور ما همواره در وحدت آنها با مردم بوده است و درآینده نیز چنین خواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 18:16  توسط حمید رستمی  | 

در حالیکه همه طرفدار موسوی بودند به طرز عجیبی ۲۵ میلیون رای برای احمدی نژاد جور کردند تا یک دهن کجی آشکار به ۳۹ میلیونی که بعد از مدتها پای صندوق رفته بودند بشود.

این در حالی ست که اس ام اس ها دو روز است که قطعند  و ای میل وموبایل و کلا" ارتباطات مختل هستند. موسوی دو بیانیه یکی برای ملت و یکی برای مراجع عظام نوشته طلب کمک کرده از طرف دیگر حاکمیت  در آنجایش بشدت عروسی ست و همه اینها یعنی اینکه مهندسی انتخابات به نحو عجیبی موفقیت آمیزی پایان یافته و محمود  با رکورد ۲۴.۵میلیون رای می رود که در تاریخ جاودانه شود. فقط این و سط مردم هستند که بازیچه قرار گرفته اند والا کجاست آن ۲۴.۵ میلیون هوادار که بیاید و در خیابانها شادی کند ما که ندیدیم .

تهران غلغله یی برپاست مردم کتک می خورند و دست از اعتراض بر نمی کشند و به نتیجه انتخابات معترضند انتخاباتی که ایرنا خبرگزاری رسمی  جمهوری اسلامی در ساعت ۱۱ دیشب در حالیکه هنوز شمارش آرا آغاز نشده بود خبر از آرای ۶۵ درصدی احمدی نژاد می داد. کلا" همه چیز کارگردانی شده است حتی القای تئوری انقلاب مخملی.

با این وصف روز به روز به برادر چاوز نزدیکتر می شو یم. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 19:35  توسط حمید رستمی  | 

 

در حالیکه از روزهای قبل با کسب مجوز از فرمانداری اردبیل قرار بود که کمال الدین پیر موذن رئیس ستاد یاران خاتمی حامیان موسوی اردبیل در آخرین لحظات فرصت قانونی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری در ساعت 21:30 روز چهارشنبه در مسجد پیر عبدالملک این شهر سخنرانی کند یوسف اکبری فرماندار اردبیل با فرستادن نامه یی این برنامه را لغو کرد تا حتی نمازگزاران هم نتوانند نماز مغرب و عشا را در این مسجد به جا آورند و با درب قفل شده مسجد مواجه شد.

این در حالی بود در موعد مقرر تعداد کثیری از اقشار مختلف حضور داشتند پیر موذن در جلوی درب بسته مسجد میکروفون دستی را به دست گرفت و عمل فرماندار اردبیل را محکوم کرد.

در ادامه پیرموذن با بر شمردن سوابق اکبری فرماندار اردبیل یادآور شد:"برای شهر حسینی اردبیل واقعا" ننگ است که فرمانداری که هیچ سابقه یی در مدیریت و انقلاب و جنگ ندارد این چنین سکان دار شهر باشد و برای خود شیرینی در پیشگاه اربابانش درب مسجد را هم به روی خلق الله ببندد."

وی در ادامه به مخالفت علنی امام با اعضای انجمن حجتیه اشاره کرد که امروزه در مناصب حساس عهده دار مسئولیت شده اند  و امام اعتقاد داشت که از اداره یک نانوایی هم عاجزند.

رئیس ستاد  یاران خاتمی حامیان موسوی اردبیل درادامه با اشاره به صحبتهای چند روز پیش احمدی نژاد در مورد مفاسد اقتصادی به مزایده سواپ در زمان استانداری احمدی نژاد در اردبیل اشاره کرد و گفت:"در آن زمان من شهردار اردبیل بودم که آقای هاشمی برای تامین منابع مالی لازم برای استان تازه تاسیس این پروژه را به استان اردبیل دادند که احمدی نژاد از مزایده آن اسم صادق محصولی وزیر میلیاردی فعلی بیرون آورد و بخش عظیمی از سود حاصل از آن پروژه یعنی چیزی حدود چهار میلیارد تومان آن زمان به جیب محصولی رفت".

این سخنرانی علی رغم زمان و مکان نا مناسب با استقبال خوبی از شهروندان مواجه شد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 0:26  توسط حمید رستمی  | 

دکتر نورالدین پیرموذن :"همراه مردم بزرگ ایران در این انتخابات شرکت خواهم کرد و به ادامه وضع موجود در کشور "نه" بزرگ خواهم گفت .با علائم و نشانه های موجود در کشور می توان حدس زد که عمر دولت "فقر و فریب و فتنه"تمام شده است و ملت عزیز کشور مهندس میر حسین موسوی را برخواهند گزید."

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 12:38  توسط حمید رستمی  | 

صبح همان روزي كه مشخص شد  محمود احمدي نژاد كانديداي نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري دركمال ناباوري بعنوان نفردوم به دور دوم انتخابات راه يافته تا عصافي تك به تك را با علي اكبر هاشمي رفسنجاني داشته باشد .روزنامه هاي چاپ تهران عكس ازحضور اين مرد به يكباره مشهور شده برپاي صندوق راي بر صفحه اول خود كار كردند كه شناسنامه ايي دردست درحال رأي دادن بود و يك نفر هم پشت سرش انگشت جوهر اي اش را بالا گرفته بود تا برپيروزي غير قابل انتظار يار ديرين اش صحه گذارد .يكي دو هفته يي طول كشيد تا پس از پيروزي نهايي محمود احمدي نژاد برریس سابقش هاشمي رفسنجاني خبرنگاران ازآن عكس تاريخي رمز گشايي كنند و مردان نخستين حلقه نزديك به ريس  دولت جديد را شناسايي كنند .آن مرد محمد علي  ابادي ازنزديكترين ياران احمدي نژاد بود كه بي شك دردولت جديد نقشي ممتاز مي داشت و قبلاً درشهرداري تهران عنوان معاونت عمراني را به عهده داشت .

با همين پيش زمينه هرعاقلي ميتوانست حدس بزند كه او را بايد متصدي يكي از مهمترين صندلي هاي قدرت دولت نهم دانست .و برهمين اساس بود كه ابتدا شايعه معاونت اولي اش به گوش رسيد و بعد از آنكه دريك رقابت نفس گير و ماراتن گونه درآخرين لحظات رياست بلديه تهران را به سر دار قاليباف – اكنون دكتر شده واگذار كرد به عنوان معاونت رئيس جمهور و رياست تربيت بدني دست يافت به يك پاكسازي اساسي درعرصه ورزش دست زد ، و نيروهاي بازمانده اصلاحات را به شيوه هاي مختلف مدني وغير مدني ازميدان بدر كند .

او با مستقر شدن درساختمان تربيت بدني حواريون خود ازقبيل كيومرث هاشمي و محمد آخوندي را در پستهاي حساس گمارد تاسياستهاي مهرورزانه را درعرصه ورزشي پياده كند كه اولين آن قرباني كردن محمد دادكان بشدت اصول گرا بود كه درجه خلوص اصول گرايئش بابت طبع     مشکل پسندعلی ابادی نشدوبه بهانه ی نتایج ضعیف درجام جهانی2008از کار برکنارشد تادردوره بعدحتی صعودتیم ملی ایران به جام جهانی هم درپروزه یی ازابهام قرارگیردواین درحالی بودکه به محمد دادکان در روز خداحافظی ازرياست فدراسيون فوتبال جمله يي به يادگار گذاشت و درطول خدمتش به سه چيزي افتخار كند راه يابي تيم ملي به جام جهاني ، گرفتن نشان لياقت ازدستان خاتمي و اخراج توسط علي آبادي .

