تبليغاتX
از سر دلتنگی

از سر دلتنگی

اتاقی در حومه خاطره

 
نتایج انتخابات در شهرهای بزرگ در حالی اعلام می شود که حرف و حدیث زیادی حول محور شمارش آرا در افواه عمومی شنیده می شود.

به عنوان مثال در اردبیل که در دوره های گذشته به فاصله حداکثر ۱۲ ساعت بعد از اتمام رای گیری نتایج به صورت کامل اعلام می شد و درست ۲۴ ساعت طول کشید تا مردم از اسامی منتخبین اطلاع یابند و در حالی که گمانه زنی و اطلاعات اولیه از انتخاب افرادی همچون ماریا موسوی و ایوب تقوی طلب آن هم با را ی بالا حکایت داشت با عدم انتخاب آنها نتایج مورد تردید جدی قرار گرفت.

در حالی که عزیزه تراز صرفا" به خاطر پوسترهایی که از خود به در و دیوار نصب کرده بود حائز اکثریت آرا شده و به عنوان اولین انتخاب به شورا راه یافت سایر منتخبین بیشتر از مستقلها و برخی هم از اصول گرایان به صندلی شورا دست یافتند که در نظر سنجی های اولیه و قبل از انتخابات جایی در بالای جدول نداشتند . اگر به این اگرها و اماها عدم اطلاع رسانی به و موقع و صحیح فرمانداری را اضافه کنیم به نتایجی می رسیم که چندان راضی کننده نیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 23:52  توسط حمید رستمی  | 

 

بالاخره بعد از سالها اصلاح طلبان توانستند به یک لیست واحد دست پیدا بکنند و وارد عرصه انتخاباتی بشوند که درست چهارسال پیش با همین انتخابات ستاره اقبالشان کم سوتر شد و رفته رفته بازی را به رقیبان محافظه کار باختند تا بعد از چهار سال ما بفهمیم که صندوق رای بهترین راه تاثیر گذاری در سرنوشت خودمان است .

بالا غیرتا" هم لیست بدی نیست و آدم دلش می خواهد اگر در تهران بود حتما" پای صندوق برود حضور آدمهایی در سطح وزیر و معاون وزیر همچون مسجد جامعی و ابتکار و نجفی و ...نشان دهنده اهمیت موضوع است که می تواند مقدمه یی برای پیروزی های بعدی باشد. لطفا" نگوئید که هیچ اتفاقی نمی افتد . یک سال و نیم پیش ما بازی را به همین استدلال نادرست باختیم واصلا"دوست نداریم که باز هم مرثیه سرای روز های از دست رفته باشیم . شاید کار چندان شاقی نباشد رفتن پای صندوق و یک برگ رای به سود اصلاحات انداختن.نگاهی سر پایی به حوزه فرهنگ و بخصوص بازار نشر و وضعیت فیلمها و تئاتر و اجتماع حاوی نکات زیادی ست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 23:53  توسط حمید رستمی  | 


 

 

هیچ عاشق سینمایی را نمی توان یافت که "سینما پارادیزو"ساخته جاودانه جوزپه تورناتوره را ندیده باشد و درصورت مشاهده عاشق فیلم و توتو و " آلفردو " اش نشده باشد. آلفردو آپاراتچی با بازی فیلیپ نواره فرانسوی یکی از به یاد ماندنی ترین نقشهای دنیا را بازی می کند و با آموزه های خود به توتو کوچولو یاد می دهد که برای رسیدن به عشق ابدی (سینما )باید از عشقهای کوچک زمینی گذشت و جاودانه شد. به همین خاطر است که او دوست ندارد که " تو تو" با عشق دست و پا گیر دخترکی چشم آبی عشق به پرده نقره ای را از دست بدهد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکرده و آنگاه که زمینه های اوج گرفتن زندگی سینمایی " توتو" کوچولو را فراهم می آورد احساس می کند که به ایده ال اش رسیده است.

آلفردو دیلاوگهای به یاد ماندنی بسیاری دارد از آن جمله می توان به حرفهای قلمبه سلمبه اش در باب عشق اشاره کرد که وقتی " توتو" با اشتیاق و لذت تمام می گوید :عمو آلفردو عجب حرفهای قشنگی می زنی می گوید که اینها که حفهای من نیست حرفهای "جان وین " در فلان فیلم است. یا یکبار که در مورد محیط کوچک و بی استعداد خود به تلخی سخن می گوید و " توتو" می پرسد که اینها دیالوگ کدام بازیگر است به همان تلخی جواب می دهد :"هیچکدام اینها حرفهای من است اونهایی که دیدی همه فیلم بودند اینکه من میگم زندگی یه . توتو زندگی مثل فیلمها نیست خیلی سخت تره!"

