تبليغاتX
از سر دلتنگی

از سر دلتنگی

اتاقی در حومه خاطره

استقلال به پرسپولیس باخت ولی نه با گل دقیقه 87کریم باقری بلکه با بازی رو به عقبی که از همان دقیقه 25 آغاز شد و میل به زدن گلهای بیشتر را در وجود بازیکنان کشت. این تیم باخت نه حتی با این دلیل بلکه به مدیری به اسم واعظ باخت که تحلیل درستی از شخصیت لازم برای یک مربی ندارد و احساس می کند که مربی باید مرغ دست آموز مدیر باشد و هر سازی کوک کرد برقصد و دم بر نیاورد .در چنین شرایطی مرفاوی می شود کاپلو با باختهای متوالی بر صندلی قدرت تکیه می کند و طرفداران هم به اندازه داش کلم هم ارزش نداشته و با احساسات شان بازی می شود هر چقدر حبیب کاشانی با آوردن علی دایی روح بزرگی و زیاده خواهی را در تیم خود دمید واعظ با اخراج قلعه نوعی و آوردن مرفاوی همان میل را کشت و از بین برد تا امروز به خاطر برد تیم از ابومسلم فریاد شادی سر بدهیم و باخت به پرسپولیس را با توجیه همین که مساوی نشد ببخشیم و جناب واعظ که دقیقا" خصوصیات خودرایی و لجبازی را از مرادش احمدی نژاد به ارث برده ما را به آینده وعده دهد از روزی سخن بگوید که به یمن ابر و باد و خورشید و فلک استقلال را قهرمان ایران کرد.من امروز امین هستم که با این روند به هیچ عنوان استقلال نه شایستگی ایستادن در بین سه تیم اول را دارد-قهرمانی پیش کش-و نه توانایی اش را!ایشان فعلا" دارند گردن کلفتی می کنند و منتقدان را تهدید تا بلکه چند صباحی بیشتر ریاست بکنند آخر مدیریت تیمی که بیست میلیون طرفدار دارد چیز با حالی ست!
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 18:2  توسط حمید رستمی  | 

به عنوان يك آذربايجاني اعتقاد دارم كه برخورد هواداران حاضر در ورزشگاه يادگار امام تبريز با عادل فردوسي پور درست نبود عادل در طي اين ده سال ثلبت كرده است كه عشق اش به فوتبال فراتر از رنگهاست يك چرخش به گذشته نشان مي دهد كه او هر برنامه يي كه داشته آبي و قرمز را با هم نواخته و چندان فرقي هم برايش نداشته اگر هم زماني گرايشي داشته بازهم چيز چندان تعجب آوري نيست!

بايد در نظر داشته باشيم خيلي ها در داخل سازمان صدا و سيما و داخل دولت كه عادل هر هفته پته اشان را روي آب مي ريزد مي خواهند سر به تن عادل نباشد ما نبايد بهانه دستشان بدهيم . برنامه عادل به جرات مي توان گفت كه تنها برنامه دموكرات منش تلويزيون حكومتي ايران است كه مي توتان صداي مردم را در آن شنيد برنامه دو هفته قبل  و مسابقه اس ام اس اش را كه يادتان است.عقده يي هاي مثل محمد آخوندي زخم خورده عادل  هستند كه تيتر اول روزنامه وطن امروز را به تبريز و اعتراضات ورزشگاه اختصاص مي دهند تا از شر عادل خلاص شوند و الا چه كسي ست كه نداند اينها همان علم كنندگان قضيه كاريكاتور و توهين به ملت ترك بودند.

اينكه اس ام اس آن روز سخت ارسال مي شد در اين كشور عادي ست در روز سال تحويل هم همين اتفاق مي افتد تقصير سيستم هاي مخابراتي عجوزه ماست نه عادل يادمان باشد عادل همان عادلي ست كه سه ماه قبل به خاطر وضعيت دستشويي ورزشگاه يادگار مسئولين مربوطه را به اخيه كشيده بود و هكذا وضعيت حمل و نقل و سكو ها.

اينها را كسي مي گويد كه به شهادت آرشيو در اين ده سال بيشترين مطلب را در وصف تراختور در روزنامه هاي ورزشي كشور نگاشته و امروز براي سلاخي نشدن عدالت مي گويد كه با عادل مهربانتر باشيم ما تركيم!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 17:25  توسط حمید رستمی  | 

بزرگترين آفت وبلاگ امتحانه حاضرم روش شرط ببندم ما هم فعلا" با اينكه خرداد نيست ولي بوي امتحان بد جوري به مشاممان مي رسه و براي مني كه يك عمر با فرمول  و محاسبه سر و كله زدم درسهاي  حفظ كردني چندان راحت نيست ولي خوب اين هم تجربه يي ست و وقتي ادم با درسهاش حال مي كنه مشكلات چندان به چشم اش نمي آد!فعلا" اينها را داشته باشيد تا بعد از امتحانات بلكم حرفهاي به درد بخور هم داشتيم!
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 13:56  توسط حمید رستمی  | 


"عليرضا زاکاني"نماينده مجلس شوراي اسلامي- اصولگرا و "جواد اطاعت" استاد دانشگاه - اصلاح طلب پنجشنبه شب در برنامه مناظره تلويزيوني موسوم به "روبه فردا" شرکت و نقطه نظرات خود را درباره وضع موجود کشور،انتخابات رياست جمهوري ، حوادث پس از انتخابات و بويژه حماسه 9دي و پيامدهاي آن بيان کردند.

به گزارش ايرنا، اين مناظره در دقايق اوليه به علت تاخير آقاي زاکاني تنها با حضور آقاي اطاعت آغاز شد و " وحيديامين پور" مجري مناظره با سئوالي در باره " چرايي و ويژگي هاي حماسه نهم دي" از ميهمان اصلاح طلب برنامه خواست تا مطالبش را بيان کند. 
   
اما اطاعت ترجيح داد قبل از پاسخ به اين سئوال، مقدمه اي را با معرفي خودش بيان کند. وي بعداز تسليت درگذشت استاد مسعود عليمحمدي به خانواده ، همکاران دانشگاهي و همه کساني که به سرنوشت کشور و ملت علاقه مند هستند، گفت: «در انتخابات از جناب آقاي موسوي حمايت کردم و به اين حمايت افتخار مي کنم و در ضمن احترام بسيار ويژه و مخصوصي نسبت به آقاي کروبي دارم و از علاقه مندان و ارادتمندان به ايشان از گذشته بوده ، هستم و خواهم بود.»

