یک روز در یک برنامه ورزشی که اتفاقا" اسمش "نود " است و این روزها کانون حمله دولت مجری برنامه از محمد مایلی کهن مربی وقت تیم ملی امید ایران دلیل خط خوردن امیر حسین صادقی از تیم امید را پرسید که حاجی مایلی پس از مقادیری سرخ و سفید شدن و تلاش برای نگه داشتن خود نتوانست به غوغای دل جواب منفی دهد و خشمگینانه گفت:"می خواهید بگویم.....!صادقی با یک بازیکن دیگر در اردوی تیم ملی امید تخته نرد بازی می کرد!"
در روزگاری که آنقدر فعل قبیحه دور و بر انسانها ریخته که پاسور بازی کردن- فارغ از تفریح فکری بودن -در میانشان مشتلق است دستگیری و دادگاه و زندان و ضمانت خیلی بیشتر از سختگیری ست .وقتی از چند کیلومتر آن طرفتر تن تن مواد مخدر و نئشه جات و خمره جات جابجا می شود گیر سه پیچ دادن به سه جوان بسی کم لطفی به قاچاقچیان عزیز محسوب می شود.
حالا شما حدس بزنید که در طی آن چند روز بازداشت بودن می شود با چه کسانی و با چه اندازه از گناهان هم بند شد و دوره فشرده تبه کاری را دید و تمام ترس و واهمه چندین و چند ساله از فضای زندان را بیرون ریخت و از فردا خیلی با کلاس به اعمالی اندیشید که دست کم تناسبی با بازداشت و ضمانت داشته باشد.
آیا این شل کن و سفت کن یکی از دلایل عمده لجاجت جوانان و گریز شان از ارزشهای مدنظر بزرگسالان نیست؟به قول رضا مارمولک "این قدر فشار می اورید که از آن سر جهنم می زنند بیرون!
همه اینها در حالی ست که در نودونه درصد اداراتی که دارای کامپیوتر هستند بازی پاسور موجود بوده و کارمندان شریف کشور در مواقع بیکاری که چیزی حدود هفت هشت ساعت در روز می شود به این فعل قبیحه می پردازند و کسی هم دستگیرشان نمی کند!
