تبليغاتX
از سر دلتنگی

از سر دلتنگی

اتاقی در حومه خاطره

اخیرا" یکی از جوانان فامیل  که کمتر از بیست سال دارد را به همراه چند تن از دوستانش به جرم پاسور بازی گرفته اند و چند روزی مهمان آب خنک بوده اند تا اینکه با ضمانت آزاد شده اند.نه لطفا" نخندید شوخی نیست!جدی جدی ست اینکه این عمل مذموم است  فعلا" موضوع بحث نیست آنچه اهمیت دارد تناسب عمل با مجازاتش است و صد البته پیامدهای منفی اش!

یک روز در یک برنامه ورزشی که اتفاقا" اسمش "نود " است و این روزها کانون حمله دولت مجری برنامه از محمد مایلی کهن مربی وقت تیم ملی امید ایران دلیل خط خوردن امیر حسین صادقی از تیم امید را پرسید که حاجی مایلی پس از مقادیری سرخ و سفید شدن و تلاش برای نگه داشتن خود نتوانست به غوغای دل جواب منفی دهد و خشمگینانه گفت:"می خواهید بگویم.....!صادقی با یک بازیکن دیگر در اردوی تیم ملی امید تخته نرد بازی می کرد!"

در روزگاری که آنقدر فعل قبیحه دور و بر انسانها ریخته  که پاسور بازی کردن- فارغ از تفریح فکری بودن -در میانشان مشتلق است دستگیری و دادگاه و زندان و ضمانت خیلی بیشتر از سختگیری ست .وقتی از چند کیلومتر آن طرفتر تن تن مواد مخدر و نئشه جات و خمره جات جابجا می شود گیر سه پیچ دادن به سه جوان بسی کم لطفی به قاچاقچیان عزیز محسوب می شود.

حالا شما حدس بزنید که در طی آن چند روز بازداشت بودن می شود با چه کسانی و با چه اندازه از گناهان هم بند شد و دوره فشرده تبه کاری را دید و تمام ترس و واهمه چندین و چند ساله از فضای زندان را بیرون ریخت و از فردا خیلی با کلاس به اعمالی اندیشید که دست کم تناسبی با بازداشت و ضمانت داشته باشد.

آیا این شل کن و سفت کن یکی از دلایل عمده لجاجت جوانان و گریز شان از ارزشهای مدنظر بزرگسالان نیست؟به قول رضا مارمولک "این قدر فشار می اورید که از آن سر جهنم می زنند بیرون!

همه اینها در حالی ست که در نودونه درصد اداراتی که دارای کامپیوتر هستند بازی پاسور موجود بوده و کارمندان شریف کشور در مواقع بیکاری که چیزی حدود هفت هشت ساعت در روز می شود به این فعل قبیحه می پردازند و کسی هم دستگیرشان نمی کند!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 0:31  توسط حمید رستمی  | 