اطاعت اين گونه به سخنان خود ادامه داد: «من که اينجا صحبت مي کنم عضوي از جريان اصلاحات هستم اما اين نيست که اين جريان مرا به عنوان نماينده خودش در اين مناظره معرفي کرده باشد، اين تصميم شخصي خود من بوده و البته تلاش مي کنم با آن نگاه اصلاحي در چارچوب قانون اساسي و با نگاه و تعريفي که از جمهوري اسلامي دارم برنامه خودم را ارائه کنم.»
 
وی افزود: «اين توضيح را از اين جهت گفتم که در برنامه شما کساني مثل آقاي مطهري، خوش چهره از موضع انتقادي صحبت مي کنند، کساني مثل آقاي افروغ که منتقد وضع موجود هستند، دکتراحمد توکلي منتقد وضع موجود هستند، من را بينندگان از اين زاويه نبينند من مخالف وضع موجود هستم اصلا وضع موجود را برنمي تابم، انتقاد جدي هم دارم نه تنها به بحث انتخابات، بلکه به سياست هاي ، اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي در عرصه داخلي و خارجي. به عنوان کسي که 20 سال روي مسائل ايران کار کرده، ادعا مي کنم در اين حوزه صاحب نظر هستم، مي توانم اگر شما برنامه بگذاريد، در برنامه هاي مختلف سياست هاي اقتصادي، خارجي و داخلي دولت را در حوزه هاي مختلف نقد و ارزيابي کنم .»

این استاد دانشگاه تصریح کرد: «پيشنهاد مي کنم مثل برنامه 90 يک ارتباط با مردم برقرار کنيد تا نظرشان را بدهند. اصلا صاحب نظرترين فردي که در جريان اصولگرا فکرمي کنيد طرفدار وضع موجود است ، اصلا خود آقاي رييس جمهور که بحمد الله در همه حوزه ها صاحبنظر هستند از مذهبي گرفته تا حوزه هاي اقتصادي و سياسي بيايند اينجا ، حاضرم با ايشان بحث کنم و مردم راي شان را بدهند و بگويند کدام ديدگاه و نظر را مي پسندند. من هم وضع موجود را قبول ندارم و هم براي آن راه حل دارم. اين را از اين جهت گفتم که بينندگان بدانند من ضمن اينکه احترام مي گذارم به آقايان مطهري و خوش چهره و ديگر دوستان از اين دست ، موضع من با آنان کاملا متفاوت است. آنان از درون جريان اصولگرا منتقد وضع موجود هستند اما من از موضع اصلاح طلب مخالف وضع موجود هستم.»

در اين لحظه دکتر زاکاني در مناظره حضور يافت و ضمن عرض ادب به بييندگان و مجري و آقاي اطاعت از شرکت در اين مناظره ابراز خوشحالي کرد. وي در پاسخ به درخواست مجري مناظره گفت: «بنده عليرضا زاکاني هستم نماينده دور هفتم و هشتم مجلس شوراي اسلامي از حوزه انتخابيه تهران، ري و شميرانات و اسلام شهر ، يک اصولگرا که کمترين آنها هستم و اميدوارم اين کشور بتواند قله هاي افتخار و ترقي را روز به روز طي کند و اين حرکت با بهره گيري از همه پتانسيل هاي کشور ادامه يابد.»

سپس آقاي اطاعت سخنان نيمه تمام خود را پي گرفت و گفت: «بحث مقدماتي ام تمام نشده بود، يک نکته به دوستان صدا وسيما عرض کنم ، شما بيشتر روي معلول ها بحث مي کنيد در حالي که بايد به علت ها بپردازيد، علت هايي که پيامدهاي اجتماعي بدنبال دارد و بعد هم بيشتر برنامه هاي صدا وسيما که من مي بينم، همه چيز را به استکبار جهاني ، آمريکا و صهيونيست ها و اين ها وصل مي کنيد، اين ذهنیت براي من بيننده ايجاد مي شود که اگر همه چيز دست استکبار جهاني است پس ملت ايران کجاست ، شعور و درک و فهم مردم چه مي شود، اگر قرار باشد که پشت انتقاد و اعتراض مردم ، آمريکا و استکبار جهاني و صهيونيست و اينها باشد اصلا انقلاب نبايد مي شد. اگر انقلاب شده پس حرف محمدرضا پهلوي درسته که در کتابش نوشته ،" انگليسي ها و آمريکايي ها انقلاب کردند". من تعجب مي کنم ، شما کارشناس داريد.» 

وی اظهار کرد: «بحثي ديگر در تلويزيون از چند سال پيش شروع شده ، يک روز هم از من دعوت کردند که بيايم راجع به انقلاب مخملي صحبت کنم ؛ تلفني به آن دوست عزيز گفتم که انقلاب مخملي در کشورهاي استبدادي اتفاق مي افتد. شما وقتي اين را مي گوييد در ايران انقلاب مخملي اتفاق افتاده، تالي فاسد و روي ديگر سکه اش اين است که نظام جمهوري اسلامي انتخابات آزاد ندارد. خودتان ناخواسته مي پذيريد. اگر انتخابات آزاد ، فرايند دموکراتيک و عرصه رقابت آزاد باشد و سرنوشت در صندوق راي تعيين شود، مردم چرا بخواهند انقلاب کنند. انقلاب که يک چيز همين جوري نيست ، يک ملت در طي چندين سده ممکن است يکبار انقلاب بکند و آن موقعي است که کارد به استخوانش برسد. حالا از نوع خشن ، نرم ، مخملي و يا رنگي سياه ، سفيد، قرمز و زرد باشد. شما ناخواسته داريد مي گوييد جمهوري اسلامي کشور آزادي نيست و يک عده چون نمي تواننداز راه هاي دموکراتيک به حقشان برسند مي خواهند انقلاب مخملي بکنند.»

استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با اشاره به هتک حرمت بیت امام(ره) گفت: «واقعا به عنوان يک کارشناس مسايل سياسي تاسف مي خورم که در تلويزيون جمهوري اسلامي اينقدر سطحي به قضايا نگاه مي شود. مثلا پاره شدن عکس امام ، يک نفرعکس امام را پاره کرده و حالا که بوده و يا نبوده معلوم نيست . اين کار بدي است زيرا به حضرت امام اهانت شده است، تلويزيون بارها و بارها آن را پخش مي کند ، يک منکر را در سطح تيراژ بسيار و ميليوني براي ملت منتشر مي کند. اگر آن منکر است ، اين که به مراتب بدتر و خلافش بيشتر است. مردم مي بينند و ايراد مي گيرند. اگر پاره شدن عکس حضرت امام منکر است که هست، آيا توهين به بيت امام منکر نيست، اين کار خلافي نيست که شما يک فردي مثل آقاي خاتمي انساني متعهد و متدين ، من مي توانم قسم بخورم که کمتر فردي پيدا مي شود تعهدش نسبت به اسلام، کشور، انقلاب ، ملت و قانون اساسي مثل او باشد و بخواهد در روز عاشوراي حسيني سخنراني کند و جلسه سخنراني او را به هم مي زنند. مگر قرار است همه مثل هم صحبت کنند، هرکسي ممکن است قرائت خودش را از عاشورا داشته باشد. ممکن است آقاي خاتمي انتقاد داشته باشد که دارد ولي قرارنيست يک مشت چماق بدست را واداريم که جلسه را بر هم بزنند، اين زشت است که بعداز 30 سال در جمهوري اسلامي اين کارها را مي کنند و آنوقت تلويزيون هم مي شود سخنگوي اين جريان و تفکر. باعث تاسف است.» 

وی افزود: «اما 9 دي ، بيانيه آقاي محسن رضايي را خواندم، حرف قشنگي دارد که 9دي مربوط به هيچکسي نيست؛ در اين کشور هر ايراني اعم از يهودي، مسيحي و مسلمان اعم از سني و شيعه همه به امام حسين و عاشورا ارادت دارند. اگر کسي خداي نخواسته در روز عاشورا خطايي را صورت داده همه ملت با او مخالف است و در اين بحثي نيست. منتهي حرف من با دوستان خودم اين است که عزيزان اگر در روز عاشورا کف و سوت زدن اشتباه است، زدن به مردم اشتباهش بالاتر است و کشتن مردم به مراتب خطايش بيشتر است، من نمونه هايي را از نهج البلاغه امشب مي خوانم تا ببينيم حضرت علي چگونه حکومت مي کرد و ما چکونه حکومت مي کنيم و بنابراين 9 دي متعلق به همه ملت است و به هيچ جريان خاصي بستگي ندارد اما صداوسيما سعي مي کند آن را به جريان خاصي منتسب کند و بگويد اين مردم ما بودند.»

اصاعت با انتقاد شدید از صداو سما اظهار کرد: «خوب اگر واقعا همه مقدسات را شما مصادره مي کنيد آنوقت ملت چکار بايد کند و مخالفت و انتقادش را چگونه ابراز کند.اينها بحث هايي است که معتقدم شما و صداوسيما بايد در برنامه توجه کنيد. شما اشاره کرديد( تذکر مجري ،قبل از شروع برنامه) برخي دوستان حاضرنيستند به صداوسيما بيايند و من هم با اکراه آمدم . اما گفتم بيايم و با استفاده از اين فرصت حرف هايم را بزنم و بگويم اين رويه که صدا وسيما در پيش گرفته ، درست نيست.»
 
زاکاني در پاسخ به سخنان ميهمان اصلاح طلب برنامه گفت: «استفاده کرديم از بيانات شيواي آقاي اطاعت اما اي کاش ايشان يک کم هم به شعارهاي روز 9 دي توجه مي کرد و خواسته هايي که مردم داشتند. به هر حال نمي شود چشم را بر واقعيت ها بست. به نظرم جناب آقاي اطاعت يک سلسله نکات حفظ شده را تکرار مي کند و اين نکات بارها تکرار شده و پاسخ هاي خودش را هم دريافت کرده است. 9 دي در واقع و درحقيقت اوج شور و شعور انقلابي مردم مسلمان ايران بود. اين را کسي نمي تواند منکر بشود و هرچقدر هم بخواهند تلاش بکنند و اين افتخار و يادگار ملت را که در تارک تاريخ ثبت شد محو و يا مصادره کنند، نمي توانند ، اين افتخاراصلا مصادره شدني نيست زيرا اين مربوط به انقلاب است. اما تمام حرف ما با امثال جنابعالي و ديگران اين است، چرا زمينه ساز مسايلي شديد که منجر به آشوب بشود و چرا در حقيقت مسيري را اختيار کرديد که قانون را بشکنيد و نه در مقام شعار بلکه در مقام عمل مسيري را اختيار کرديد که در اين بستر ضد انقلاب بتواند رشد پيدا کند.»
 
وی ادامه داد: «برخلاف نظر جناب آقاي اطاعت که براي من بسيار محترم است، جناب آقاي جواد اطاعت که قبلا توفيق داشته ام با ايشان در مناظره دانشگاه شريف شرکت کنم. بنده فکر مي کنم کشور هفت ماه است که در آتش يک فتنه مي سوزد و اين آتش فتنه در حقيقت خيلي عميقتر از آن است که بخواهيم آن را منتسب کنيم به رقبا و عناصري که در داخل کشور هستند. اين در حقيقت تجلي يک بعداز تقابل نظام اسلامي با نظام سلطه است.اگر ايشان منکر اين موضوع هستند مي توانند به گفتار کسينجر که قبل از انتخابات بيان کرده است اينکه چه کسي پيروز شود.» 

در این لحظه مجري صحبت هاي ميهمان اصولگرا را قطع کرد و گفت : «ايشون منکر نيست، ايشون معتقد است که نمي شود همه اتفاقات کشور را به گردن استکبار انداخت.» زاکاني ادامه داد: «توضيح مي دهم، کسينجر مي گويد مهم اين نيست که چه کسي پيروز انتخابات است بلکه مهم اين است که ايران و در واقع انقلاب اسلامي بايد منقرض شود. در بحث انتخابات که يک سناريوي بزرگ طراحي مي شود لازم نيست همه ضد انقلاب باشند اصلا کسي يک چنين حرفي را نزده است. ممکن است کسي دوست انقلاب باشد اما در سناريوي دشمن بازي کند. اين تعبير را از حضرت امام بارها شنيده ايم که ممکن است به ده واسطه يک نيروي انقلاب تحريک بشود و عملي را انجام دهد که خواست دشمن است.»