اين يك واقعيت تلخ است كه حتي دو آتشه ترين طرفداران دولت نهم هم كارنامه ورزشي علي آبادي را ناموفق ارزيابي مي كنند و اگر هم بخواهند مزيتي برايش بشمارند ازفعاليتهاي عمراني اش سخن مي گويند كه بعنوان مثال دراستان اردبيل با دو ورزشگاه پهلوان رضازاده و علي دايي نمود داشته است و او خيلي اقبال خوش بود ه است كه بعد از چندين سال توفيق آن را يافته كه دوران رياست اش روبان قرمز افتتاح را قيچي كرده است و الّا چه كسي است كه نداند كه درصد بالايي ازاين دو پروژه دردولت هاي قبلي به مرحله اجرا درآمده بود و نمي توان افتتاحش را به پاي يك نفر ريخت .

اگر از موفقيت نسبي واليبال و بسكتبال و تيم فوتبال نوجوانان بگذريم درساير عرصه ها نمي توان كارنامه هاي چندان پربار را براي تيم مهرورز مستقر درتربيت بدني رديف كرد اگرچه ناكامي فضا حت بار تيم هاي اعزامي ايران به المپيك را به عنوان يك شاخص كلي درارزيابي عملكرد فدراسيون ها درنظر بگيريم به نتايج اسفناكي دست مي يابيم كه اين باوعده هاي علي آبادي مبني بربدست آوردن مقام سوم دربازيهاي آسيايي پيش رو چندان خوانشي ندارد و بيشتر به يك بلوف ورزشي شبيه است .

البته ايشان قبلاً‌هم ازاين بلوف ها تعارف كرده اند چرا كه افكار عمومي هرچقدر هم كه دچار ايشان باشد فراوش نمي كند آن روزي كه جناب مهندس علي آبادي دربين فوتبالي ها دچار جو گرفتگي شد و گفت حتي توانايی برگزاري ليگ فوتبال سي تيم را هم داريم غافل ازاينكه يك 

لیگ سی تیمی دست کم به 58هفته جهت برگزاری مسابقات نیاز داردواین امرباتقویم های امروزی که حداکثر52هفته راشامل می شودتطابقی ندارد يكي ازمهمترين سياستهاي ورزشي دولت نهم بخصوص درعرصه فوتبال واگذاري تيم هاي تهراني به شهرستانهاي فاقد فوتبال بود كه آنهم بزودي تحقق اش درآمد و رفته رفته به پايان تراژيك خود نزديك مي شود به راستي كه ازهم پاشاندن تيم را داردباس تهران كه حتي سابقه قهرماني درباشگاههاي آسيا را هم يدك مي كشيد افتخاري كه تيم سؤگلي سازمان يعني پرسپوليس هم ازآن بي بهره است وتبدیل ان به تیم خنثي و بي جذابيت پاس همدان و همچنين كوچاندن تيم هاي پيكان و صبا باتري و راه آهن به ترتيب به شهرهاي قزوين ، قم و شهر ري كه هيچ كمك قابل وصفي دراشاعه فوتبال دراين شهرها ندارد و فقط به زوال تدريجي فوتبال تهران منتهي مي شود كه اولين ثمره آن بالارفتن درجه اهميت دو باشگاه پرسپوليس و استقلال است امري كه با درايت محسن صفايي فراهاني و محمد دادكان تا حدودي رنگ واقعيت به خود گرفته بود و نشانه هاي اوليه آن را هم مي توان درقهرماني سپاهان اصفهان ، فولاد خوزستان و پاس تهران جستجو كرد .

با تمام اينها بزرگترين چالش علي آبادي سرقضيه رياست فدراسيون فوتبال بود كه با خود كامگي اش شبانه حكم اخراج محمد دادكان را امضا كرد غافل از اينكه بدليل غير دولتي بودن فدراسيون فوتبال دولت حق  اعمال نظر درآن را ندارد و منجر به تشكيل كميته انتقالي توسط فدراسيون جهاني فوتبال و تدوين اساسنامه يي جديد براي فدراسيون فوتبال گرديد كه هرچند تا انتها تربيت بدني سعي درگردن كشي داشت ولي تهديدات فيفا كه فقط يكي ازآنها تعليق فعاليتهاي فوتبال ايران بود آنها را مجاب كرد تا زير باربروند و علي آبادي سعي درگرفتن ماهي از آب گل آلود داشته    .وهوس دو شغله شدن و رياست فدراسيون فوتبال به سرش بزند تا بقول خودش بابيست درصد توانايي هايش انرااداره کندواینجا بود كه صفایی فراهانی دربرنامه مشهورنودکه پرده از واقعيتهابرداشت وروسياه گشت آنكه در او غش بود و جوانان بي ادبي چون مسئول روابط عمومي تربيت بدني كه هنوز مهر مدركش خشك نشده قدر ديده و برصدر نشسته ظرفيت پائين خود را نشان دادند تا افكار عمومي بيشتر با نظريات مشعشع اين طيف درعرصه ورزش آشنا شوند .

همه اينها چكيده يي ازماحصل سياستهاي ورزش گروهي است كه احتمالاً‌درساير حوزه ها موفقيتي كسب كرده باشند ولي به  ضرص قاطع ميتوان اظهار نظر كرد كه ورزش ميدان خوبي براي بروز شايستگي هايشان نبود و ورزش آدمهايي مي خواست كه بيشتر سرشان درحساب و كتاب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 1:44  توسط حمید رستمی  | 

 

اول: موسوی سرمنشاء اصلاح طلبی است، اساسا اندیشه اصلاح از او آغاز می شود و تمام بزرگان اصلاحات کارکنان دولت او بودند، سید محمد خاتمی، ابطحی، کرباسچی، مهاجرانی، همه و همه کسانی بودند که در دولت او تربیت شدند. بعدها موسوی با حذف جریان چپ حاشیه نشین شد. در تمام این سالها موسوی به عنوان نامزد اصلاح طلبان مطرح بود و هست، از انتخابات دوم خرداد تا انتخابات سوم تیر و انتخابات 22 خرداد. موسوی در تمام این سالها در قدرت حضوری بدون جنجال داشت، چنانکه می دانم منتقد دائمی حکومت بود و جز در دولت احمدی نژاد هم در دولت اصلاحات و هم در دولت کارگزاران که از نظر من سرمنشاء اصلاح طلبی بود، حضوری بی جنجال داشت.