کسانی که دیشب برنامه نود شبکه سوم را مشاهده کردند در دقایقی از برنامه شاهد گفتگوی تلفنی عادل فردوسی پور با محمد آخوندی سخنگوی سازمان تربیت بدنی و عضو هیات مدیره باشگاه پیروزی بودند که به عنوان گل سر سبد برنامه جنجالی در محافل مطرح شد و موافقان و مخالفان زیادی هم در بین بینندگان داشت.
همین یک برنامه به اضافه آن برنامه سال پیش "نود" که با حضور صفایی فراهانی معروفیت زیادی پیدا کرد کافی بود تا پرده از شخصیت بشدت هتاک -دروغ پرداز-فرافکن و در یک کلام بی ادب _بی نزاکت وطلبکار این جوانک- که به زحمت سنش به سی می رسد و در صورت ریاست جمهوری هر کس به جز احمدی نژاد نهایتا" معلم ورزش یک مدرسه ابتدایی در دارقوز آباد سفلی می شد-برداشت تا افکار عمومی بیش از پیش با ذهنیت بشدت مسموم او و همگنانش آشنا شود.
او که چه در برنامه سال پیش و چه در برنامه دیشب راه به راه اعضای کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال و در راس آن صفایی فراهانی را عوامل دشمن و مزدور استکبار نامید بارهای بار عادل فردوسی پور را صورت رسمی تهدید کرد و به ان هم قانع نشد و مدیر شبکه سوم را هم به چوب تهدید نواخت و بلوف برگزاری مسابقه پیام کوتاه در سایت تربیت بدنی را رو کرد.
آخوندی در جای جای صحبتهایش سوالات عادل را اشتباه و جهت دار عنوان کرده و وقتی هم که در مقابل ایستادگی فردوسی پور کم آورد از خون شهدا و دستاوردهای دولت نهم و ورزشگاههای افتتاح شده سخن به میان آورد و آخر کار هم دیگر نتوانست خودش را کنترل کند و حرف دلش را زد که" چرا من را به برنامه ات دعوت نمی کنی؟"
محمد آخوندی فقط یک مشت کوچک از خروار خروار غوره نشده مویز شده هایی ست که از صدقه سر احمدی نژاد به مناصب بالا تکیه زده اند و در برابر هر سوالی عنان اختیار از کف داده و زمین و زمان را به هم می دوزند تا مثلا" ثابت کنند روی کار آمدن چهار مدیر عامل در عرض چهار سال برای یک باشگاه کاملا" با اصول علمی منطبق است. البته در کشوری که حیاتی ترین وزارتخانه اش یعنی کشور در عرض سه سال وخورده یی سه وزیر و دو سرپرست و چهار معاونت سیاسی به خود دیده  هیچ کاری بعید نیست.
پدیده هایی مثل عادل فردسی پور که بی هیچ هراسی پته آقایان را روی آب می ریزند نیاز به یک حمایت همگانی دارند تا کماکان به وظیفه خود عمل کرده و در مقابل حضرات کم نیاورند.
+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 21:52  توسط حمید رستمی  | 

اسماعیل صدقیانی پیشکسوت تئاتر اردبیل که یکی از قدیم ترینهای  این رشته در اردبیل محسوب می شد روی در نقاب خاک کشید تا آرزوی یک مصاحبه مفصل در مورد وضعیت فرهنگی شهر در پنجاه سال پیش را با خود به گور ببرم .به قول شهریار هی گفتم که مصاحبه می کنم اما همت نداشتم تا اینکه قاصد خبر از فوتش داد.

یکبار با مرحوم صدقیانی در یک برنامه تلویزیونی همبازی بودم که علی رغم کسالت و کهولت سن قبول همکاری کرده بود . در همان یک بار او را بشدت ماخوذ به حیا دیدم چیزی که قبلنها کرور کرور موجود بوده و اینک با واحد مثقال سنجیده می شود . یکی دو باری به خاطر اینکه نقش فرزندش را بازی می کردم او را به کول می گرفتم و جالب اینجا بود که هر چند وزن آنچنانی هم نداشت از خجالت نمی دانست چگونه عذر تقصیر بخواهد و با هر صدای دوباره کارگردان بیشتر از پیش شرمسار می شد که اسباب زحمت شده است.

استاد اسماعیل قراری صدقیانی متولد سال۱۳۰۵ تبریز بود که فعالیت هنری در زمینه نمایش را از سال ۱۳۲۷ آغاز کرده بود و در چندین نمایش به عنوان بازیگر-کارگردان و نویسنده به قرار زیر  حضوری فعال داشته :بازیگری:جنگ ایران و روم-فتح سومنات-کمدی در دفتر تلفن-آدام مادام-یک تخت دو مسافر-چوپان متقلب -مهر و سه پینه دوز - گناهکار کیست-چهره  گلگون،بابک خرم دین-آنجا که ماهیها سنگ می شوند-در راه اشنویه-دلباختگان وطن- سه پیرمرد سلحشور و فیلم سینمائی عتیقه ها و ...