این نماینده مجلس اظهار داشت: «اين انگ زدن ها و برچسب زدن ها را بنده نمي پسندم. بنده معتقدم اين اتفاقي که تحت عنوان جنگ نرم رخ داد ماحصل در واقع دو دهه تلاش بوده که بتوانند فرهنگ سازي و نهادسازي و هم شبکه سازي کنند و ماحصل آن تغييري را دامن بزنند. لذا بخشي از افرادي که زمينه ساز اين قضيه بودند حتما متعلق به دشمن نيستند. بخشي از افراد مخالف هستند اما تلاش دشمن جوري است که صورت مساله را طوري نشان دهد تا آنچه آنها نتيجه گيري مي کنند خروجي اش عمل در جهت آنها باشد و برخي هم معاند هستند. در انتخابات ريشه يابي موضوع خيلي مهم است و معتقدم بايد ريشه يابي کرد. 40 ميليون نفر شرکت کردند ، 20 ميليون و خورده اي به جناب آقاي احمدي نژاد راي دادند و نمي توانيد منکر شويد، بيش از 13 ميليون هم به جناب آقاي موسوي راي دادند.نفرات بعدي هم ميزان آرايي را به خود اختصاص دادند.»

وی افزود: «در حقيقت اولين بردي که در انتخابات بود، اين بود که مردم آمدند پاي صندوق هاي راي و به جهت گيري هاي انقلابي راي دادند. آن 24 ميليون و خورده اي که تکليفش روشن است و از آن 13 ميليون و خورده اي هم که به آقاي موسوي راي دادند، بخش عمده کساني بودند که ايشان را نخست وزير دوران امام و جنگ مي دانستند. ايشان خودش ادعاها داشت در باره تثبيت انقلاب و تجلي ارزش ها در دوراني که اگر توفيق داشته باشد در خدمت مردم باشد. بالطبع اولين وي‍ژگي انتخابات اين بود که مردم به رويکرد کشور و جهت گيري ها و ارزش هاي انقلابي راي دادند و نکته دوم اين بود که کثرت شرکت کنندگان ميزاني را ترسيم کرد که چشم جهانيان را خيره ساخت و اتفاقي افتاد که ماحصل آن مي توانست خيلي مشکلات داخلي و خارجي ما را حل کند.»
 
زاکاني از ميهمان ديگر برنامه پرسيد که اگر منکر اين حرف ها هستيد بفرماييد. اطاعت گفت : «صددرصد» زاکاني ادامه داد: «حداقل دانشجويان دانشگاه تهران، رييس دانشگاه تهران ، دانشگاه صنعتي اصفهان مي توانند شهادت بدهند.بعداز اين موضوع ، مسيري اختيار و انتخاب شد که ماحصل آن اعتراض هاي اکثريت بود که معتقد بودند و حق طبيعي شان هم بود و البته اقليتي هم آشوبگر بودند. جواب آن اکثريت معترض راهش پاسخگويي بود که نظام هم اين مسير را پيش گرفت . اما يک اقليت بودند که از همان روز اول آشوب کردند و اتوبوس ها را در خيابان مطهري آتش زدند که الحمد لله شما (آقاي اطاعت) نديد و منکر مي شويد. اين اتفاق که افتد نظام مسئوليت برقراري امنيت جامعه را داشت در برابر آن آشوبگران. اگر کسي يک کاسه بخواهد با موضوع برخورد کند حتما اشتباه است. توجه به فرمايشان مقام معظم رهبري در 29 خرداد ماه نشان مي دهد ، ايشان همين تفکيک را به صراحت بيان مي کنند و آن موقع بحث جذب حداکثري را مطرح مي فرمايند. بله نظام وظيفه جذب حداکثري دارد نسبت به آن اکثريت معترض . و توانسته تا حدودي موفق باشد اگرچه کامل نيست.»
 
زاکانی با اشاره به راهپیمایی های جنبش سبز گفت: «روز 25 خرداد چندصدهزار نفر به خيابان آزادي مي آيند اما روز قدس حداکثر 40تا 50 هزار نفر مي آيند و شعار نه غزه ، نه لبنان جانم فداي ايران و از اين جنس شعارها مي دهند ، روز 13 آبان چند هزار نفر در ميدان هفت تير شروع به آتش زدن مي کنند که با چشم خود اينها را ديده ام. اينها معترض نيستند، معترضين آنهايي بودند که به خيابان آزادي آمدند و نظام توانسته به آنها پاسخ دهد و البته مي شد خيلي بهتر از اين هم عمل بشودو اين مسير را دنبال کرد. و در نهايت روز 16 آذرکه اوج انتظارات آنها از دانشجويان و دانشگاهيان عزيز بود، مي بينيم با بصيرت دانشجويان و دانشگاهيان عزيز و اساتيد محترم آنها طرفي نمي بندند. و در کل کشور به 4 تا 5 هزار نفر و در تهران به چند صدنفر مي رسند.»

مجري : «شما مدعي هستيد که غير از اين چند هزار آشوبگر معترض ديگري به خيابان نيامده است؟ زاکاني: «نه عرض من اين است که جريان اعتراض اولي رو به فروکش رفته زيرا نظام خود را درمقابل آنان پاسخگو مي ديده است که بايد پاسخ شبهات آنها را بدهد و اين وظيفه را انجام داده اما اينکه رسانه ها توانسته اند به نيکي آن را منتقل کنند اين امري است که بنده محل ترديد دارم . برهمين اساس اي کاش اين مناظره ها 4 يا 5 ماه پيش برگزار مي شد و يا همان ايام انتخابات برگزار مي شد. دو جريان اقليت آشوبگر و اکثريت معترض همان هفته اول خطشان از هم جدا شد. لذاعده اي هتاک روز عاشورا آمدند تا آشوب کنند و آتش بزنند و شرايطي ايجاد کنند در روزي که مردم در اوج احساسات و عزاداري هستند تا فتنه انگيزي کنند. برخوردي که با اين عناصر صورت مي گيرد دقيقا در راستاي تثبيت امنيت است و اگر کسي منکر آن شود در حقيقت جامعه اي آشوب زده را طلب مي کند که در آن سنگ روي سنگ بند نمي شود.»

مجري : «آقاي اطاعت شما در تهران بين مردم بوديد»، اطاعت: «خير تهران نبودم.» زاکاني : «هرکجاي کشور که تشريف داشتيد حتما بين مردم بوديد، نبوديد؟» اطاعت: «خيرنبودم.» زاکاني: «مشکل همين جاست ، خدمت شما عرض کنم که در اين مسير امکاني ايجاد مي شود تا مردم به صحنه آمده و خودشان ابراز برائت و بيزاري مي جويند از کساني که آن هتاکي ها را انجام دادند، هتاکي هايي که هيچ ربطي به عناصر معترض چند صدهزار نفر و يا چندين ميليون نفر ندارد . معتقدم اينها کاملابايد از هم تفکيک شوند، کسي که ادعايي و سئوالي دارد، راهش پاسخ و پاسخگويي است و کسي که در واقع آشوب مي کند نظام موظف به ايجاد امنيت است.» مجري : «در جريان اصولگرايي کساني نبودند که اين دو دسته را از هم تفکيک نکرده باشند؟ يک آسيب شناسي کنيد جريان اصولگرايي را در جريانات پس از انتخابات.»
 