 

دوم: از نظر من اصلاح طلبی نشانه ایدئولوژیک ندارد و در تعریف ادعاهای افراد نمایش داده نمی شود، بلکه به اراده و کردار سیاستمردان بازمی گردد. موسوی خواسته های اصلاح طلبان را مبنی بر تعادل در سیاست بین المللی، مراعات حقوق بشر و شهروندی، حق گردش اطلاعات و آزادی بیان و آزادی های سیاسی و عدالت در توزیع مجدد ثروت را مورد تاکید قرار داده است. به همین دلیل اصلاح طلب است. از سوی دیگر خاتمی رهبر جنبش اصلاح طلبی ایران، مهم ترین احزاب و گروههای اصلاح طلب ایران و هنرمندان و نویسندگان و گروههای مرجعی که به عنوان اصلاح طلب شناخته می شوند، او را اصلاح طلب خوانده و خودش در بیانیه اش تاکید کرد که منش اصلاح طلبی دارد. خاتمی بصراحت و بارها او را به عنوان نامزد اصلاحات معرفی کرد و علاوه بر تمام اینها جو عمومی کشور نیز او را به عنوان نامزد اصلاح طلبی که رودرروی نماینده محافظه کاران( احمدی نژاد) قرار می گیرد شناخته است. شعارهای او همانند دولت فرهنگی به جای فرهنگ دولتی نشانه ای ساده از نگاه اصلاح طلبانه اوست.

 

سوم:موسوی اصلاح طلبی راستگوست. یکی از مهم ترین مشخصه های موسوی این است که او نه تنها اصلاح طلب است، بلکه تصادفا در میان رهبران سیاسی ایران راستگو هم هست. او کاری را وعده می دهد که می تواند یا می خواهد بکند، او رای نمی خرد و وعده پرداخت پول نمی دهد، او به اعضای ستادش وعده وزارت نمی دهد چون می داند که فلان وزیر اصلا در مجلس هشتم رای اعتماد نمی تواند بگیرد، او پولی برای خرج کردن برای تبلیغاتش ندارد و به همین دلیل بسیاری از حامیانش کسانی هستند که نه تنها پولی بابت حمایت از موسوی نمی گیرند، بلکه هزینه و وقت و حیثیت خود را صرف انتخاب موسوی می کنند. موسوی نفت را به لرها و کویر را به اصفهانی ها و جنگل را به مازندرانی ها و پول نفت را به ایرانی ها و سهام عدالت را به تشنگان عدالت وعده نمی دهد، و اگر چیزی را هم وعده دهد، کاری است که می تواند بکند. موسوی همین که ما را در چهار سال از لجن احمدی نژادی بیرون بیاورد، کاری کرده است کارستان و این از او و تیم اش برمی آید، مردی که در سخت ترین روزهای ایران کاری کرد کارستان و همه چیز نشان می دهد که بهتر از گذشته شده است.

 

چهارم: موسوی از نظر من انتخابی مطلوب است چون پیروزی با او ممکن است، موسوی توانسته است با کمک جوانان کشور و مردم، موج سبز را به عنوان یک موج قوی پس از مدتها سکوت و سکون پس از چهار سال به راه بیندازد. " ما" با حمایت از موسوی امکان پیروزی بزرگ او را فراهم کردیم و این ممکن نبود، مگر با قابلیت های او، کوله باری از تجربه، همسری قابل و اندیشمند که اگر فراتر از خودش نباشد، همسان اوست و این توانایی شان را دو چندان می کند، پاکدستی و ساده زیستی که برای عموم مردم ما اهمیت دارد و از همه مهم تر روبرو قرار گرفتن با نامزد محافظه کاران که به نظر می رسد قافیه را از همین حالا باخته است. موسوی را انتخاب کردیم نه بخاطر اینکه برتری های بسیاری بر کروبی داشت، اگر چه این هم بود، اما، علت اصلی انتخاب موسوی قابلیت های او برای پیروزی در دور اول و بخصوص دور دوم است. موسوی را انتخاب کردیم چون مهم ترین مساله ما حذف و کنار گذاشتن دولت احمدی نژاد به عنوان یک خطر بزرگ جانی و مالی برای مردم ایران است و موسوی می تواند ما را از این خطر نجات دهد.

 

من شخصا به کروبی با ستاد موجودش احترام می گذارم، اما این ستاد نمی تواند رای اعتماد مجلس هشتم را براحتی بگیرد و از سوی دیگر بخش وسیعی از این ستاد فقط دکوراسیون انتخاباتی است. آقای کروبی هر روز سمرقندی را به خال هندوی خراسانی ها و بخارا را به لرها می بخشد، این آئین پیروزی نیست. پیروزی موجی می خواهد و اوجی. ما سبزها با زحمتی دو سه ساله، با تلاش هر روزه یک سال گذشته و با برنامه ریزی هر روزه موجی را ایجاد کردیم که دولت را نیز وادار به عقب نشینی کرد. این مشخصات موسوی بود که باعث شد که جز یزدی و مصباح و جنتی و نزدیکان احمدی نژاد هیچ یک از طرفداران سنتی دولت نهم و رهبری حاضر نشوند از احمدی نژاد حمایت کنند. این پیروزی روش درست " ما"، خاتمی و موسوی است. ما هم نیروهای مان را بسیج کردیم و هم دست خاتمی و موسوی را باز گذاشتیم تا بتوانند به جذب نیروی انتخاباتی بپردازند. این پیروزی بزرگ ماست. خیابان ها را ما گرفتیم. خیابان هایی که در انحصار احمدی نژاد و نیروی انتظامی بود.

پنجم: معین و کروبی نشان دادند که می خواهند رئیس جمهور اصلاح طلبان باشند، در نتیجه هر دو در دور قبل شکست خوردند و یحتمل دومی در انتخابات اخیر آرایی کمتر از موسوی و احمدی نژاد می آورد و شکست می خورد، اما موسوی و خاتمی رئیس جمهور اصلاح طلبان نبودند، آنان رئیس جمهور ایران بودند، آنان رئیس جمهور بسیجی ها و چادری ها و نمازخوان ها هم بودند و بسیجی ها، چادری ها و نمازخوانها هم وطنان عزیز ما هستند. اگر احمدی نژاد ساده لوحانه و بی اندیشه به سرنوشت این ملت، آبروی بلند جنگجویان دفاع از میهن را به ثمن بخص فروخت و چفیه آنان را دستمالی برای پاک کردن عینک دودی محافظانش تبدیل کرد، موسوی و خاتمی همواره احترام آن بزرگان را نگه داشتند. میرحسین موسوی تنها نامزد اصلاح طلبان نیست که انتظار داشته باشیم از صبح تا شب از حقوق بشر و نویسنده و حقوق زنان و آزادی فردی و آزادی اجتماعی حرف بزند، او حتما از همه این موضوعات مهم حرف می زند و زده است، اما مخاطب میرحسین مردم عادی این کشورند، همانها که وقتی فیلم شان را می بینیم ممکن است از خود سووال کنیم که اینها دیگر کجا زندگی می کنند؟ میرحسین موسوی سالها اینها را دیده است و باید که امروز هم آنها را ببیند، موسوی باید به اندازه تمام سفرهای استانی احمدی نژاد به شهرها و استانها سفر کند تا به مردمی که چهار سال وعده دروغ شنیده اند و دنبال ماشین رئیس جمهور دویده اند و سوژه تبلیغات سخیف مردکی کوته اندیشه و کوته بین شده اند، بفهماند که رئیس جمهور الزاما دروغگو نیست. و رئیس جمهور الزاما ساده لوح نیست و با آنان چون کودکان سخن نمی گوید. موسوی چهار سال باید وقت بگذارد تا زخم دل مردم را خوب کند.