کارگردانی:سه پیرمرد سلحشور-دلباختگان وطن-آی با کلاه و آی بی کلاه-چهره گلگون،بابک خرم دین- گناهکار کیست و....

نویسنده:سه پیرمرد سلحشور

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 3:13  توسط حمید رستمی  | 

چهاردهمين جشنواره تئاتر منطقه اي مغان با عنوان «شکوه شکفتن» با انتخاب هنرمندان و گروههاي برتر به کار خود پايان داد و هيئت داوران نمايش « کارنامه بندار بيدخش» از شهرستان گرمي را بعنوان کار برگزيده انتخاب کرد.

همچنين عباس جاهد برای بازی در نمایش "کارنامه بندار بیدخش" از گرمي و فرشادجعفرزاده برای بازی در نمایش "آوایی در باد "از پارس آباد در رشته بازیگری مرد مشترکا" اول شدند،اصغر سعادت به خاطر بازی در نمایش"اسید"از پارس آباد دوم  وبابک فاتحي برای بازی در نمایش "کارنامه بندار بیدخش" از گرمي سوم شد و از مهدي درباني به خاطر نمایش "زندگی شاید"از خلخال و جابر فتحی   به خاطر بازی در نمایش "من من" از بیله سوار تقدیر گشت.

در بخش بازيگري زن  مريم ندايي به خاطر بازی در نمایش "ژاندارک در آتش" و سولماز ندایی به خاطر بازی در نمایش "آوایی در باد " از پاس آباد مشترکا"رتبه دوم را به دست آوردند،زهرا فرضعلي زاده برای بازی در نمایش "زندگی شاید"از خلخال سوم  و از زهرا شاهی مقدم به خاطر بازی در نمایش"من من" از بیله سوار تقدیر شد. ضمن اینکه در  این بخش هیات داوران برای رتبه نخست انتخابی نداشتند.

در بخش کارگرداني  عباس جاهد برای نمایش "کارنامه بندار بیدخش"از گرمي دوم شد و اکبر محمدي برای نمایش "آوایی در باد "از پارس آباد سوم شد و هیات داوران از احمد مسرت برای نمایش "من من" از بیله سوار تقدیر کردند.ضمن اینکه در  این بخش هیات داوران برای رتبه نخست انتخابی نداشتند.

هيئت داوران در بخش نمايشنامه نويسي ضمن تجليل از احمد مسرت جایزه خود را به ژيلا فيض الهي به خاطر نمایس"کوچه"از مشگين شهر اهدا کرد.

چهاردهمين جشنواره تئاتر منطقه اي مغان «شکوه شکفتن» به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان پارس آباد روزهاي بيست و ششم تا سي ام آذر ماه 87 در اين شهر برگزار شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 23:31  توسط حمید رستمی  | 

یک شعر زیبا و بشدت احساسی از شاعر خوب آذربایجان جعفری:

يارين بوينون قوجاقلاديم         يار آغلادي من آغلاديم

يغيشدي قونشولار بوتون         جار آغلادي من آغلاديم

 

باشيندا قارقالان داغا             دانيشديم آيريليق سؤزون

بيرآه چكيب باشينداكي            قار آغلادي من آغلاديم

 

طارم ده نار آغاجلاري        مني گؤروب دانيشدلار

بؤيومو زيتون اؤخشويوب     نار آغلادي من آغلاديم

 

اله كي اسدي بير خزان       تالاندي گوللريم منيم

خبر چاتينجا بولبوله            خار آغلادي من آغلاديم

 

دئديم كي حق منيم كي دير    باشيمي چكديلر دارا

طناب كسنده بؤينومو          دار آغلادي من آغلاديم

 

اوره ك سؤزون دئديم تارا       سيم لر اؤلدو پارا پارا

ياواش ياواش سزلدادي          تار آغلادي من آغلاديم

 

جعفري م بؤيوم بالا          غم اوره كده قالا قالا

يار جانيمي آلا آلا            يارآغلادي من آغلاديم 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 14:16  توسط حمید رستمی  | 

 





Powered by WebGozar