تبليغاتX
از سر دلتنگی

از سر دلتنگی

اتاقی در حومه خاطره

هوا سرد و هوای دلم سردتر!ملول و سرگشته در هزار توی زندگی!جایی که همه چیز چون وعده های کودکی خیلی زود پوچ می شود خیلی زود!

حالمان خیلی بد است!خیلی بدتر از آنچه تصورش را بکنی !بدجوری هوای کودکی بازرفته را کرده است جایی که دلمان جای کینه نبود ولی افسوس شور و شوق کودکی برنگردد دریغا!

آنقدر خسته دلم که انگار هزار سال عمر کرده ام و به یک جاودانگی حماقت آمیز رسیده ام یک نامیرایی پر از تعفن!ولی باز این کاروان عمر است که بی هیچ راندمانی بسرعت می گذرد من  در آستانه هزار و یکمین سالروز تولدم به شهری کوچک فکر می کنم که هیچ خشت و دیوارش ،کوچه پس کوچه اش،جوی و گندابش  نیست که مرا به یاد کودکی معصومانه نیندازد.

مادر نگفته بودی دنیای آدم بزرگها پر از دوز و کلک و دروغ و کلاهبرداری و بشدت مادی ست!نگفته بودی مادر!

در فیلم طبل حلبی پسرکی سه ساله وجود دارد که یک روز تصمیم می گیرد بزرگ نشود و تا آخر عمر سه ساله باقی می ماند همانگونه کوچک و بی ریا هر چند که هر سال یکسال بر عمرش اضافه می شود ولی قد و وزن همان است که بود ما ان پسرک طبل حلبی هم نشدیم وا اسفا... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 23:26  توسط حمید رستمی  | 

مثل اینکه مطلب قبلی که اختصاص به یکی از نمایندگان اردبیل داشت به مذاق تعدادی از طرفدارانشان خوش نیامده و آن گونه که در بخش نظرات آمده انتقاداتی را نویسنده وارد کرده اند که بر آنها حرجی نیست چرا که هوادارند و رسم هواداری حکم می کند که هیچ انتقادی را بر نتابیده و چین بر پیشانی آورده و ملامت کنند.

اما نکته هایی که باید دوستان به ان توجه کنند این است که این مطلب نوشته یک شخص حقیقی ست که بر حسب تصادف از دور دستی هم در آتش نشریه مهر اردبیل دارد و به همین علت منصفانه نیست به گناه این مطلب کل نشریه را به چوب انتقاد راند گناهان کرده و نکرده اشان را جار زد.

 در مورد اینکه صدا و سیما و خبرگزاری ایرنا آن گونه که باید رعایت کسوت و نوبت جناب "سید"را نمی کنند کاری از دست بنده حقیر سرا پا تقصیر بر نمی آید چرا که خرمای اجازت بزرگان بر نخیل است و دستان حقیر کوتاه من اگر کلی هنر داشته باشم و چهارصد هزار تومان طلب سوخته ام را از خانواده آن همکار مرحومم زنده کنم باید کلاهم را در ارتفاعات صدمتری بالای سر نگه دارم.

و اما اشکال اینکه نماینده ما در ردیف دوم مجلس آنهم در روز همایش صد سال قانون گذاری ایستاده باشد این مثل معروفست که: "تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف".شما اگر با دلایل و براهین و منطق و ...بتوانید ثابت کنید که بزرگتر از ایشان در آن مجلس چند صد نفره حضور نداشته که در ردیف دوم تشریف داشته باشد بنده بصورت کاملا" رسمی و تمام قد  عذر تقصیر به درگاه ایشان می برم.

از آنجایی که نوشته های شخصی بنده هیچ ارتباطی به نشریه مهر اردبیل ندارد در نتیجه مواضع آن نشریه در دوره های مختلف بخصوص در دوره های که بنده با آن نشریه همکاری نداشتم طبیعتا" نمی تواند ارتباطی با حقیر داشته باشد.از اردیبهشت ۸۵تا اسفند ۸۶وبعدا" در آبان ماه ۸۷ که مهر با حضور من چاپ شده هیچ مطلبی در خصوص نماینده محبوب شما کار نشده است. در بقیه مقاطع گروههای مختلف دست اندرکار نشریه بودند که باید خود پاسخگو باشند هر چند که با توجه به مشی اصلاح طلبانه نشریه گمان نمی کنم  قضیه آن گونه باشد که شما می گوئید و یا شاید شما چاپ یک آگهی کوچک در نشریه را به حساب هواداری از یک کاندیدا ارزیابی کند که یقینا" اگر در آن برهه شما هم با تامین هزینه سفارش آگهی می دادید امروز نشریه مهر به جرم هواداری از کاندیدای متبوع شما به مسلخ فرستاده می شد.