 

ششم: میرحسین موسوی در دهه شصت نخست وزیر بود. همزمانی حضور او با دهه خشونت در کشورمان این سووال را در برخی دوستان ایجاد می کند که لابد دولت موسوی عامل همه خشونت های آن دهه بوده است. این تردیدها از آنجا افزون می شود که دوستان تحریمی که هنوز بدهی سنگین شان را در انتخابات نهمین رئیس جمهور به مردم نپرداخته اند، یک باره و به معجزتی سر از ستاد رقیب در می آورند، و یک باره شروع می کنند سووال کردن از دهه شصت انگار که نامزد خودشان متولد دهه هفتاد است. و انگار که هیچ کس از گذشته هیچ نمی داند. فارغ از هر چیز و هر کس دولت میرحسین موسوی در دهه شصت، از سه گروه اصلی تشکیل شده بود، تکنوکراتهای مذهبی، چپ های مذهبی و راست های طرفدار موتلفه و محافظه کار.

تکنوکراتهای مذهبی بعدا به کارگزاران ختم به خیر شدند، چپ های مذهبی اکثرا اصلاح طلب شدند و موتلفه ای ها، جریان اصولگرا- محافظه کار را تشکیل دادند. خشونت اعمال شده در دهه شصت، اعم از برخورد با هر نوع از مخالفان و خشونت اعمال شده در تابستان 67 هیچ ربطی به دولت موسوی نداشت، اداره سیستم قضایی و دادگاه انقلاب تا آمدن آیت الله شاهرودی در انحصار هیات های موتلفه بود و آنان بودند که سیستم قضایی را اداره می کردند. نکته اینکه در این میان جریانهایی مانند آقای کروبی بسیار تندرو تر از موسوی بودند، که طبیعتا آنها هم نقشی در این خشونت نداشتند. البته یادمان نرفته و نمی رود که خشونت دهه شصت خشونت یک دولت یا حکومت ظالم با یک گروه مظلوم قربانی نبود، بلکه خشونت دو گروه علیه همدیگر بود که نیروی غالب نیروی مغلوب را بیشتر کشت و آزار داد و راند. طبیعتا آنکه قدرت غالب یافت ظلم بیشتری کرد. داستانی تلخ بود که آغاز شد و جز باختن سرنوشت دیگری بر پیشانی اش ننوشته بودند. در این میان دولت موسوی به کار مردمان می پرداخت و از مقاومت میهنی حمایت می کرد و نمی گذاشت مردمان گرسنه بمانند.

 

هفتم: میر حسین موسوی فارغ از همه چیز، یک مدیر موفق بود. او قبل از انقلاب هم مدیر یک شرکت موفق بود و قبل از انقلاب هم یک روشنفکر خلاق بود. موسوی قبل از انقلاب هم مدرن بود و همه همکلاسی های دانشگاهش می دانند که او بیش از هرچیز یک تولید کننده فرهنگی بود، آثارش نگاه مدرن و امروزی به هنر و سینما داشت، از همین رو وقتی همفکرش سید محمد بهشتی مسوول سینمای ایران شد، سینمای ایران بسوی ایدئولوژیک شدن پیش نرفت، بلکه بسوی مدرن شدن پیش رفت.

میرحسین موسوی از نظر من یک مدیر موفق است، حتی اگر هیچ صبغه ای از دین نیز بر او نباشد باز هم یک مدیر موفق است و هر جای دنیا که برود مدیر موفق است. کارنامه اقتصادی او درخشان است و تقریبا هیچ اقتصاددانی نیست که معترف نباشد که سیاست های اقتصادی او در دوران جنگ، مردم ایران را از خطر قحطی و گرسنگی نجات داد. او بزرگترین جنگ پنجاه سال گذشته را با کمترین بحران اقتصادی اداره کرد. در حوزه مسائل سیاسی دوران موسوی پر از تنش بود، اما این تنش ناشی از دولت او نبود، انقلاب عامل اصلی تنش و خشونت سیاسی بود، اما کابینه او، تقریبا تنها کابینه ای بود که جمع نیروهای آن روز جمهوری اسلامی را فراهم می آورد، از راست های موتلفه تا چپ های مجاهدین انقلاب.

مهم این بود که میرحسین موسوی دولتش را خودش اداره می کرد و آیت الله خامنه ای به عنوان رئیس جمهور نقشی در دولت نمی توانست داشته باشد. اما مهم این است که اصولا خشونت دهه شصت ربطی به شخص و گروه خاصی ندارد، حتی به ایران هم ربط ندارد. آن دوران عصر خشونت بود و قضاوت بدون تصور به این مهم، قضاوتی بی پشتوانه است.

 

از نظر فرهنگی به نظر من دولت میرحسین موسوی با حضور خاتمی در وزارت ارشاد و کارمندانش( ابطحی، کیومرث صابری، تاج زاده، ستاری، خرازی، امین زاده، فریدزاده، بهشتی، انوار، خوشرو و بسیاری دیگر) و حضور محمد هاشمی در صدا و سیما توانست شکوفایی فرهنگی را بخصوص در عرصه هایی مانند سینما و گاه تلویزیون حمایت کند. آنچه موسوی و دوستانش کردند، سیاست رسمی دولت نبود. میرحسین موسوی کسی بود که قبل از انقلاب گروهش فیلم ساختند، در دوران انقلاب سینما مورد هجوم قرار گرفت و هفت سال پس از انقلاب، سینمای ایران با حمایت او جهانی شده بود و یکی از برترین سینماهای دنیا به حساب می آمد و این درست هم بود.

هشتم: زهرا رهنورد یک برگ برنده است، نه برگ برنده ای برای ما حامیان موسوی، بلکه برای زنان ایرانی و برای حیثیت ایرانیان. رهنورد چهره مخدوش شده زن ایرانی را که در دوران احمدی نژاد هزار بار بیشتر آسیب دیده می تواند نجات دهد. او هنرمندی مدرن، استاد دانشگاه و زنی صاحب نظر است. ما یک فرصت بزرگ داریم که این دو انسان والا و ارزشمند را کنار هم ببینیم. مطمئنم که تصویر رئیس جمهور جدید ایران دست در دست همسر هنرمندش می تواند تمام کراهت و سیاهی دست پس کشیدن احمدی نژاد را کمرنگ کند. حضور این دو در کنار هم بی تردید به معنای روشن همدلی رئیس جمهور جدید با مسائل زنان است.


 

نهم: کروبی مورد احترام من است، نه بخاطر توانایی هایش، بلکه بخاطر شکستن فضای تکروی و ایجاد یک حزب و ستاد نسبتا قوی برای انتخابات، او همتی والا دارد و این همت را می ستایم. اما شک دارم او اندازه رئیس جمهوری مناسب ایران امروز باشد، شاید گفته شود که احمدی نژاد رئیس جمهور بود پس دیگر هر کسی می تواند رئیس جمهور باشد، اما این مزید بر علت است، چرا که وقتی به چشم دیدیم اندازه نبودن رئیس جمهور چه بلایی سرمان می آورد، دیگر حق نداریم سراغ دیگرانی برویم که رئیس جمهور نمی توانند باشند. می خواهم بگویم حتی کرباسچی و مهاجرانی هم اندازه رئیس جمهورند، ولی صد حیف که کروبی با همه سجایای اخلاقی و شجاعتش چنین نیست، بخصوص در موقعیت جهانی.