آلفردو این چنین او را از شهر و دیار خود متنفر کرده و زمینه های مهاجرت و شکوفایی " توتو" را به وجود می آورد آنجا که می گوید:"این شهر نفرین شده است از اینجا برو ...ما را فراموش کن ......دیگه نمی خوام که تو حرف بزنی و من گوش کنم ...می خوام از تو حرف بزنن و من گوش کنم...!"

او "توتو"عاشق سینما را از سرنوشت خودش می ترساند که عمرش در بوی سیگار و عرق تماشاگران در اتاق تاریک آپاراتخانه تلف شد و در سرما و گرما و عید و عزا خودش را در آن جهنم بی هیچ تفریحی به خاطر علاقه اش به سینما حبس کرد:"من فقط روز مصلوب شدن حضرت مسیح تعطیلم اگر مسیح را به صلیب نکشیده بودند من مجبور بودم که آن روز را هم کار کنم!"

عمو آلفردو چند روز پیش برای همیشه ما و "توتو" وتمام " توتو" های عالم را تنها گذاشت تا فیلمی که با مرگ او خلق شده بود(سینما پارادیزو)با مرگ راستکی او به عنوان گنجینه تمام عاشقان سینما گوشه پستوی دلشان باقی بماند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 23:54  توسط حمید رستمی  | 

 
کميته اضطراری فدراسيون جهانی فوتبال (فيفا)، همه تيمهای باشگاهی، ملی و بازيکنان ايران را به دليل آنچه دخالت دولت در امور فوتبال می داند، از بازيهای بين المللی محروم کرد.

فيفا طی بيانيه ای که روز پنجشنبه ۲۳ نوامبر منتشر شد، اعلام کرده است که فدراسيون فوتبال ايران در روند تصميم گيريها، انتخاب اعضای فدراسيون و تعيين رئيس فدراسيون، استقلال خود را از دولت حفظ نکرده و بدين ترتيب ناقض بند هفده اساسنامه فيفا شناخته شده است.

کميته اضطراری فيفا که تصميم تعليق فدراسيون فوتبال ايران از بازيهای بين المللی را اتخاذ کرده از هفت نفر تشکيل شده که شامل ژوزف (سپ) بلاتر رئيس سوئيسی اين فدراسيون و نمايندگان شش کنفدراسيون می شود.

فيفا برای بازگشت فدراسيون فوتبال ايران به صحنه جهانی فوتبال سه شرط گذاشته است.

نخست بايد هيئتی برای ساماندهی فدراسيون فوتبال ايران تشکيل شود که اعضای آن را فيفا و کنفدراسيون فوتبال آسيا تعيين کنند و فدراسيون فوتبال ايران نيز اساسنامه خود را بر اساس اساسنامه فيفا اصلاح کند.

پس از تأييد نهايی اساسنامه در فيفا، انتخابات تازه ای بايد زير نظر فيفا و کنفدراسيون فوتبال آسيا برای تعيين رئيس فدراسيون فوتبال ايران برگزار شود.

اختلاف ميان فيفا و فدراسيون فوتبال ايران ساعاتی پس از تساوی تيم ملی فوتبال ايران با تيم آنگولا در جام جهانی فوتبال و حذف ايران از رقابتهای جام آغاز شد که رئيس سازمان تربيت بدنی ايران، محمد دادکان را از رياست فدراسيون فوتبال ايران برکنار و کيومرث هاشمی را به جای وی منصوب کرد.

فيفا طی نامه ای به فدراسيون فوتبال ايران در مورد دلايل برکناری آقای دادکان توضيح خواست و سپس اعلام کرد که توضيحی که دريافت کرده را قانع کننده نمی داند و تنها محمد دادکان را به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال ايران به رسميت می شناسد.

فيفا تا پانزدهم نوامبر (۲۴ آبان) به فدراسيون فوتبال ايران فرصت داد که محمد دادکان را به سمت خود بازگرداند وگرنه با تحريم مواجه خواهد شد.

دو روز پيش از آنکه اين ضرب الاجل بسر برسد، آقای دادکان رسماً از رياست فدراسيون فوتبال ايران استعفا کرد اما اين استعفا تغييری در تصميم فيفا نداد و اين نهاد بين المللی سرانجام حکم به تعليق فدراسيون فوتبال ايران داد.

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 23:56  توسط حمید رستمی  | 

 





Powered by WebGozar