در مورد باند آقایان تقوی طلب و شمس هم بنده پرس و جو کردم کسی اطلاعی نداشت در صورت صحت این یقینا" وضعیت نشریه مهر بهتر از اینها نبود تا برای خاطر صد هزار تومان نا قابل آگهی امروز هم جوابگوی اشخاص بی اسم و آدرس باشیم.

رای ۵۰هزار نفره هم دلیل چندان محکمی برای پذیرش یک نفر در بین شهروندان به عنوان یک نماینده نمی تواند باشد چرا که با رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان در اردبیل همه کاندیداها حق حضور در رقابتها را نداشتند و بازی بیشتر به یک رقابت درون گروهی می مانست تا یک انتخابات واقعی . قبول می کنید که با حضور برادران پیرموذن و غریبانی و....انتخاب فلان کس به عنوان نماینده شهر کمی دور از ذهن می رسید .ثانیا" چرا هیچ وقت از خود نمی پرسید و دنبال جوا نیستید که چرا شهری با جمعیت بالای سیصد چهارصد هزار نفر باید نماینده یی داشته باشد با ۵۰ هزار رای!

دفتردار بودن و صیغه ازدواج و طلاق خواندن در نفس خود چیز بدی نیست به شرطی که مراتب صعود پله پله باشد و رقابت برابر.شلم شوربایی که در انتخابات های اخیر استان شاهد بوده ایم  یقینا" با دموکراسی و قانونمداری چندان قابل جمع نیست مگر یادتان نیست که در دوره قبل دو اصولگرا به مرحله دوم راه یافته بودند و چنان در تخریب یکدیگر زیاده روی کردند که چهار سال بعد هم هیچ گروه اصول گرایی  نتوانست بصورت علنی از هر کدامشان حمایت کند.

اگر در روزهای اخیر سری به خبرگزاریها بزنید یقینا" نقل قولهایی خواهید دید که مشخص است بهترین شیوه برخورد نیست و یک نماینده خوب باید بهترین شیوه برخورد را بلد باشد اینکه قسم جلاله بخورد که اگر فلان کار نشود استعفا می دهم و خودم را تکه تکه می کنم چندان منطقی نیست .هر کس به فراخور دانش و استعداد خویش می تواند بر هر کرسی تکیه زند ولی به فراخور شایستگی و دانش اش نه چیز دیگر قبول می کنید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 22:31  توسط حمید رستمی  | 

یک هفته مانده به مرحله دوم انتخابات مجلس هشتم برای نخستین بار دیدمش و اعتراف می کنم که چند باری هم به طرز برقراری دیالوگ با اطرافیانش در دل خندیدم ولی آن موقع احتمال می دادم که با یک آدم خوش مشرب طرف هستیم که اسب خیالش خیال پریدن دارد اما خیلی زود فهمیدم که یک نماینده بشدت ساده و شیفته دوربین  در اختیار داریم که علاقه عجیبی به جلوی چشم قرار داشتن دارد و احساس می کند که بدین وسیله مردم حوزه انتخابیه اش پی به سختکوشی اش خواهند برد.

اولین بار در روز استیضاح کردان وزیر سابق کشور بود که ایشان بی هیچ مناسبتی از کنار دست رئیس مجلس تکان نمی خوردند تا نتیجه آرا اعلام شود بعد قضیه افتتاح استودیو خبرمجلس پیش آمد که باز هم آن جناب بی دلیل اولین نفر از جمع چند ده نفره جلوی دوربین ایستاده بود و زل زده بود به دوربین که این امر حدود بیست هفت دقیقه و سی ثانیه طول کشید. اما اصل کاری همایش صد سال قانونگذاری بود که تصویر ایشان همراه با هاشمی رفسنجانی  -خاتمی-هاشمی شاهرودی-ناطق نوری و لاریجانی زینت بخش صفحه اول روزنامه کارگزاران شد.

قضیه به اینجا ختم نمی شود و ایشان در روزهای اخیر به خاطر عدم وصول استیضاح وزرای آموزش و پرورش وجهاد کشاورزی رییس مجلس را تهدید به استعفا کرده و جالب اینکه لاریجانی با تمسخر گفته که مواظب قلب آنها هم باشد و استعفا ندهد.

واقعا" خداوند صبر جزیل به ما عنایت فرماید با این نمایندگان سالهای پر از عکس و تصویر سایر ملزومات در پیش خواهیم داشت.یک نفر به ایشان بگوید که شش ماه است دیگر دفتر خانه دار نیست و همه به عنوان یک نماینده ایشان را می شناسند!

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 0:24  توسط حمید رستمی  | 

 





Powered by WebGozar