تبليغاتX
از سر دلتنگی

از سر دلتنگی

اتاقی در حومه خاطره

 

طی این دو سه روزه فرصتی پیش آمد که سه تا از فیلمهای دهه هفتاد مسعود کیمیایی با اسامی اعتراض،ضیافت وسلطان را باز بینی بکنم که از قوی ترین فیلمهای بعد از انقلاب کیمیایی هستند ولی با این حال باز هم از آن اشتباهات فاحش مخصوص کیمیایی به اندازه کافی برخوردارند.

فیلمهای مسعود کیمیایی بر روی دو پایه اساسی بازی و دیالوگ استوار می شوند که با تلفیق آنها می توان لحظات حسی ناب را خلق کرده و تماشاگر را با خود داشت ولی معمولا" در کل فیلم می توان به گیرهای اساسی دست زد و فیلمنامه را زیر سوال برد. فارغ از نگاه ضد تکنوکراتی دو فیلم ضیافت و سلطان که با سفار ش سعید امامی ساخته شده بود فیلم اعتراض هم در جای جای خود به فضای سیاسی روز گوشه چشمی دارد ولی امیر علی قهرمان کیمیایی در این فیلم که قیصر وار می خواهد حساب خائنین را کف دستشان بگذارد با افتخار می گوید که :"حالم از این آزادی به هم می خورد!" چرا که در دنیای ترسیم شده جدید نمی تواند برای اصول خود جایی پیدا کند.فارغ از این دیدگاههای بشدت سنت زده فیلمها تعداد زیادی غلط نگارشی دارند که شاید بشود به بی حوصلگی پیرانه سری استاد گذاشت یا شاید هم چهل سال دیدن مردم از پشت شیشه های ماشین مانع از شناخت دقیق و حقیقی مردم و معضلات و طرز زندگی آنها شده است . به عنوان مثال در اعتراض در حالیکه آشکارا زمان فیلم دست کم چندین ماه بعد از کوی دانشگاه است هنوز بر روی میز مباحثه دانشجویان روزنامه سلام را می بینیم که اصولا" توقیف آن بهانه یی شد برای وقوع دهشتناک فاجعه کوی.یا پیر شدن امیر علی (با بازی داریوش ارجمند)بعد از ده سال حبس کشیدن ولی عدم تفاوت سنی محمد رضا فروتن که بعد از ده سال که از کشته شدن همسرش می گذرد هنوز ازدواج نکرده و در محافل دانشجویی حاضر می شود و با جوانهای زیر بیست و پنج سال نشست و برخاست می کند و با یکی از آنها هم قرار ازدواج گذاشته است.

یا در فیلم ضیافت در حالیکه در خوشبینانه ترین حالت زمان وقوع اوائل داستان را می توانیم سال ۵۷ در نظر بگیریم و طبیعتا" قرار موعود ده سال بعد آن باید سال ۶۷ باشد که مملکت هنوز به طور کامل از دست جنگ و پیامدهای آن رها نشده است چگونه می شود که سیاستهای کارگزاران و برج سازی و مفاسد اقتصادی را زیر سوال برد ودست هر بازیگر یک موبایل از مظاهر تکنولژی داد و در باب از دست رفتن ارزشها داد سخن داد.

عدم درک صحیح فیلمساز از مناسبات سیاسی ایران در دهه های گذشته سبب شده است که برگ برنده های کیمیایی به عنوان ابزاری در دست گروههای سیاسی برای تقبیح اعمال مخالفان قرار گیرد . بعید می دانم که فیلمساز از تمام خدمات مدرنیته به سبب کم رنگ کردن سنتها-در پاره یی موارد حتی اشتباه -چشم بپوشد و تمام سحر کلام خود و جادوی هنر بازیگرانش را در خدمت مذمت مدرنیته قرار دهد که می دهد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 16:56  توسط حمید رستمی  | 

حدود یک ماه پیش بود که به همت واحد موسیقی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی اردبیل برنامه شبانگاهی موسیقی سنتی آذربایجان با نام " موقام آخشامی" برگزار شد که با استقبال خوب اهالی فرهنگ روبرو شد.

این برنامه که با آواز ودود موذن و بهاءالدین خراسانی و اشعار عاصم اردبیلی و شاهی در داخل بقعه شیخ صفی اردبیل در یک فضای خاص و دوست داشتنی برگزار شد می تواند شروعی باشد بر ارج و نهادن بیشتر به موسیقی سنتی -بومی منطقه که اساتید بزرگی را به موسیقی ایران وآذربایجان معرفی کرده است.