زاکاني : «نگاه کنيد راس نظام که مقام معظم رهبري هستند، روز 29 خرداد اين تفکيک را انجام دادند و در واقع يک جهت گيري هايي را در کشور معلوم و مشخص کردند که کسي غير از اين نمي توانست اگر کمي اعتقاد و انصاف داشت ، مسيري را انتخاب کند و برود . نکته دوم اينکه ما در مجلس گروهي تشکيل شد تا برويم عوارض بعداز انتخابات را بررسي کنيم و رفتيم با نامزدهاي محترم معترض جلسه تشکيل داديم.با همه آنها و در واقع وقتي گزارشي که در مجلس که بيش از 290 نفر حاضر بودند، عين همين تحليل را هفته دوم بعداز انتخابات ارائه کردم و به نمايندگان محترم عرض کردم که براي معترضان راه ما پاسخگويي و گره گشايي ذهني است و اما براي آشوبگر راهش برخورد و ايجاد امنيت براي مردم است.»

جواد اطاعت استاد علوم سياسي دانشگاه شهيد بهشتي و عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي در ادامه مناظره با زاکاني در برنامه رو به فردا که از شبکه سوم سيماي جمهوري اسلامي پنجشنبه شب بطور زنده پخش شد، افزود: «در روز 25 خرداد مردم خودجوش به خيابان آمدند و نه اطلاعيه کسي داد و نه کسي از آنها دعوت کرد. در اعتراض به عملکرد دولت در زمينه انتخابات حدود دو سه ميليون جمعيت از ميدان امام حسين تا ميدان آزادي آمدند و اعتراض کردند. اگر اجازه مي داديد ، براساس اصل 27 قانون اساسي بايد عمل مي کرديد اما متاسفانه شما فقط مي گوييد قانون قانون ولي به آن عمل نمي کنيد. دوستان تاکنون چندين بار تقاضا کرده اند و اتفاقا در اعتراض به پاره شدن عکس حضرت امام تقاضا کردند که اجازه بدهيد ما به خيابان بياييم و اعتراض خود را بيان کنيم. اگر دولت اين اصل را رعايت مي کرد و اجازه مي داد مردم منتقد مي آمدند و البته من هيچ از خشونت دفاع نمي کنم و همين جا تاکيد مي کنم هرکسي خودش را وابسته و متعلق به جريان اصلاحات مي داند ، سبز مي داند و متعلق به آقاي ميرحسين موسوي مي داند ، اينها همه با خشونت مخالف هستند.اگر اقليتي خشونت مي کند نبايد قاطبه مردم به حساب آوريم . ما هم محکوم مي کنيم و بحثي در آن نيست.»
 
مجري گفت: «آقاي اطاعت مي شود دعوت کرد به اعتراض و بعد دولت اعلام کند کساني که مي خواهند مسالمت آميز اعتراض کنند مثلا خيابان آزادي بيايند و کساني که مي خواهند آشوب کنند بروند ميدان هفت تير؟» اطاعت در پاسخ گفت: «نه، تعجب مي کنيم ، چند روز پيش يکي از همکاران آقاي دکتر زاکاني مي گفت متقاضي راهپيمايي خودشان بايد مسئوليت امنيت آن را برعهده بگيرند. پس ما براي چه به پليس حقوق مي دهيم، حقوق مي دهيم که امنيت اجتماعات را حفظ کند، در انتخابات چطور در خيابان ولي عصر از ميدان تجريش تا پايين خيابان، سبزها مي آمدند از آقاي ميرحسين حمايت مي کردند و امنيتشان هم حفظ مي شد کسي هم شورش نمي کرد. راهپيمايي 25 خرداد که سکوت بود ، پليس بايد مي آمد و امنيت را برقرار مي کرد و اتفاقا اطلاعيه آنها از تلويزيون هم پخش مي شد و مجوز هم مي دادندتا ملت بيايد و انتقاد و اعتراضش را بيان کند و همه بدانند که در جامعه اعتراض است.من اعتراض مردم را فراتر از آنهايي که در خيابان آمدندو هم فراتر از انتخابات مي دانم.»

وی افزود: «آقاي دکتر عزيز شما در 5 سالي که در مجلس و دولت هستيد اقداماتي کرديد که ملت نسبت به رفتار شما مخالف است، در حوزه سياسي در اصل ششم و 56 قانون اساسي حاکميت مردم به رسميت شناخته شده و آخرين اصل قانون اساسي هم خيلي جالب است که مي گويد جمهوري بودن حکومت، اسلامي بودن آن و اداره کشور به اتکاي آراي عمومي لايتغيراست و اگر بخواهيم هم نمي توانيم تغيير بدهيم. در اصل 56 قانون اساسي به زيبايي رابطه حاکميت الله و حاکميت ملت را روشن مي کند و مي گويد حاکميت مطلق بر جهان انسان از آن خداست و همان انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاکم ساخته است و هيچکس نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب کند و يا در خدمت منافع فرد يا گروه خاصي قرار دهد و ملت اين حق خداداد را در اصول بعد اعمال مي کند.»

این نماینده مجلس ششم با انتقاد از عملکرد شورای نگهبان اظهار کرد: «مي گويم پذيرش حاکميت ملت را مي پذيرفتيد و ملت را رد صلاحيت نمي کرديد. شما براي مجلس شوراي اسلامي که 290 نماينده دارد کافي است که 150 نفر را که راي مي آورند رد صلاحيت کنيد اکثريت مجلس تغيير پيدا مي کند. شما 15 برابر را رد صلاحيت کرديد. معلوم است که مردم انتقاد مي کنند ،در مجلس هشتم وضع را بدتر کرديد و باز آنقدر رد صلاحيت کرديد که جريان اصلاح طلب نمي توانست ليستش را تکميل کند آن هم از نيروهاي دست چندم. اين بحث فقط انتخابات و آن هم اين انتخابات نيست، تفسيرهايي که شوراي نگهبان دلبخواهانه از قانون اساسي مي کند. وي با قرائت اصل 44 قانون اساسي که مربوط به بخش دولتي است گفت که شما همه زيرمجموعه هاي آن را خصوصي مي کنيد ، اما به تلويزيون که مي رسيد شوراي نگهبان تفسير مي کند که نمي شود راديو تلويزيون را خصوصي کرد.»

