نگاهی به فیلم اخراجی ها ساخته مسعود ده نمکی
فیلم "اخراجی ها"ساخته "مسعود ده نمکی " را می توان از دو منظر مورد بررسی قرار دارد و به نتایج متضادی دست یافت که نفس این تناقض خیلی بیشتر از اینکه مربوط به ساختار و ضعف وقوت هنری فیلم باشد به شخصیت وجودی خود "ده نمکی " مربوط است.
۱-"اخراجی ها" علی رغم فروش رکوردشکن و حرف و حدیث بسیارش به هیچ عنوان فیلم مهمی محسوب نمی شود. فیلم ملغمه یی ست از تعدادی طنز شفاهی و بازیهایی برآمده از فیلمهایی دیگر و نگاهی اجمالی به کل سینمای جنگ ،به گونه یی که در یک نگاه دقیق خیلی راحت می شود ارجاعات آن را متوجه شد و صحنه را با اصل اش سنجید و متوجه کپی ناشیانه اش شد.
داستان فیلم تقریبا" همان "برزخی ها"ی " ایرج قادری ست که این بار نگاهی کمیک به قضیه حضور آدمهای شرور در جبهه از سوی ده نمکی تنها فرق ماجرا قلمداد می شود که البته این موضوع هم توسط "کمال تبریزی " در " لیلی با من است" دستمایه فیلم قرار گرفته بود و تبریزی خیلی شیرین تر از " ده نمکی " با قضیه حضور مادیگرایانه در جبهه یی که عرفان و خداگرایی در آن موج می زند برخورد کرده بود که از قضای روزگار تحول شخصیت هم بر خلاف فیلم اخیر پذیرفتنی تر بود.
بازیهای بازیگران هر کدام از فیلمهای دیگری قرض گرفته شده اند به عنوان مثال " محمد رضا شریفی نیا " همان حاج رضای فیلم "دنیا" ست که می خواهد جانماز آب بکشد که لحن و برخی مواقع خود دیالوگ بشدت یادآور فیلم "دنیا" ست و مواجهه اش با جنگ دقیقا" یادآور "محمود مشگینی" در "لیلی با من است" می باشد و جالب اینکه در هر دو فیلم یاد شده " شهره لرستانی " نقش همسر رای را بازی می کند که شوهرش وصیت نامه می خواندو او زنجموره می کندو قرار است آش پشت پا بپزد.
"اکبر عبدی" دقیقا" "همایون""هتل پیاده رو"ست که چند سال قبل در تعطیلات نوروز از تلویزیون پخش شد و جالب اینکه " باز هم " مینا جعفر زاده همراه اوست."علی اوسیوند"،"کامبیز دیر باز" و " امین حیایی" هم تیپهایی که اجرا می کنند در فیلمهای قبلی با نزدیکترین حالتهای ممکن اجرا کرده اند.می ماند ساختار خود فیلم که آنهم معجونی ست از "هیوا"،"عبور"و سایر صحنه های درخشان فیلمهای جنگی البته منهای آن حس و حال اولیه .مقایسه کنید تاثیرگذاری صحنه ورود تانک به بیمارستان صحرایی را با صحنه یی مشابه در هیوا یا صحنه قربانی شدن رزمندگان در میدان مین برای گشایش معبری بریا عبور سایر جنگاوران که خیلی سر دستی و بی حس و حال پرداخته شده و متعاقب آن حرکت اعجاز گونه "مجید سوزوکی " که علی رغم نفرات اولی که خیلی زود روی مین می روند و جان می بازند مسافتی طولانی را " آرنولد"وار سینه ستبر کرده و طی می کند.
فیلم انباشته از سردر گمی های کارگردانی و اجرایی ست و تنها مزیت اش همان طنز کلامی جاری بر زبان بازیگران هست که آنهم آن قدر ساده و سطحی برگزار شده است که شک دارم به جز خندان لحظه یی مخاطب بتواند انتظارات کارگردان ایدئولوژیکی چون ده نمکی را بر آورده سازد.
۲-" اخراجی ها" فیلم مهمی ست از این نظر که جادوی سینما آن چنان تاثیری در ده نمکی با ان سوابق گذاشته که او را مجبور کرده که از این پس زبان سینما را برای بیان مفاهیم خویش بر گزیند.
مسعود ده نمکی که دستکم از سال ۷۵ در عرصه سیاسی ایران به عنوان نماینده یک قشر تندرو مذهبی معرفی می شد و در تمام درگیری های خیابانی از میتینگها ی سیاسی و تظاهرات و استیضاح نمادین " عطاا۰۰۰ مهاجرانی " بهشت زهرا در مخالفت با سیاست تساهل و تسامح نامبرده گرفته تا کوی دانشگاه در سال۷۸ حضوری پر رنگ داشت که در مقام سردبیری هفته نامه های " شلمچه"و" جبهه"بیشترین انتقادات را از شیوه های کشورداری "سید محمد خاتمی"به عمل می آورد و ارگانهای مختلف را برای رویارویی با دولت اصلاحات فرا می خواند.
حالا همان آدم که روز گاری شیشه سینما قدس را می شکست که الان هم اعتراف به آن ابایی ندارد می خواهد با زبانی لطیفتر حرفهایش را بگوید اینجای قضیه است که خوشایند می شود و می توان آن را به فال نیک گرفت هر چند که باز در اختتامیه جشنواره فجر دلش برای ده نمکی قبلی تنگ شود عصیانگرایانه فریاد برآورد و زمین وزمان را به پایمال کردن حق مجموعه اش به باد انتقاد بگیرد.
با همه این اوصاف نباید منتظر یک مخملباف دیگری باشیم چون مخملباف دو سال خودش را در خانه اش محبوس کرد و فیلم دید تا الفبای فیلمسازی را یاد بگیرد.این ده نمکی که ما بر روی پرده دیدیم آن چنان پتانسیلی در خود ندارد.
