تبليغاتX
از سر دلتنگی

از سر دلتنگی

اتاقی در حومه خاطره

 

 

چند روز پیش مصاحبه یی داشتم با "مینا لاکانی "که برای بازی در یک فیلم تلویزیونی در اردبیل به سر می برد. لاکانی را از فیلم " روز فرشته" می شناختم که در اوائل دهه هفتاد تولید شده بود وبا آن لیاس یک دست سپید و چهره یی معصوم خیلی خوب در قالب فرشته فیلم ظاهر شده بود .سال بعد از آن بواسطه همبازی بودن در همان فیلم با محمد رضا هنرمند نقش اول فیلم دیدار را بر عهده گرفت که تا به امروز شاه نقش کارنامه اش می باشد و او متاسفانه نتوانسته در این ده سال اخیر حتی نشانه های کوچکی از آن لاکانی که با بازی در نقش دختر مسیحی فیلم که عاشق امیر (بابازی مهران مدیری)می شود و ترک خانواده گفته و به همسری امیر در می آید ارائه نداده است نقشی که داوران جشنواره فجر را مجبور کرد که به احترامش سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن آن سال را تقدیم کنند.

لاکانی در فیلم" دیدار" برهه های مختلف شخصیت"ژانت" دختر دانشجوی مسیحی را از آشنائی و ازدواج و تنها ماندن پس اسارت همسر و حاملگی و نان آور شدن و بچه دار شدن و بزرگ  کردن بچه و پیشرفت اقتصادی را خیلی باور پذیر و استادانه بازی کرده است که از دست کمتر بازیگری بر می آید . لاکانی در سال 75 تمام مشخصات لازم برای ستاره بودن و البته پایداری در بازیگری را دارا بود که انتخابهای غلط و همین طور سیستم نادرست سینمای ایران او را به عنوان یکی از دهها قربانی خود بلعید تا او هم اینک  خودش را با آخرین گناه و سایر آثار نازل تلویزیون مشغول کند . در این معامله هر دو طرف بشدت ضرر کردند چه لاکانی و چه سینمای ایران که یک بازیگر خوب را به سادگی از دست داد. 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 0:47  توسط حمید رستمی  | 

امان از جدایی!

مراسم بزرگداشت یاد و خاطره استاد علی سلیمی آهنگساز شهیر و پر آوازه موسیقی آذربایجان پنج شنبه قبل در سالن فدک اردبیل برگزار شد تا بعد از گذشت ده سال از فوت استاد تجلیلی از یک عمر فعالیتهای هنری اش صورت گیرد.

استاد سلیمی که متولد باکو ،بزرگ شده اردبیل و ساکن تبریز بود آهنگهای بسیاری را ساخته و تقدیم علاقمندان کرده بود ولی به آن شکل که شایسته اش بود شناسانده نشده بود. ترانه "آیرلیق" و" سیزه سالام گتریمیشم" -که در موسیقی آذربایجان از چنان شهرتی برخوردارند که هر خواننده یی در هر سطح آرزو دارد یک بار آنها را اجرا کند-از ساخته های استاد هستند.

در این مراسم که به همت حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی اردبیلبا حضور تعداد زیادی از عاشقان موسیقی و علاقمندان فرهنگ آذربایجان برگزار شد از استاد نصرالله ناصح پور ،دست پیش(سراینده  سیزه سالام گتیرمیشم)،فرهاد ابراهیمی (سراینده آیرلیق)،لطیف کاظمی ،ودود موذن،بهاءالدین خراسانی و ...که همگی اصالتی اردبیلی دارند تجلیل شدو چندین و چند بار این صدای دل انگیز ودود و خراسانی بود که عاشقان موسیقی سرزمین مادری را سیراب کرد.

فقط کسی که این وسط شامل نامهربانی شد بانو "وارتوش " بود که به عنوان یار همیشگی استاد و یکی از ابتدایی ترین خواننده های آثار استاد نادیده گرفته شد و چندان اشاره یی به حضور پر ثمر او در زندگی استاد نشد.