گروهی از دوستان آدرس می دهند که چون ابطحی زمانی مسوول دفتر خاتمی بود، یا جمیله مهاجرانی همسر وزیر سابق خاتمی بود، یا عباس عبدی که هزار بار از اصلاح طلب بودن عبور و مرور کرد، یا محمد قوچانی که صد هزار بار نوشت که داعیه اصلاحات ندارد، و خود آیت الله کروبی که همواره در مجلس و پیش و پس از آن بارها اصلاحات را لعن و نفرین کرده است، اصلاح طلبند پس باید به کروبی رای داد. در حالی که اولا همه این افراد به این دلیل اهمیت دارند که خاتمی به آنان اعتبار داده است و دوم اینکه وقتی صاحب مجلس خودش پهلوی دست مان نشسته دیگر چه داعیه داریم که برویم به رئیس دفتر سابقش رای بدهیم ولی به خودش ندهیم؟ این چه استدلالی است؟ من بارها گفته ام و می گویم که این افراد بزرگان ما هستند، اما چون که صد آید نود هم پیش ماست، خاتمی دلیلی است که مدلول نمی خواهد. با این دلایل نمی شود به آیت الله کروبی عزیز رای داد.

 

فرق کروبی و موسوی این است که یکی شان آمده تا کار حزبی کند، اما موسوی آمده تا رئیس جمهور شود، کروبی موفق شده چهل نفر از اصلاح طلبان را با برنامه ای چهار ساله جذب کند، اما 960 نفر اصلاح طلب دیگر طرف موسوی هستند، فرق این دو ستاد فرق جنس اصلی و بدلی است، ستاد موسوی با وجود همه ضعف هایش چون پشتوانه مردمی دارد، توانسته موج بسازد، ولی ستاد کروبی نمی تواند، موج ساختن هنر می خواهد. و از همه گذشته فرق این دو ستاد دقیقا همان فرقی است که میان ساسی مانکن حامی کروبی است با محسن نامجوی حامی موسوی. البته، گفته باشم که استدلال من برای " ما" ست، برای ماهایی که می خواهیم به موسوی رای بدهیم، وگرنه اصولا پیشنهاد می کنم هر دو نامزد تا روز آخر در صحنه باشند و هیچ کس به دیگری بد وی بیراه نگوید و بدگویان را از خود برانیم. مساله این است که ما باید کنار هم باشیم چرا که احمدی نژاد همچنان قدرتی مهم است و هنوز نباید فریب تمام شدن شب و رسیدن سحر را داشته باشیم.

دهم: و آخرین حرف این که انتخابات را با استدلال آغاز می کنند، با منطق پیش می برند، برنامه می دهند، میثاق می بندند، حامیانی جمع می کنند، اما، در پایان کار شور و شوق و احساسات است که انتخابات را پیش می راند. دوستی دارم که دیروز نوشته بود که ما آن موج را ساختیم و آن جو را ساختیم و ساختن آن جو هنر است. او درست نوشته است.

 

ما، من و بسیاری از دوستداران آزادی و ایران و عدالت و ما مردم ساده، ما مرد نقاش را از خانه در آوردیم و از او خواستیم بیاید و شهرمان را رنگ بزند که از این همه سیاهی خسته ایم، ما از اهانت و تیرگی، از این بافت آزار دهنده زندگی خسته ایم، سبز می خواهیم تا نفس بکشیم، سرخ می خواهیم تا گرم شویم، زرد می خواهیم تا به آفتاب سلامی دوباره کنیم و آبی آسمان را می خواهیم. ما نمی خواهیم پیروز بشویم، ما پیروز شده ایم، شهرها در دست ماست. شهرها همین حالا هم زیر لایه خوشرنگی از سبز انتظار سرآمدن زمستان احمدی نژاد را می کشد. حالا می خواهیم هر ایرانی که کشورش را دوست دارد، دستانش را سبز سبز کند و دیوارهای شهر را رنگ کند، ما شهری پر از شور زندگی و رنگ می خواهیم، ما این روزها نیازمند شعر و شور و زندگی و فریاد هستیم تا صدای ساعت را بشنویم و آخرین لحظه ها را انتظار بکشیم، تا ده روز دیگر که صدای ایران را بشنویم که " احمدی نژاد" رفت، حالا دیگر می شود خندید. و چه خنده ها خواهیم زد.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 23:35  توسط حمید رستمی  | 

در حالیکه دکتر احمدی نژاد شب گذشته در مناظره با میرحسین موسوی انتقادات و اتهامات تندی را نسبت به آیت الله هاشمی رفسنجانی مطرح کرد و از دوره ریاست جمهوری او به عنوان ترویج اشرافی گری یاد کرد اما شواهد تاریخی حاکی از تمجید او از هاشمی رفسنجانی در زمان استانداری او در دولت هاشمی بوده است.بطوریکه احمدی نژاد در سال 75 یکسال پیش از روی کار آمدن دولت اصلاحات ، تعریف و تمجیدهای فراوانی را از هاشمی مطرح کرده بود: 

آقای محمود احمدی‌نژاد که در آن زمان به عنوان استاندار اردبیل مشغول فعالیت بودند، بیشترین تعریف و تمجید را از آقای هاشمی رفسنجانی داشته‌اند و پس از آن نیز،‌ در دوران انتخابات مجلس ششم در مجموع شورای هماهنگی نیروهای انقلاب به عنوان یکی از اعضای اصلی ستاد انتخاباتی فهرستی محسوب می‌شود که هاشمی رفسنجانی در صدر آن قرار داشت، محسوب می‌شد.



«آینده» بخشی از نتایج بررسی‌های خود را در چارچوب گزارشی از اظهارات آقای احمدی‌نژاد در ماه‌های پایانی دولت سازندگی منتشر می‌کند.

گفتني است شروع سفر هاشمی رفسنجانی به اردبیل در 29/7/75 بوده و مطالب زير از روزنامه هاي همان روزها استخراج شده است.

آقای احمدی‌نژاد، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را شخصیت بزرگ انقلابی و اندیشمند خواند و سفر ایشان به استان اردبیل را باعث رسیدن این استان به جایگاه مطلوب خود می‌دانست، به طوری که حضور ایشان را باعث تسریع در کار توسعه و آبادانی استان می‌شود.



در سفر استانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در مهر 75، دکتر احمدی‌نژاد که در آن زمان در سمت استانداری اردبیل بود، اعلام کرد «در سفر تازه سردار سازندگی به این استان 240 طرح صنعتی، عمرانی، کشاورزی، بهداشتی و درمانی و فرهنگی، خدماتی و اقتصادی به بهره‌برداری خواهد رسید».

همچنین ایشان در مصاحبه مطبوعاتی و تلویزیونی خود گفت: این طرح‌ها با اعتباری بیش از یک هزار میلیارد ریال به اجرا درآمده است. نکته جالب این که به گفته احمدی‌نژاد در این سفر استانی هاشمی رفسنجانی، صدها طرح عمرانی،‌ مخابراتی و رفاهی به بهره‌برداری می‌رسد.



