اما اتفاقات این هفته آن قدر بود که آدم دلش برای یک دل سیر نوشتن تنگ شده باشد . اولین نکته برنامه مسخره سیما با عنوان "پوچ در پوچ"است که واقعا" دل آدم را به درد می آورد . این که یک آدم بی خبر از ایران به اسم صور اسرافیل مورد تمسخر یکسری آدم مجهول الهویه قرار بگیرد و آنها با دادن اطلاعات نادرست و مسخره در مورد کشته شدن روز نامه نگاری به اسم کیانوش استقرار زاده در زندانهای ایران و از بین رفتن آثار باستانی چال اسکندرون او را به صدور نظریات مشعشعانه وادارند نه طنز است نه واقعیت بلکه سعی در گم کردن واقعیات در پی دادن آدرس غلط است .درست است که هیچگاه روزنامه ای به اسم صبح برره تو قیف نشده است اما صبح امروز چه؟آیا کیانوش استقرار زاده همان اکبر گنجی نیست ؟ چه مدت از تخریب آثار باستانی مجاور سد سیوند می گذرد؟
این از این اما فوت منوچهر آتشی خبر دیگری بود که اهالی فرهنگ را تکان داد. مثل اینکه بزرگداشت هفته قبل صدا و سیما که به عنوان چهره ماندگار از او تجلیل کرده بود برایش آمد نداشته . در ضمن این همان صدا و سیمایی بود که در دهه هفتاد در برنامه هویت تمامی تلاشهای صادقانه اش را برای بدنام کردن آتشی انجام داد.
تا اینجا رو داشته باشید تا بعد