وی افزود: «شما داريد به انحاي مختلف ملت را تحقير مي کنيد، آن وقت مي گوييد ملت نبايد اعتراض کند و به آن اجازه راهپيمايي هم نمي دهيد، روزنامه ها را مي بنديد و فضاي نقد و انتقاد را مانع مي شويد. در بحث اقتصاد دو بار با تورم سرسام آور مواجه بوديم . يکي در مجلس چهارم که اصولگرا بوده تورم 49 درصد را تجربه کرديم. مجلس که قانونگذار و ناظر است مي تواند در ايجاد تورم نقش داشته باشد . الان که در دنيا بحران اقتصادي قاعدتا بايد قيمت ها پايين باشد. چرا قيمت گوشت در دوره اصلاحات در طي 8 سال دولت آقاي خاتمي بين 3 هزار تا 3 هزار و 700 تومان نوسان داشت اما در دولت فخيمه فعلي و مجلس محترم به 18 هزار تومان افزايش پيدا کرده يعني 500درصد اين يک مثال است . مسکن هم همين وضعيت را دارد. ملت از عملکرد سياسي ، فرهنگي و اقتصادي شما ناراحت هستند. اطاعت بااشاره به بيانات امام علي در باره خوارج بسيار لجوج که به ايشان در مسجد توهين مي کردند، گفت که امام به آنها مي فرمود ، شما را از نمازگزاردن در مساجد مانع نمي شويم ، سهميه بيت المال شما را قطع نمي کنيم و تا زماني که دست به شمشير نبرده ايد با شما مبارزه نمي کنيم.»

اطاعت با اشاره به برخورد با علمای اصلاح طلب گفت: «متاسفم مسجدي که در جريان انقلاب به آن علاقه داشتم يعني مسجد آقاي دستغيب يک مرجع تقليد در شيراز را بسته اند. اين با امام علي چه فاصله بعيدي را پيش پاي ما مي گذارد. مي فرمايد "اي مالک، بداخلاقي، درشت گويي و بدزباني مردم را بجان خريدار باش و در حق آنان سخت گيري و قلدري روا مدار تا خدا به پاداش اين کار ساحل هاي رحمت خود را بر تو بگشايد و ثواب به تو عنايت فرمايد. نبايد بگويي من نيرومندم و امر مي کنم پس دستوراتم اجرا مي شود زيرا اين روش موجب فساد فکر و ضعف دين و نزديک شدن به انحراف است." اين دوستاني که گرفتيد و رفته اند زندان ، خود آقاي بهزاد نبوي به من گفت که 4 روز قبل از انتخابات حکم دستگيري مرا گرفته بودند. گفتند که کسينجرعاملش بوده، سئوال مي کنم آقاي دکتر زاکاني از کي تا حالا کسينجربراي ما تعيين کننده شده است، اگر امام را قبول داريد که ايشان مي فرمايند آمريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند . حالا کسيجنرکه يک زماني وزير خارجه بوده و يک حرفي زده ، اين شد براي شما حجت، اگر کسينجر نقش داشت تا آشوب ها را راه بياندازد چرا نتوانست مانع راي آوردن آقاي احمدي نژاد که به قول شما راي آورد، بشود . حرف هايي نزنيد که در آن بمانيد.»

وی ادامه داد: «يک عده را گرفته ايم و در زندان کرده ايم خوب با معيارهاي اسلامي نمي خواند و مردم معترض هستند. مردم از نظر عملکرد سياسي ، اقتصادي معترض هستند. امام علي به مالک اشتر مي فرمايدکه از ميان مردم کسي را بخودت نزديک کن تا حرف حقي را که تلخ است بتو بهترو بيشتر بزند ، در گفتار و کردارت که خدا براي دوستانت نمي پسندد کمتر تورا ستايش کند هرچند ترا ناراحت کند و دلتنگ شوي. آقا مگر اين روزنامه ها که بستيد غيراز انتقاد تلخ کار ديگري انجام مي دادند. آقاي موسوي که در دانشگاه مي خواستم دانشجويان را ترغيب کنم به او راي بدهند مي گفتند که او اصولگرا و نماينده حاکميت است. او را که يک اصولگرا است براساس اصول انقلاب ، امروز او را به کسي تبديل کرده و مي گوييد از سران فتنه است . يعني او را به ضد انقلاب تبديل کرده ايد آيا هنر شما و حکومت اين است. اميرالمومنين (ع) مي فرمايد از گفتن حق و يا راي زدن برعدالت بازنايستد که نه من برتر از آنم که خطا کنم و نه در کار خويش از خطا ايمن هستم. اما ما هر اتفاقي که مي افتد مي زنيم بر سر مخالف خود که نه امکانات و رسانه اي و ابزاري دارد.»
 
این استاد علوم سیاسی دانشگاه با اشاره به طرح هدفمند کردن یارانه ها گفت: «اما آقاي زاکاني نمي گويد چرا من کاري کرده ام که دولت نقدينگي اضافي تزريق کرده در جامعه و تورم سرسام آور شده و مردم ناراضي هستند. اين عدم رضايت را مردم چگونه بايد بيان کنند، يک راهکاري پيش ما بگذار آقاي زاکاني ، مخلص شما هم هستيم مي گوييم اصل 27 قانون اساسي مي گويد مردم بيايند اعتراض کنند اما ما راه بهتري پيشنهاد کرده و آن اينکه دو طرف نظرمان را بگوييم و بگذاريم مردم از طريق پيامک بگويندکدام حرف را بهتر قبول دارند. شما الان بحث هدفمند کردن يارانه ها را دنبال مي کنيد ، اين هدفمند کردن يارانه ها در برنامه چهارم توسعه طي يک فرآيند ده ساله پيش بيني شده بود شما در مجلس هفتم طرح تثبيت قيمت ها را آورديد چون پلکاني قيمت ها سالي ده درصد افزايش پيدا مي کرد گفتيد اين عامل تورم است و آنقدر ساده انگاري کرده و فکر کرديد که با بخشنامه و قانون مي شود جلوي تورم را گرفت.»
 