محمود احمدی‌نژاد، استاندار وقت اردبیل در این جلسه مطبوعاتی گفت:  عملیات اجرای طرح‌های متعددی از جمله دو سد بزرگ در اردبیل، تصفیه‌خانه بزرگ آب شرب پارس‌آباد مغان، طرح اسکان عشایری،‌ مرحله دوم کارخانه تبدیل سیب‌زمینی اردبیل، عملیات طرح احداث بزرگراه از فرودگاه اردبیل تا بخش نیر، طرح آب‌رسانی مشکین شهر، کارخانه سیمان اردبیل با ظرفیت 2300 تن در روز، کارخانه شیرخشک مغان، کارخانه تولید لاستیک، 101 طرح مخابراتی،‌ مرکز تلفن سیار اردبیل، طرح‌های توسعه مخابرات در شهرستان‌ها، ‌74 مدرسه، 11 سالن ورزشی سرپوشیده، مجتمع اداری اردبیل، خانه‌های سازمانی و بیمارستان 160 تخت‌خوابی تأمین اجتماعی و... با دست مبارک هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور ایران به بهره‌برداری خواهد رسید.

همچنین دکتر احمدی‌نژاد در یک گفتگوی اختصاصی با روزنامه «ایران» گفته بود: «آیت‌الله رفسنجانی -رئیس‌جمهور وقت ایران- همیشه و در همه ابعاد در صحنه‌ها و شرایط دشوار انقلاب اسلامی، از عناصر تعیین‌کننده است و نام هاشمی در تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی با درخشندگی و به نیکی ثبت خواهد شد.»

به گفته وی مجموع طرح‌های مذکور نقش مهمی در مهار آب‌های سطحی، بهبود کیفیت آب شرب شهری، افزایش پروازهای هواپیمایی، احیای مراتع و جلوگیری از تخریب اراضی، جلوگیری از خروج ارز، توسعه صنایع و ایجاد انتقال و جذب نیروهای متخصص و... داشت.

نکته جالب توجه در سفر هاشمی رفسنجانی در سال 75 به اردبیل، اشاره تمام روزنامه‌ها به افتتاح 300 طرح عمرانی بود. در همین حال گروه‌های کثیری از مردم منطقه، استقبال باشکوه از رئیس‌جمهور وقت را وظیفه دینی و ملی خود عنوان کرده بودند.

دکتر احمدی‌نژاد گفت: «آقای هاشمی رفسنجانی به خاطر تصویب لایحه استان شدن اردبیل، حق بزرگی بر مردم استان دارند و لذا باید از ایشان استقبال تاریخی و به یاد ماندنی صورت گیرد.»

گزارش‌هایی که در آن تاریخ منعکس شده‌اند، نشان از استقبال باشکوه و مردمی که شعارهای تشکرآمیز سر می‌دادند، می‌دهد که همه از جمله استاندار وقت اردبیل، رفسنجانی را سردار سازندگی می‌خواندند.

هاشمی رفسنجانی روز اول سفر خود به استان اردبیل، ابتدا به دیدار خانواده شهدا و ایثارگران رفت و سپس در ورزشگاه تختی این شهر در جمع باشکوه مردم که حتی پای پیاده از شهرستان‌های استان به این شهر آمده بودند، سخنرانی کرد.

در جلسه شورای اداری که در روز سی‌ام مهر ماه در استانداری اردبیل به ریاست عالی رئیس‌جمهور تشکیل شد، دکتر احمدی‌نژاد استاندار اردبیل توضیح می‌دهد که ادارات کل و سازمان‌های مورد نیاز استان، پس از استان شدن اردبیل به میزان شصت درصد تأمین شده است. وی متذکر شد که هیچ یک از امور جاری استان دچار وقفه نشده است و برنامه‌ریزی‌ها به مرحله اجرا رسیده و  شهرک اداری و خانه‌های سازمانی طراحی شده است.

محورهای فعالیت استانداری را دکتر احمدی‌نژاد، این‌گونه توضیح داد: می‌خواستم در حضور حضرتعالی از مجموعه همکاران و کسانی که در این دو تا سه سال - بعد از استان شدن - تلاش کردند، سپاس‌گزاری کنم و مجدداً از زحماتی که در این دو روز سفر به حضرتعالی دادیم،  عذرخواهی کنم و از سفرتان تشکر می‌کنم. بعضی موارد را دوستان برای تسریع در برنامه‌های عمرانی جمع‌بندی کرده‌اند که خدمتتان تقدیم می‌کنند.













+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 9:10  توسط حمید رستمی  | 

شهر از همان دم دمهای ظهر آبستن بود مردم در تکالپو و راست و ریست کردن کارها بودند یکی درحالیکه با عجله از این سمت خیابان به آن طرف می رود آخرین اس ام اس ها را به دوستان میزند و ساعت پرواز را یاد آور می شود آن دیگر ماشین اش را با عکس سید تزئین می کند یکی هم که دیر جنبیده از هر کسی که می بیند عکس موسوی و شال و پرچم سبز می خواهد مقصد تمام ماشینها فرودگاه است از چند روز قبل زمزمه های به گوش می رسید که مردم زیادی از شهرهای اطراف هم خواهند آمد .

دو ساعت به پرواز مانده جلوی فرودگاه جای سوزن انداختن نیست خیلی ها با خانواده آمده اند و تصاویر کودکان پرچم به دست در نوع خود جالب است چیزی حدود هزار دستگاه خودرو جلوی فرودگاه و خیابانهای منتهی به فرودگاه پارک شده اند  ومردم زیر تیغ آفتاب با تمام شور و شعف شعارهای در حمایت از موسوی و زبان مادری سر می دهند بعد از ساعتی یک فروند هواپیما به زمین می نشیند همه فکر می کنند که مهندس آمد اما علی رغم اینکه این هوا پیما مسافرین سرشناسی دارد ولی مهندس تازه از همدان به هوا برخاسته و از آنجا به اردبیل می آید. مهر علیزاده ،حسن الماسی وعیسی کلانتری از مسافرین به نام این پرواز بودند که در پاویون به ولی اذروش،ناصر نصیری،اورجعلی محمدی و اعضای ستاد موسوی می پیوندند.

مردم هنوز منتظر هستند که مهر علیزاد از پاویون بیرون می آید و مورد استقبال شدید مردم قرار می گیرد.از دانشگاه زنگ می زنند و می گویند که مسئولین دانشگاه به نوعی می خواهند برنامه را لغو کنند و دانشجوها هم که ساعتها منتظر بودند بر علیه مسئولین دانشگاه شعار می دهند و آنها هم اعضای ستاد را مقصر جله می دهند که چرا این قدر تاخیر کرده اند.از ورزشگاه رضازاده هم تماس می گیرند و گزارش لحظه به لحظه می دهند که ظرفیت ورزشگاه کاملا" تکمیل است و تعداد زیادی هم سرپا هستند و هزاران نفر هم داخل سالن روی زمین نشسته اند.

هواپیما زمین می نشیند و مردم آماده استقبال می شوند انهایی که زرنگ ترند برای گیر نکردن در ترافیک چاره کار در راه افتادن زود هنگام می بینند و تعداد زیادی هم جلوی فرودگاه چشم انتظار مهندس اند تا او را بر دوش بگیرند و رسم مهمان نوازی به جا آورند جمعیتی بیش از ۵ هزار نفر  در محوطه فرودگاه تجمع کرده اند که با شعار های ترکی خوشامد گویی می کنند و تاکید دارند که پرزیدنت آینده موسوی ست.

مسیر ده کیلومتری فرودگاه تا اردبیل مملو از ماشینهای تزیین شده با عکس و پرچم است که منتظر ایستاده اند کمی جلوتر ده بیست تا از اسب سواران با پرچم های سبز ایستاده اند و کمی جلوتر یک مرد میان سال در حالی که دو چرخه اش را کنار اتوبان پارک کرده با عکسی در دست برای ماشینهای عبوری تبلیغ می کند.

