مطلبم در مجله سروش این هفته:
شبه گزارشی از پشت صحنه فیلم تلویزیونی "ناشناس"ساخته "محسن محسنی نسب"
گردنه حیران و جنگلهای اطراف آن با آن مه غلیظ و بارانهای گاه و بی گاه اش هر چقدر برای رانندگان کم تجربه عذاب آور و غیر قابل تحمل باشد به همان اندازه برای عاشقان طبیعت و هنرمندان سحر انگیز و منشاءالهام است و به همین خاطر هم است که معمولا" کارگردانها از لوکیشن های بشدتچشم نواز و غیر تکراری این گردنه نمی توانند به راحتی چشم بپوشند و هر کس که یک نیمچه شناختی از محیط داشته باشد دست کم یک بار هوس کار در این از بهشت وطن به سرش می زند .
با این پیش زمینه ذهنی گروه گزارشگران متشکل از محمود مهدوی، رضا علی نژادو حمید رستمی راهی محل فیلمبرداری فیلم تلویزیونی " ناشناس" می شوند .فیلمی که قرار است از روی فیلمنامه یی نوشته "نعیم بزازعطایی"و به کارگردانی محسن محسنی نسب با تهیه کنندگی سعید تهرانی در جنگلهای "حیران"تولید شود ."محسن محسنی نسب "را با سه فیلم "یاس های وحشی"،"شیرهای جوان"و"یورش "می شناسیم که البته به گفته خودش سه فیلم سی و پنج میلیمتری و یک تله فیلم(روز امتحان)را هم آماده نمایش دارد که آخری اش فیلم سینمائی "مشت بر پوست" که در جشنواره فجر دو سال قبل حضور داشت.
بیست کیلومتر مانده به آستارا ماشین به سمت راست می پیچد و در روستائی که در بین درختان جنگلی پنهان شده است گروه فیلمبرداری با سرعت تمام مشغول کار هستند و " سعید تهرانی"به عنوان بازیگر نقش اول مرد و همچنین تهیه کننده به استقبال می آید . او که نقش اول سریال "آتش سرد "را چندی پیش در اردبیل ضبط و از شبکه اول سیما پخش شد را به عهده داشت به گفته خودش از همان زمان تمایل پیدا کرده است تا چند فیلم و سریال را در این منطقه تولید بکند.
او اعتقاد دارد که با استفاده از پتانسیلهای جغرافیایی، جاذبه های بصری ،تنوع موجود بین فرهنگها و هم چنین همکاری هنرمندان اردبیلی می توان کارهای به مراتب قوی تری را راهی آنتن کرد:"ما سعی کردیم که در این کار تلفیقی از هنرمندان اردبیلی و تهرانی را داشته باشیم چه در بعد بازیگری و چه در بعد فنی که نتایج رضایت بخشی تا به حال داشته است."
سعید تهرانی مزایای کار در اردبیل را علاوه بر طبیعت زیبا و مردمان دوست داشتنی اش در همکاری مدیران شبکه سبلان و درک متقابل آنها عنوان می کند و می گوید:"چون دوستان خودشان از قبل دستی در کار دارند این درک متقابل خیلی راحت می تواند زمینه ساز همکاری باشد به طوری که از همین الان در تدارک ساخت یک سریال 26 قسمتی به اسم " پلیس به اضافه ده"هستیم که انشاءالله بلافاصله بعد از این کار تولید خواهد شد."
گروه با رهبری " محسن محسنی نسب " بشدت مشغول کار هستند و به نظر می رسد که رفته رفته در طی این چند روز طبیعت زیبا و دل انگیز جذابیت اولیه خود را از دست داده و بالا و پائین رفتن های متوالی گروه از فراز و نشیبها و شیبهای تند همه را خسته کرده است این خستگی را از چهره اعضای گروه می توان فهمید ولی روحیه اشان آن قدر بالاست که همه می گویند و می خندند و سعی در تسهیل شرایط برای همدیگر دارند.به نظر می رسد گروه یکدستی باشند. آن گونه که "شهابی آذر" معاونت تولید شبکه سبلان می گفت از سرعت و راندمان بالایی برخوردار هستند و گروهی کوچک ولی منظم و کاری را تشکیل داده اند . او تا اینجای کار از جریان کار رضلیت دارد و قضاوت نهائی را به بعد از اتمام مراحل تصویربرداری و تدوبن وا می گذارد ولی چیزی که چهره اش به راحتی نشان دهنده آن است رضایت کامل از حرفه یی گری گروه و تمایل به ادامه چنین همکاریهای ست .
