اشك از سرما يخ زد!
تلويزيون بعد از روي كار آمدن ضرغامي حداقل در عرصه سينما دچار دگرگوني هاي اساسي شده است و هر هفته حداقل پنج فيلم جالب توجه كه بيشتر آن شامل آثار كلا سيك است در قالب برنامه هاي متفاوت از شبكه هاي مختلف پخش مي كند هر چند كه باز هم سانسورهاي غير ضروري و بي سليقه بعضي مواقع فيلم را از سر و شكل مي اندازد ولي در هر صورت بهتر از پخش نكردن است. انگار سرهنگ ضرغامي در طول مدتي كه در سالهاي 74و 75 به عنوان معاونت سينمائي مير سليم مشغول بوده اند در خلوت خويش به كرات اين فيلمها را ديده وبه نوعي عاشق آنها شده است و مهمتر از آن به اين مسئله پي برده كه با ديدن اين فيلمها كسي به فكر بر اندازي نمي افتد و از راه به در نمي شود. شب گذشته در ادامه اين روند اشك سرما پخش شد و هر چند بعضي ديالوگها حذف شده بود با اين حال فيلم آن چنان آكنده از صحنه هاي عاشقانه در تلا طم جنگ بود كه به راحتي هر انساني را از جنگ بيزار مي كرد. سرباز كياني كه تبحر فوق العاده يي در مين يابي دارد با دخترك چوپاني كه در اطراف پاسگاه گوسفندچراني مي كند آشنا مي شود و رفته رفته دلباخته او مي شود غافل از اينكه روناك دخترك چوپان عامل كردهاي معارض است كه در تلاش براي كشتن كياني است از اين به بعد فيلم در كشاكش عشق و نفرت جريان مي يابد ودر حالي كه آن دو در قهر طبيعت گرفتار مي شوند بي ياور وبي همراه مجبور به اعتماد به يكديگر مي شوند، اين اعتماد جان هر دو را در آن سرماي وحشتناك نجات مي دهد و مقدمات يكي شدن آن دو را فراهم مي آورد كه دست اجل مهلت نمي دهد و آنها اندكي بعد ا ز رهايي از چنگ سرما در دام مين هاي كاشته شده توسط خود روناك گرفتار مي آيند و با مرگ به وصال مي رسند. فيلم از بازي در خشان پارسا پيروزفر و گل شيفته فراهاني بهره مي گيرد مخصوصا" فراهاني كه به زيبايي نقش يك دخترك چوپان آن هم با لهجه اي كردي را بازي مي كند. از ياد نبريم كارگرداني خوب حميدنژاد مخصوصا" در صحنه هاي طولاني برف و بوران كه مشقت فراواني را براي كادر سازنده و بازيگران به همراه داشته است.