تا میدان علی سرباز آدمهایی زیادی در کنار خیابان جمع شده اند و دست تکان می دهند.باید به سرعت یه ورزشگاه برویم. ولی در میانه را سری به سالن تربیت بدنی دانشگاه محقق زدن هم خالی ازلطف نیست. دانشجویان زیادی از دانشگاههی مختلف در داخل سالن جمع شده اند که تعدادی از آنها از گروه رقیب است که پلاکاردهای با مضمون"لبنان و فلسطین خط مقدم ماست"،"مرگ بر منافق" و....روی انها نقش بسته و ساکت وآرام در گوشه یی نشسته اند.دانشجویان در حمایت از موسوی ،خاتمی و اصلاحات شعار می دهند و از دولت سیب زمینی و گداپرور شکایت می کنند گه میر حسین وارد سالن می شود جمعیت به یکباره منفجر می شود و کسی صدای آن دیگری را نمی شنود بعد از دقایقی موسوی جمعیت را آرام می کند تا شروع به صحبت کند که در این هنگام جمیعت قلیل مخالف موسوی  شعار" مر گ برمنافق" سر می دهد که با هو کردن دانشجویان مواجه می شود و آنان هم در عوض شعار های حیا کن رها کن سر می دهند این کار به تناوب ادامه می یابد و وقتی که اکثریت سکوت اختیار می کند تا موسوی حرف بزند گروه منتسب به بسیج شعار می دهد و طرف مقابل هم تحریک شده به سختی آرام می گیرد که در  گیر و دار مهندس شروع به صحبت می کند اما در این بلبشو آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.

ورزشگاه حسین رضازاده از ساعتها پیش لبالب انباشته از جمعیت شده و برخی هم حتی هوای رفتن به سرشان زده در شعاع بعیدی از ورزشگاه باید به دنبال پارکینگ برای ماشین باشی و خود را به زحمت به ورزشگاه رسانده و اگر جا پیدا کنی باید سرپا بایستی.ورزشگاه دارای شش هزار صندلی ست که با احتساب داخل میدان و آدمهایی که سرپا در جاهای مختلف   ایستاده اند بالای دوازده هزار نفر داخل ورزشگاه حضور دارند که هر کس می خواهد به نحوی متفاوت تر از بقیه باشد یکی صورتش را به رنگ سبز در آورده و آن دیگری کل بدنش را با عکس پوشانده . یکی پلاکاردی به دست گرفته که خواهان تدریس  و تحصیل به زبان ترکی شده آن دیگری مشکلات معلمان رامطرح می کند و.... چندی جوان هم حلقه زده اند و سه را به شانه خود سوار کرده اند و یک نفر هم بر شانه آن سه تا  بالا رفته است و یک ساختمان گوشتی سه طبقه درست کرده اند تا ان بالایی یک پلاکارد در دستش بگیرد کار فوق العاده خطرناکی که الحمدالله پشیمانی در پی ندارد.

محمدی و مهر علیزاده قبل از موسوی به پشت تریبون رفته اند و جمعیت را   تهییج کرده اند تا موسوی که وارد شد سر از پا نشناسند و فریاد حمایتشان را به گوشش برسانند.باید اعتراف کرد که هیچ کس دو ماه قلب نمی توانست این شور و حال و موج سرمستی ا حدس بزند انگار بوی محبت سید را در فضا پراکنده اند که هر کس استشمامش کندشیفته می شود در ساعتی و الا کسی به آن همه جمعیت نه اضافه کاری داده بود نه ماموریت و نه حتی مدارس را تعطیل کرده بودند که سیاهی لشگری برای مصرف تلویزیون  تدارک ببینند حتی بسیاری با بنزین سیصد تومانی و ماشین شخصی چند صد کیلومتر را کوبیده بود تا لحظه یی عاشقانگی را تجربه کند.

غریبانی و کمال پیر موذن به پشت تریبون رفتند از اردبیل و پتانسیلهایش گفتند غریبانی شعری ترکی خواند که خوشامدگویی شهرهای مختلف استان را در بطن داشت و حاج کمال از خاطرات استانداری احمدی نژاد  پروژه سواپ و سود ۴ میلیاردی صادق محصولی و از غربت برادرش دکتر و از دق مرگ شدن مادرش از بی وفایی دوران گفت تا مهندس به پشت تریبون برومد خطاب به حیدر بابا بگوید که:" چکدین منی گتیر دین!"

از افراط و تفریطهای  سیاست خارجی بگوید و از بی برنامه گی در اقتصاد که کمر اقشار آسیب پذیر را شکانده .از اشتباهات هولناک و از وضعیت اورژانسی کشور گفت.

گفت و گفت و گفت تا اینکه محرم راز یکدگر شدیم.

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 2:35  توسط حمید رستمی  | 

برای نشریه یی که ادعای اندیشه پاک دارد

 

در روزگاری که حتی "مسعود نمکی شلمچه نویس" از حملات بی رحمانه سالهای 80-75 به سید محمد خاتمی نادم و پشیمان شده و راه سینما پیش گرفته و اخراجیهای 2و1 را می سازد و با محمدرضا شریفی نیا و شیلا خداداد می پرد برخی ها تازه یادشان می افتد که مشی پر خاشگرانه و هتاکانه ده نمکی سابق را ادامه داده و از این نمد کلاهی برای خود ببافند.

شگفتا که این برخی ها روزگاری خود را متولد دوم خرداد می نامیدند و روز دگر همراه با محسن رضایی به اردبیل می آمدند تا جنبه فرهنگی به سابقه نظامی گرمی اش اضافه کرده و خود بنمایانند و از درد هجر صندلی های سبز رنگ بهارستان  دست به هر خش و خاشاکی بزنند و امروز مدیحه گوی دولتی باشند که در هزار توی وجدان خویش بشدت منتقد اعمال و رفتارش باشند و امروز  که بر کلک نشسته اند به کل فلک متلک بگویند و از یاد ببرند که روز مبادایی هم هست و باید جوابگوی ویژه  نامه های رایگان پخش شده در سطح شهرهای استان  که کلمات را بدجوری با افت ارزش مواجه  می کنند باشند . انگار که از معلم کهنسال تاریخ درس عبرت نگرفتند که در سال 76 خیلی بیشتر از این توهین ها در تیراژی میلیونی به دست مردم رسید و آنها لبخندی تلخ زدند و بر ناشرانش  طلب مغفرت کردند و روز موعود چنان به سوی صندوق راهی شدند که هنوز روزکاری اول هفته اش شروع نشده   کاندیدای مورد حمایت اشان جوانمردانه پیام تبریکی  فرستاد که این است رسم جوانمردان.