گروه برای گرفتن یک پلان در گوشه یی جمع می شوند . در صحنه یی یک مامور نیروی انتظامی ،جوانی را تعقیب می کند. "محسنی نسب " توضیحاتی به بازیگران می دهد و آنها را آزاد می گذارد که در طول تعقیب و گریز ابتدا یک مسیر فرضی برای خود در نظر بگیرند تا گروه کارگردانی و تصویر برداری با توجه به حرکت و مسیر آنها زاویه دوربین را انتخاب کنند. مسیر انتخاب می شود و همه سر خود با فرمان " صدا ،دوربین ،حرکت"محسنی نسب شروع می کنند. قرار است ماموری از بلندی جوانی را از لابلای درختان رو به پائین تعقیب کند تا به نیم متری دوربین برسند و مامور همان جا بایستد و هفت تیرش را در آورده و به سمت او شلیک کند.
بار اول برداشت رضایت بخشی صورت نمی گیرد ،بار دوم بوم به کادر تصویر می آید ،بار سوم در لحظات آخر بازیگر نقش مامور از کادر خارج می شوذ . کم کم تعداد برداشتها بالا می رود اعصاب بازیگرها به هم می ریزد و هر دفعه بالا رفتن از آن بلندی و تعقیب در سرازیری تلاش مضاعفی را می طلبد و سخت ترین جای کار هم ایستادن به یکبار در آن سراشیبی و شلیک کردن است که معمولا" تنظیم مکان دلخواه کارگردان برای بازیگری که با آن سرعت رو به پائین حرکت می کند چندان ساده نیست . یکی دو بار پای بازیگر سر می خورد و اساسی زمین می خورد. بعد از کلی مکافات این صحنه گرفته می شود و تا چجیده شدن بساط پلان بعدی محسنی نسب را در گوشه یی گیر می آوریم:"اولین و مهم ترین جذابیتش خود جغرافیای قصه بود . من تا به حال به این مناطق نیا مده بودم ،وقت یپیشنهاد ارائه شد قبول کردنش زیاد فکر کردن نمی خواست . ضمن اینکه در درون قصه روابطی وجود دارد که به نوعی روابط مردم بومی اینجاست ،دلم می خواست که کمی به فرهنگ عامیانه این منطقه نزدیک شوم."
محسن محسنی نسب که خود سالهاست کارمند تلویزیون است کار در این رسانه را به دلیل فراگیر بودن آن دوست دارد و فیلمنامه هایی با پس زمینه اجتماعی را برای کار ترجیح می دهد.او که از طرفداران پر و پا قرص فوتبال و تیم سایپاست می گوید :"آنقدر به علی دائی علاقه دارم که هرتیمی برود طرفدارش هستم و امسال هم سایپا را عشق است !"
مثل اینکه در طول کار ،گروه نظرات محسنی نسب را تامین کرده اند که او باز هم دلش می خواهد در این منطقه فیلم بسازد .او در جواب این وال که اگر بگویند فرصت ساخت فقط یک فیلم تا آخر عمر داری چه فیلمنامه یی را می سازی؟می گوید:"یک سریال نوشته ام که در طول تصویر برداری تله فیلم "ناشناس"مواردی پیش آمد که دلم می خواهد آن سریال را کمی تغییر داده و با فرهنگ عامه ای منطقه نزدیکتر کرده و آن را در اردبیل بسازم."
گروه صحنه بعدی را چیده اند و منتظر فرمان محسنی نسب هستند . امروز مینا لاکانی بازیگر نقش اول زن فیلم استراحت دارد ولی بقیه گروه پا به پای هم فراز و نشیبهای سرسبز "حیران"را در می نوردندو می خواهند فیلمی سالم روانه آنتن کنند.
مشخصات فیلم تلویزیونی " ناشناس":
نویسنده :نعیم بزازعطایی-کارگردان:محسن محسنی نسب-تصویربردار:احمد احمدی-دستیار کارگردان و برنامه ریز:حسین ایران پور-دستیار دوم و منشی صحنه:روح الله کمانی-طراح صحنه و لباس:سحر گوران –طراح گریم: نگین ریحانی –بازیگران:مینا لاکانی،سعید تهرانی،صمد واحدیزاده،ناصر جعفری ،نادر مهدیلو و ....تهیه کننده :سعید تهرانی به سفارش شبکه سبلان