وی اظهار کرد: «دولت دچار کسري بودجه شد و 8 هزار ميلياردتومان پول بدون پشتوانه چاپ کرد و ريخت در بازار و آن تورم سرسام آور بوجود آمد و امروز از آن طرف گود افتاده ايد. در مجلس هفتم آقاي سبحاني اقتصاددان مجلس گفت که بنزين بايد بشود ليتري 30 تومان ولي الان در مجلس هشتم مي گويند بنزين بايد ليتري 600 ، 700، 500 و 400 تومان به بالا باشد. خوب معلوم است که در بحث اقتصادي برنامه نداريد، شما بايد برنامه چهارم توسعه را اجرا مي کرديد ، متاسفانه برنامه چهارم توسعه را که با ارز 19 و نيم دلار هر بشکه نفت بسته شده بود ،برنامه اي را که خود من در آن مشارکت داشتم ، اجرا نکرديد. نفت بشکه اي ميانگين حدود 80 دلار فروختيم اما اين برنامه اجرا نشد. امروز هم که مي خواهيد هدفمند کردن يارانه ها را اجرا کنيد با مشکل مواجه مي شويد و علت آن هم نداشتن برنامه و طرح است . اينها مردم را عصباني مي کند . مي گوييم آقا مردم با سياست اقتصادي شما مشکل دارند زيرا بحث پيچيده اي نيست و هر روز آن را لمس مي کنند . مردم به اينها انتقاد دارند، چگونه بايد انتقاد کنند ، روزنامه هاي منتقد را که مي بنديد، اجازه راهپيمايي و اجتماعات هم که نمي دهيد، ما بايد چه کار کنيم در اين کشور، آقاي زاکاني توضيح بدهند و يک راه حل پيش پاي ما بگذاريد.»

مجري در نتيجه گيري از سخنان اطاعت سه مطلب، آزادي اجتماعات، مساله روزنامه ها و بازداشت ها را مورد توجه قرار داد و از زاکاني خواست که در خصوص آنها توضيح دهد. البته من نمي دانم چرا بحث اقتصادي را مطرح کردند. زاکاني خطاب به اطاعت گفت : «مي شود در باره ماده سوم برنامه چهارم توسعه که خودتان نوشتيد به بينندگان توضيح بدهيد.» اطاعت پاسخ داد: «اين برنامه که مربوط به هشت سال قبل است ، من سئوال مي کنم که ماده 73 برنامه چهارم را توضيح دهيد، آيا مي توانيد. اگر توانستيد من هم توضيح مي دهم.» زاکاني اظهار داشت: «استفاده کردم اما معتقدم يک عنصر آکادميک دانشگاهي بايد کلاس بندي شده و شسته رفته صحبت کند نه از هرچيزي مطلبي بگويد.» اطاعت گفت: «من مثال هاي مختلف در زمينه هاي مختلف آوردم تا راهي پيش پاي ما بگذاريد که منتقدان و معترضان نسبت به وضع موجود ، چگونه انتقاد و اعتراض خود را بيان کنند.» زاکاني تصريح کرد: «از همين موضوع اقتصادي شروع مي کنم، متاسفانه آنچه که مصوب شده در برنامه چهارم ماده سه و خود آقاي اطاعت که در تصويب آن نقش داشته و الان اطلاع کافي از آن ندارد.» وي در واکنش به مداخله آقاي اطاعت در حرف هايش گفت: «اجازه بدهيد من هنگام فرمايش هاي شما سکوت مي کنم دقيقا و آنها را در ذهنم دسته بندي مي کنم تا يکي يکي پاسخ بگويم واگر جايي فراموش کردم بفرماييد تا پاسخ بگويم.»
 
زاکاني بعداز معذرت خواهي آقاي اطاعت ادامه داد: «از ابتداي سال 84 قرار بوده که برمبناي فوق قيمت خليج فارس در واقع حامل هاي انرژي در ايران فروش برود يعني اگر بنزين ليتري 80 تومان بوده ، بنا بوده از ابتداي سال 84 و نه ده سال بشود قريب 360 تا 370 تومان. چون ده سنت گازوييل در بازارهاي جهاني از بنزين گرانتر است، بنا بوده که 15 تومان بشود 180 تومان. به نظرم دوستان مردم فکور ايران ، عناصر دانشگاهي و بزرگان و عزيزان را عناصري مي ديده اند که هرچه بيان مي کنند از روي احساسات ، مي پذيرند و موظف به قبول هستند. مجلس هفتم اقداماتش در جهت منافع ملي و توجه به حال عموم مردم بود. بخاطر اينکه ما 15 تومان و 20 تومان اضافه مي کرديم يک شوک قيمتي وارد مي شد و اين در حالي است که آقايان قرار بود 290 تا 300تومان يکباره گران کنند. ما جلوي اين را گرفتيم. در حوزه اقتصاد توجه کنند در مجلس ششم که خود آقاي اطاعت بودند ، بيان مي کردند ، ما که شعار اقتصادي نداديم که بخواهيم به اقتصاد مردم رسيدگي کنيم. بياناتشان کاملا معلوم است ، مي گفتند ما شعار آزادي داديم لذا توجه ما به ايجاد آزادي هاي مدني است ،در حوزه سياسي مسئوليت داريم زيرا شعارهاي سياسي داديم.»
 
زاکانی اظهار کرد: «اين از نظريات بديع ايشان بود، اصولگرايي را که زاده دهه 80 است را بردند زمان جناب آقاي هاشمي رفسنجاني که تورم 49 و نيم درصد شد براساس سياست هاي اقتصادي دولت تجربه شد و آن را منتسب به اصولگرايي کردند که جعلش مربوط به سال هاي 81 و يا 82 است . اين اسباب تعجب من شد.» مجري : «تمايل دارم بحث يارانه ها و اقتصاد را در ادامه بررسي کنيم.» زاکاني اظهار داشت: «نکاتي است که بايدتوضيح بدهم ، ايشان از هر دري مطلبي را تقديم ملت کرد يک دسته گلي تقديم کرد. توجه جناب اطاعت را جلب مي کنم به آخرين مصاحبه جناب آقاي خاتمي در سال آخر دوره رياست جمهوريشان که پرسيده شد آيا آرزويي داريد يا نه که ايشان بيان کرد کاش مي توانستم يارانه ها را سامان بدهم. نکته بعد، کارهاي بزرگي که در جريان اصولگرايي شد مثل همين بحث بنزين ، يکي از عزيزان و خواهر محترمه اصلاحات که الان عضو شوراي شهر تهران است، گفته بود که مي خواستيم اين کار را بکنيم اما اين جسارت ها نبود چون مي ترسيدم باعث تنش در جامعه بشود. مي خواهم عرض کنيم در عرصه اقتصادي اکنون مسير انتخاب شده به اساس جامعه و اصلاح امور برمي گردد. در حوزه سياسي که ايشان (آقاي اطاعت) خيلي اظهار علاقه و تعلق مي کند به هر حال خودشان که از متحصنين عزيزمجلس ششم هستند و علي الظاهر آن نامه 127 نماينده به مقام معظم رهبري را هم امضا کرده اند که بيان کردند به ايشان از موضع منافع ملي عقب نشيني کنيد و جام زهر را بنوشيد همانگونه که امام در جنگ نوشيدند و اگر نبوده اند بفرمايند.» 