دوستانی که یکبار در طول عمر احساسات قومیت خواهی شان گل کرده و به زور بیل و کلنگ و تیشه می خواهند حس توهین شدگی را با یک تصویر مجعول به ملت  ترک القا کنند و آب را گل آلود تا بلکه ماهی مورد نظر خویش از صندوق  مه آلود بیرون آورند. یکی هم پیدا نمی شود بپرسد که برادران غیور سه سال پیش  آن غائله یی  که به پا خواست و روزنامه دولت نهم باعث و بانی آن بود شما کجا تشریف داشتید. زخمی که آن روز بر دل آذربایجان نشست با یک ماه توقیف روزنامه ایران التیام نیافت که هیچ بلکه کمی هم بدهکار دولت مهرورز شدند و علایم مهرورزی اشان تا  ماهها بعد بر سر و صورت و سینه اشان هویدا بود حالا چه شده درد قومیت به جانشان افتاد و کاتولیک تر از پاپ شده و علم مبارزه در دست گرفته و قصد  تحریک مردم بواسطه یک تصویر مجعول را دارند. هم آنها که در قضیه کاریکاتور اظهر من الشمس روزنامه ایران  خزیدند و حتی معترضان را مشتی اراذل و اوباش معرفی کردند که پول خارجی در جیب داشتند و کردند آنچه نباید می کردند.

امروز بر هیچ بنی  بشری پوشیده نیست با پیشرفتهایی که در علوم مختلف حاصل شده -البته اگر هم  آنان را به حساب دولت مهرورز نگذارند -هر تصویر و صدایی را می توان مونتاژ شده و تحریف تحویل خلق اله داد، حال باید شنونده حساب و کتاب کرده و قضاوت نماید. یک پرسه زنی در اینترنت تصاویری مونتاژ شده از افراد مختلف را براحتی در دسترس قرار می دهد که ماحصل رویتش رویش  دو تا شاخ بر سر آدم است.

 در ثانی خیلی ها دوازده سال است که کمین کرده اند و منتظر یک لغزش کوچک از خاتمی هستند تا آن را پیراهن عثمان کرده و بنیادش بر اندازند ، یعنی شما فکر می کنید اگر آن صحبتها صحت داشت  وزارت اطلاعات به همین راحتی دست از عبای شکلاتی خاتمی بر می داشت؟ آیا نمی گفتند که اهانت به ائمه اطهار و در راس آن بی بی فاطمه کرده است و مجازاتش کمتر از اعدام نیست؟ پس شما هم می دانید که قضیه آنگونه هم که دلتان می خواهد نیست و الله چه کسی ست که نداند سر هاشم آغاجری بخاطر یک جمله کذایی تا پای دار  رفت  و پای  رفته اش در راه انقلاب و اسلام هم کمکش نکرد.

آنهایی که در سال 76 درگیر انتخابات  بودند بخوبی به یاد دارند که فیلمی موسوم به "کارناوال عاشوراچگونه برای بدنام کردن سید درست شد و خداوند مکر مکاران  را بخودشان بر گرداند و شد آنچه باید می شد .

راستی عالیجنابان داشت یادم می رفت  خیلی چیزها را می شود با کامپیوتر درست کرد ولی خیلی چیزها هست که با کامپیوتر که هیچ حتی با آب توبه هم نمی شود درستش کرد و شما هم که به عنوان دیده بان عرصه را ژورنالیسم استان سعی در اطلاع رسانی همه جانبه دارید، اوایل سال قبل یک درگیری مسلحانه لب مرز بوقوع پیوست و خبرش در مطبوعات درج نشد  به ما حق بدهید  که از پدر خوانده مطبوعات  استان انتظار داشته باشیم که قضیه را موشکافی کرده و طرفین دعوا را مشخص کرده  و بگوید  دقیقا چند کیلو بود؟ نوع جنس از کدام بود؟ آن ور مرز بود یا اینورش؟ چند نفر در این قضیه جان باختند ؟ و آیا معمولا چنین اتفاقاتی می افتد یا نه ؟  نسبتشان با بعضی هدقیقا" چه بود ؟ آخر اقوال مختلفی در این زمینه موجود است قول واحد هم برای ثبت در تاریخ خوب است  هم برای افکار عمومی!

حالا آنهای که از قضیه  مطلع بودند شرم حضورشان مانع از افشای خبر شد شما چرا زیاد به پرو پای همه می پیچید ومته به خشخاش می گذارید تا حافظه ما هم تکانی بخورد و آن چیزیکه چندان به سودتان نیست در ذهنمان ملکه شودو طبیعی ست که آن قضیه به عالم فاش شود .

برگردیم به موضوع،برادران دارای اندیشه پاک پاکپرونده اختلاف اردبیل و تبریز دیریست که بایگانی شده ولی انگار عالیجنابان سر آن ندارند که یک پرونده کهنه و رنگ رفته و بی ارزش در بایگانی خاک بخورد و برای رسیدن به هدف حاضرند زمین و زمان را به هم بریزند تا بواسطه ابر و باد و مه و خورشید و فلک  یک نفر دیگر که نه پسر عمویشان است و نه پسر دایی اشان  نانی به کف آرد  و نوش جان فرماید . آیا آن قضیه بلوتوث علی دایی که سال پیش علم  شد -در راستای همین پرونده بود- هم جزء پروژه روانی شما عالی جنابان بود که بالاخره با اخراج سیاسی دایی از تیم ملی به تاریخ سپرده شد.

نه برادر این گونه که فکر می کنید نیست . یعنی قابل باور هم نیست  تمام اختلافات و یقه گیری آن جنابان برای ربودن گوی سبقت در خدمت رسانی باشد و رقابتهای طرف دیگر ریشه در اختلافات کهنه قدیمی . حداقل  شما که دستی در آتش دارید از مواضع کابینه  سوگلی تان نسبت به ناطق نوری و لاریجانی و قالیباف آگاهید. نه برادر این ادبیات رجبی گونه دیگر بشدت بیات شده و هیچ طبعی بر نمی انگیزاند. شما و همپالگی ها تان هر روز بر این کوس می دمید که اصلاح طلبان اختلاف دارند خوب برادر من این اگر برای کروبی و موسوی رای نباشد برای شما قبای ریاست جمهوری را که در پی دارد پس ساکت بنشینید گوشه یی و نظارت کنید و به وقت درو خوشه های وزارت و ریاست را بچینید و دم نزنید .بروید خدا روزیتان را در جای دیگر حواله کند .نکند تعداد رایی که به دکتر جانتان قول داده اید نمی توانید تامین کنید اینقدر جوش می زنید نکنید این کارها را. به سلامتی خودتان آسیب نرسانید . سیل که راه افتاد باید با آن همراه شد خلاف آب شنا کردن عواقب وخیمی دارد روزی را می بینیم که تیتر اول نشریه تان را به نفع میر حسین بسته اید و خواهان فراموشکاری.

آنگونه که پیداست سیل حمایت از موسوی به راه افتاد و خوب است عرض خود نبرده و زحمت ما نیفزایید . به یاد داشته باشید که رییس دولت محبوبتان چهار سال تمام املا نوشت وانشاء ولی الان موقع زنگ حساب است . شما هم دست کم یک سال است که بر کرسی وکالت تکیه زده اید و بقول عوام باید از دزدی که گرفته اید سخن برانید نه اینکه از زمین و زمان وام گرفته و حرفهای صد تا یه غاز تحویل خلق اله بدهید.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 0:35  توسط حمید رستمی  | 

در حالی که اکثر هنرمندان کشور طی یک اقدام بی سا بقه از میر حسین موسوی حمایت می کنند کسی از هنرمندان اردبیل خبری ندارد . شاید هم چندان فرقی به حالشان ندارد.

ما موسوی را قبل از نخست وزیر شدن به عنوان یک هنرمند می شنا ختیم الان هم بیشتر از سیاست در عالم هنر گام زده یاریش کنیم!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 13:33  توسط حمید رستمی  | 

 





Powered by WebGozar