در زیر آوار سهمگینی که از موسیقی های مدرن بر سر آدم می ریزد دو ساعت حضور در یک آرامش محض و جمع فرهنگی فارغ از جار و جنجالهای متداول زندگی و شنیدن موسیقی اصیل آذربایجان واقعا" کم چیزی نیست. 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 22:55  توسط حمید رستمی  | 

                                

این روزها که جامعه به شدت با معضل کمبود بنزین دست و پنجه نرم می کند حرف و حدیثهای بسیاری در مورد راننده های تاکسی و کلا" خودروهایی که بهانه های مختلف سهمیه سوخت بیشتری دریافت میکنند در محافل شنیده می شود که با دیدن صف طویل مسافرین در خیابانها صحت این مطالب بیشتر احساس می شود.

فروش بنزین مازاد و همچنین دست چین کردن مسافر با توجه به قیمت و قیافه و جنس آنها و همچنین دریافت کرایه های دلبخواهی مواردی هست که به کرات از سوی شاکیان اشاره شده و در بسیاری موارد هم با چند لحظه کنار خیابان ایستادن قابل مشاهده نیز هستند.

این موارد در خطوط بین شهری حادتر از این حرفهاست و در حالیکه ماشینهای پلاک قرمز زرد  رنگ به عنصری کمیاب تبدیل شده اند رانندهای پلاک سفید هم قانونگذار شده اند و هم مجری و کرایه ها را بصورت کاملا" دلخواه تعیین کرده و جالب اینجاست که در صورت تمکین نکردن مسافر مربوطه وظیفه تمشیت او را هم به عهده می گیرند  چون ایمان کامل دارند که فعلا" دور دست آنهاست و آنها هستند که به عنوان حاکمان بلامنازع جاده ها حق همه گونه زورگیری را به خودشان بدهند .

از آنجائی که در داخل و خارج استان زیاد در حال تردد م و ماشین شخصی هم ندارم در نتیجه نمونه های مثال زدنی این زورگیریها را چندین و چند بار دیده ام :

-یک ماه پیش مسیر خلخال - اردبیل را که کرایه عادی اش دوهزارتومان است در ساعت هشت شب با نه هزارتومان ناقابل طی کردم.

-دو هفته پیش بعد از یک ساعت زیر آفتاب کشنده پارس آباد منتظر شدن با کرایه دو برابر به اتفاق خانمم سوار یک پراید شدیم که به گرمی برویم هنوز حرکت نکرده بودیم که یک نفر جیب پر پول تری داشت پیشنهاد بهتری داد و راننده بسیار محترم در خروجی را به ما نشان داد و آنها را سوار کرد.

-هفته پیش می خواستم بروم تبریز . رفتم ترمینال سواریها در ایستگاه سرعین.می دانستم که در میدان بسیج کمتر از هشت هزار تومان سوار نمی کنند.بلیط چهار هزار تومانی گرفتم موقع حرکت جناب راننده با پر روئی تمام گفت چون ماشین دیگری به جز من به سمت تبریز وجود ندارد پس باید نفری هزار تومان اضافی بدهید وگرنه نمی روم . ما هم که کار واجب داشتیم گردن نهادیم  باز خدا پدرش را بیامرزد که وسط راه در بیابان خدا درخواستهای بیشرمانه تری از ما نکرد و الا مجبور بودیم تن بدهیم و برای یک عمر بی عفت بشویم برویم پی کارمان.

-باز هم بنویسم یا کفایت می کند؟یقینا" آنهایی که سوار بر بنز شخصیتی می شوند از این زور گیریها نه دیده اند و نه باور می کنند. سایر دوستان هم به اصطلاح عالم علم اقتصاد هم هستند خواهند گفت که برداشتن یارانه چنین است و چنان ولی پدر من قضیه سر چهار لیتر بنزین قاچاق شده نیست کلاف بسیار پیچیده تر از این حرفهاست.

حالا من مرده شما زنده اگر این موش و گربه بازیها برای مملکت صرفه جویی شد هر چی دلتان خواست به بنده بگوئید .الان مردم عاصی شده اند مخصوصا" آنهائی که در آمد ثابتی دارند نمی توانند چگونه مخارجشان را با عوایدشان متناسب بکنند واز طرفی همه و همه به بهانه  نبود بنزین هر بلائی دلشان خواست بر سر خلق الله در می آورند.آیا کسی از آه مظلومان نمی ترسد که گفته اند سوز دل کارها بکند؟

                                                                 

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 14:46  توسط حمید رستمی  | 

 





Powered by WebGozar