
چند روز پیش مصاحبه یی داشتم با "مینا لاکانی "که برای بازی در یک فیلم تلویزیونی در اردبیل به سر می برد. لاکانی را از فیلم " روز فرشته" می شناختم که در اوائل دهه هفتاد تولید شده بود وبا آن لیاس یک دست سپید و چهره یی معصوم خیلی خوب در قالب فرشته فیلم ظاهر شده بود .سال بعد از آن بواسطه همبازی بودن در همان فیلم با محمد رضا هنرمند نقش اول فیلم دیدار را بر عهده گرفت که تا به امروز شاه نقش کارنامه اش می باشد و او متاسفانه نتوانسته در این ده سال اخیر حتی نشانه های کوچکی از آن لاکانی که با بازی در نقش دختر مسیحی فیلم که عاشق امیر (بابازی مهران مدیری)می شود و ترک خانواده گفته و به همسری امیر در می آید ارائه نداده است نقشی که داوران جشنواره فجر را مجبور کرد که به احترامش سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن آن سال را تقدیم کنند.
لاکانی در فیلم" دیدار" برهه های مختلف شخصیت"ژانت" دختر دانشجوی مسیحی را از آشنائی و ازدواج و تنها ماندن پس اسارت همسر و حاملگی و نان آور شدن و بچه دار شدن و بزرگ کردن بچه و پیشرفت اقتصادی را خیلی باور پذیر و استادانه بازی کرده است که از دست کمتر بازیگری بر می آید . لاکانی در سال 75 تمام مشخصات لازم برای ستاره بودن و البته پایداری در بازیگری را دارا بود که انتخابهای غلط و همین طور سیستم نادرست سینمای ایران او را به عنوان یکی از دهها قربانی خود بلعید تا او هم اینک خودش را با آخرین گناه و سایر آثار نازل تلویزیون مشغول کند . در این معامله هر دو طرف بشدت ضرر کردند چه لاکانی و چه سینمای ایران که یک بازیگر خوب را به سادگی از دست داد.