هم او بود که بار اول ترانه" آیرلیق " را در تهران برای " رشید بهبود آف"اجرا کرد تا  رشید آن را بع عنوان سوغاتی  به باکو برده و آنجا یک بار دیگر خودش اجرا کند تا یکی از رازهای " رشید بهبوداف" گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 21:23  توسط حمید رستمی  | 

 

هر چقدر می خواهم خوشبین باشم نمی توانم و احساس می کنم که حتما" کاسه یی زیر نیم کاسه موجود می باشد. تلویزیونی که سالهاست با استاد شجریان سر ستیز دارد و به در خواست خود استاد از پخش صدایش منع شده و آنها هم از خدا خواسته جوری قضایا را پیش برده اند که انگار نه تغاری شکسته و نه ماستی ریخته شده ده سال است که می خواهند به مردم بقبولانند که شجریان شجریان که میگن چندان هم خواننده بزرگی محسوب نمی شود چگونه حاضر شده اند در طی این یک ماه اخیر هر روز فقط از طریق شبکه سوم سیما دست کم دو سه بار تصنیف " از غم عشق تو ای صنم من/ روز و شب ناله ها می کنم من" را پخش کنند آنهم با ذکر تمام جز ئیات از قبیل نام شاعر و آهنگساز استاد علی اکبر شیدا.

من که خوشبین نیستم انگار در طول این مدت لازم شده است که به همه چیز به دیده شک و تردید نگاه کنیم حالا چه جوری شده است که سیمایی که سایه استاد را با تیر می زد این گونه از در آشتی در آمده است نمی دانم فقط این را می دانم که استاد آن قدر بزرگ است که در قاب کوچک تلویزیون جمهوری اسلامی نمی گنجد چه خواب برایش دیده اند نمی دانم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:30  توسط حمید رستمی  | 

 

حالا که نه انتخاباتی هست و نه چیز دیگری که به همیشه در صحنه بودن امت حزب الله نیازی باشد طرح مبارزه با بد حجابی بدجوری به موضوع اصلی جامعه تبدیل شده است.

آن گونه که دیروز خودم شاهد بودم معیار چندانی برای تشخیص مصداق این کلمه وجود ندارد و هر کس به فراخور تشخیص خود دست به انجام تکلیف می زند . آن گونه که من دیدم بودند دخترهایی که به تشخیص من حجابشان چندان مشکل نداشت و با شنیدن تذکری مجبور به پوشاندن تارهای موی بیرون از روسری می شدند.و باز دیدم افرادی که چند قدم آنطرفتر موهایشان را بیش ازپیش بیرون گذاشتند و با یک دهن کجی آشکار غر ولند کنان عبور کردند.کسانی هم که وضعشان غیر قابل تحمل تر بود به مینی بوس هدایت می کردند و احیانا" توصیه های لازم و ضروری را طی یک کلاس فشرده ارائه می کردند.

ولی خب این راهش نیست . همان دهن کجی ظاهری هم نشان می دهد که این راهش نیست.همه اینها یک روزه اینگونه نشده اند که یک روزه اصلاح شوند-البته به زعم آنها-حالا این گیرهایی که داده می شود واقعا" ضروری ست یا نه بحث نمی کنیم.

یک نفر موافق عقیده داشت که باید تمام این کم حجابها را در آتش بسوزانند و خاکستر شان را بر باد دهنداما دیگری که مخالف بود می گفت دست کم در این حالت خوب و بد از هم تمیز داده می شوند و آدم میداند با چه کسی طرف است. این گونه که از شواهد امر بر می آمد طرف در آستانه ازدواج و دنبال یک دختر شیر پاک خورده می گردد.

به عقیده من اگر هم قبول کنیم که هم باید چادر ملی سرشان بکنند نمی شود با برخورد خیابانی به این همگونی دست یافت باید یک کار عمیق فرهنگی کرد کما اینکه از درصد بالائی از همان چادر ملی ها بخواهید یک روز کم حجاب از خانه بیرون بروند به هیچ عنوان قبول نمی کنند چون این باور در گوشت و وست و استخوانشان ریشه دوانده است و با آن فرهنگ بزرگ شده اند . آنها هم با همین امکانات دیجیتالی که می گویند کفر آمیز است بزرگ شده اند پس اگر عزمی برای تربیت نسلی اینگونه باشد امکان پذیر است هر چند اطمینان دارم که آنها هم یک روز با سوالات عمیق فلسفی روبرو خواهند شد.  

حالا باید قدر خاتمی و احترامی که به حریم خصوصی افراد قائل بود را باید بدانیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 18:48  توسط حمید رستمی  | 

 





Powered by WebGozar