تبليغاتX
از سر دلتنگی

از سر دلتنگی

اتاقی در حومه خاطره

کسانی که به تلویزیون ملی جمهوری آذربایجان دسترسی دارند یقینا" سه شنبه و پنج شنبه شبها شاهد پخش مستقیم برنامه "موقام مسابقه سی" هستندکه باحضور خواننده های جوان و به داوری اساتید موسیقی آذربایجان مثل آقاخان عبدالله یف ،عارف بابایف ،علی بابا ،سکینه و.... برگزار می شود و شرکت کنند گان در هر برنامه با انتخابی اشعار یک شاعر غزلسرا خود را در مقابل داوری هیات ژوری و حاضرین در سالن و مخاطبین تلویزیونی قرار می دهند و نقاط قوت و ضعفشان گفته شده و هفته به هفته در جهت رفع اشکالهای خود تلاش کرده تا مجموع امتیازات خود را بالا ببرند.

این مسابقه از چند جهت حائز اهمیت است :یکی اینکه به جوانان صاحب استعداد مجالی برای هنر نمایی داده شده و آنها در طول مسابقات پخته می شوند و از سوی دیگر حضور هیات داوران صاحب نام و همچنین پخش تلویزیونی آن اعتماد به نفس آنان را بشدت بالا برده و آنها را در اهداف خویش ساعی تر می کند به گونه یی که حتی فردی مثل ناصر عطا پور هم خود را از تبریز  به این مسابقات رسانده و جالب اینکه یکی از بهترین امتیازات اعطا شده را به خود اختصاص می دهد.

برای موسیقی آذربایجان هم مجال خوبی ست که از میان هیاهوی موسیقی های پاپ روز سر برآورده و برای آینده خود دست به استعداد یابی بزند . از طرف دیگر پخش ۴ ساعته در بهترین ساعات پخش تلویزیونی فرصت خوبی برای آشنایی نسل جدید با موسیقی سنتی آذر بایجان پدید می آورد.

جای چنین برنامه هایی بشدت در ایران خالی ست برنامه هایی که یک لحظه تصورش هم آدم را سرشار از شوق می کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 23:59  توسط حمید رستمی  | 

طی روزهای قبل حرف و حدیث های زیادی در مورد کاندیداتوری سید محمد خاتمی در انتخابات مجلس هشتم نقل محافل و مجالس شد که بهانه یی برای یک گزارش مفصل برای نشریه گردید و طی مصاحبه های کوتاه با نورالدین پیرموذن نماینده اردبیل در دور ششم و هفتم مجلس-حسن الماسی نماینده مغان در دور پنجم و ششم مجلس-ناصر نصیری نماینده گرمی در مجلس هفتم-اروجعلی محمدی عضو هیات مرکزی حزب مشارکت-توکل لطفی فرماندار سابق گرمی و تویسرکان وسید مهدی جوادی دبیر حزب اعتماد ملی در استان اردبیل به این نتیجه رسیدم که خاتمی نامزد نمی شود ولی این آرزوی قلبی همه فعالان اصلاح طلب است که خاتمی پا به عرصه گذاشته و سکان هدایت این کشتی توفان زده را در دست گیرد.

پیرموذن با اشاره به دیداری که همراه شجاع پوریان با خاتمی داشت به ضرس قاطع احتمال حضور در انتخابات مجلس را رد کرد و تلویحا" از نامردی خاتمی برای ریاست جمهوری خبر داد .محمدی هم کل ایده را نپسندید و جایگاه خاتمی را فراتر از نمایندگی مجلس دانست.

الماسی با اشاره به اهمیت فوق العاده مجلس هشتم در تشکیل دولت دهم پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس را مقدمه یی برای تشکیل دولت اصلاح طلب دانست.نصیری با اشاره به ناکار آمدی دولت و مجلس و اقبال بیش از پیش ملت به اصلاح طلبان فرصت طلایی بازگشت به قدرت را نکته یی دانست که باید مورد توجه گروههای اصلاح طلب واقع شده و لزوم حضور قدرتمند در عرصه را یاد آور شد.

لطفی هم با شرط برگزاری انتخابات آزاد سالم و رقابتی بی شک اصلاح طلبان را پیروز خواهند بود و خاتمی باید این فداکاری را بکند و برای بالا بردن احتمال پیروزی وارد  میدان شود.

جوادی هم با اشاره به اینکه اعتماد ملی در صورت حضور خاتمی در صحنه او را سر لیست خود قرار خواهد داد وجود عنصر خاتمی را موجب اجماع صدرصدی اصلاح طلبان دانست.

دوست دارم که تحلیل بازدید کننده های محترم را هم بدانم!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 15:13  توسط حمید رستمی  | 

خب بالاخره برگشتم و از سه روز پیش قصد دارم خودم رو در جریان زندگی حل کنم کارهای زیادی دارم که در این یک ماه یا تعطیل شده بودند یا بصورت تق و لق اداره می شدند. یکی سر و سامان دادن به نشریه است بعد از آن باید باری ارشد تصمیم گیری بکنم . یک سفرنامه پرو پیمان هم داده ام برای تایپ تا در وبلاگ کار کنم .نسیمی شدن هر چند سخت بود ولی خب جذابیتهای پنهان و پیدایی داشت که اینک فقط کام شیرینی از این همکاری نمایشی  در ذهنم باقیمانده است.فیلمهای ندیده ئ مجلات ناخوانده زیادی دارم که باید به تدریج از زیر نظر بگذرانم.
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 15:27  توسط حمید رستمی  | 

بعد نود و بوقی خواستیم برگردیم به دنیای پرخاطره و پر از اعجاز تئاتر .بیست روزی می شود که تمام کار و زندگی- اداره -نشریه همه چیز را گذاشته ام کنار و چسبیدم به تئاتر آنهم تئاتر با اعمال شاقه.تئاتر در یک شهر دیگه .کار سختی ست ولی خب این هم تجربه یی بود. شاید سه تا اجرای خارجی به این می ارزد که یک ماه کار و زندگی آدم تعطیل شود. ولی خب شاید دیگه تکرار نشود.

راستش دونفر همیشه از کوچ اجباری من از تئاتر به مطبوعات گله مندند یکی مجید واحدیزاده یکی مریم ندایی . چه می شود کرد این هم قسمت ما بوده که بخشی از زندگی مان بر روی صحنه های نیمه تاریک تئاتر رقم بخورد.

دو روز دیگر عازم هستیم تلاش خواهم کرد که با دست پر برگردم هم برای وبلاگ هم برای نشریه هم برای تئاتر .خدا را چه دیده اید شاید توانستم نبودم در طی این مدت را جبران کنم .

فعلا" در شیش و بش چمان بندی و دنبال وسائل شخصی و مسواک و خمیر دندان و خواب به موقع و مواظبت از بابت عدم سرما خوردگی و نمردن و خواب نماندن هستیم . فرصت برای تعریف خاطرات رفت و برگشت بسیار است. راستی شما ندیدید جوراب سفید کثیف من کجاست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 13:24  توسط حمید رستمی  | 

 





Powered by WebGozar