مجري متذکر شد: «سابقه خوبي از شخصي شدن مباحث نداريم.» زاکاني اظهار داشت: «ايشان نکاتي را بيان کردند که من خواهش مي کنم برويم روي اصل موضوع، به اعتقاد من سه واژه دروغ ، تقلب و جنايت ، واژه هايي بودند که مبناي اين شرايط اخير قرار گرفت. بنده هم نگفتم که کسينجر همه اين کارها را کرد آنها اگر عرضه داشته باشند، خودشان را جمع کنند، بحث من اين بود که خواست آنها اين است، ما بايد توجه کنيم يک وقت در پازل آنها و نقش نماي آنها بازي نکنيم و اين خيلي مهم است.بحث دروغ ، تقلب و جنايت مقدمه اين ذهنيت ها شد. فرداي آن روز هنوز نتايج توسط شوراي نگهبان تاييد نشده بود که اعلام کردند اين انتخابات بايد باطل بشه. خوب من از جناب آقاي اطاعت مي پرسم که اين کار غير قانوني چرا، شما صحبت از مردم مي کنيد مردم به نظرم خوب است ، شهروند درجه يک و دو نکنيد. کل مردم ايران عزيزند وقتي 24 ميليون و خورده اي راي مي دهندبه کسي راي آنها عزيز و محترمه ، هم سيزده ميليون و خورده اي که به فرد ديگري راي مي دهندو الباقي که به جناب آقاي رضايي و جناب آقاي کروبي راي مي دهند راي همه محترمه و بايد به ديده احترام به اين راي نگاه گنيم.»
 
این نماینده تهران با اشاره به دیدار با موسوی و کروبی گفت: «فردا ظهر روز شنبه بعداز انتخابات، من قبلا هم عرض کردم هياتي از مجلس رفتيم دنبال کرديم موضوع را ، هم خدمت آقاي موسوي رسيديم که اقلا يک ادله و يک دليلي براي درخواست ابطال انتخابات مطرح کنند ايشان . دليلي نشنيديم ، شش نفر از نمايندگان مجلس بوديم فرداي آن روز که خدمت جناب آقاي هاشمي که رسيديم بيانشان اين بود ، اصلا في الواقع ظهر روز شنبه بيست و سوم جناب آقاي موسوي ، جناب آقاي خاتمي و جناب آقاي حاج سيد حسن آقاي خميني اين عزيزان آمدن دفتر جناب آقاي هاشمي ، خود آقاي هاشمي بيانشان اين بود که آقاي موسوي کف خواسته هايش ابطال انتخابات بود ،من از جنابعالي سئوال مي کنم که با کدام ادله ، با کدام منطق در حقيقت بناست راي اکثريت زيرپاگذاشته بشه و بعدهم شعار در واقع مدنيت و دموکراسي بيان بشه ، اين با کدام منطق سازگاره . من خواهش مي کنم که اين را بيان کنيد.» مجري: «آقاي دکتر اطاعت بحث را از موضع در واقع مرحله تقلب انتخابات آغاز نکردند، نکته اين است که ايشان اعتراضات بعداز انتخابات را معلول علت هاي ديگر مي داند که يکي اقتصاد است و در واقع معترض رفتار حاکميت با معترضان است.»
 
زاکاني ادامه داد: «من عرضم اين است که با کدوم منطقه اين اتفاق افتاد و با کدوم منطق ظهر روز شنبه بيست و سوم اعلام مي شود که کف خواسته هاي جناب آقاي موسوي ابطال انتخابات است و چيزهاي ديگري هم مي خواهد . جناب آقاي موسوي که شب جمعه بيست و دوم انتهاي شب مصاحبه مطبوعاتي کرده و خودشان را پيروز انتخابات مي دانند . علاوه بر اين که در حقيقت کميته صيانت از آرا اطلاعيه مي دهد روز شنبه و بعد اعلام مي کند که اگر دليل دارند، دليل را به کميته صيانت از آرا منتقل کنند ، حکم را داده و بعد دنبال دليل مي گردد،من عرضم اين بود که بهتر نبود جناب آقاي موسوي مسير قانوني را انتخاب مي کردند و بعدهم اين سئوال را از جناب اطاعت دارم که خدمت شما عرض کنم که نظام چکار مي تونست بکنه بعداز انتخابات که بيش از ظرفتيهاي قانوني اش را دنبال کرده در خدمت دوستان قرار بده تا بتوانند در راستاي استيفاي حقوق خودشان فرضا که اين مسيري را دوستان انتخاب نکردند و دنبال نکردند، اگر نکته اي دارند در اين مسئله هم بيان کنند .اما راجع به بحث فضاي تنگ سياسي کشور که ايشون بيان داشته و اينکه انتخابات آزاد نيست ، رد صلاحيت ميشه و شرايطي از اين دست .»
 
این استاد دانشگاه افزود: «من توجه ايشون را جلب مي کنم به انتخاباتي که هيچ رد صلاحيت در آن نبود و مردم آزادنه آمدند پاي صندوق هاي راي . انتخابات شوراي دوم شهر و روستا که اتفاقا ناظر آقايان بودند در مجلس ششم و در واقع مجريش وزارت کشوري بود که متوليش جناب آقاي خاتمي بود . من به نظرم اونجا مردم راي و نظرخودشون را دادند ، همه آن کساني که جناب آقا بيانشان اينه که آنها را رد صلاحيت مي کنند ومن جمله عناصر نهضت آزادي که امام خطاب به آقاي محتشمي آنها را براي هر منصبي خط قرمز دانست و آنها را داراي انحراف اعتقادي بيان کرد که اتفاقا دراين نمونه اعتماد ملي که آقاي اطاعت متعلق به آن است و سرمقاله نويس آن است بايد پاسخ بدهند که چرا از خط امام عدول کردند که امروز در اين موضع قرار گرفتند . در اين مقطع همه ثبت نام کردند ، مردم انتخابات خودشان را کردند در اوج شعارهاي سياسي مردم به اقليت حضور در پاي صندوق هاي راي نشان دادند که معترض هستند به همين آقايان در حقيقت آن مسيري بود که اختيار و انتخاب شد و اتفاقا در دوره اصولگرايي اين اکثريت زير 85 درصدي را شما شاهد هستيد .»
 
زاکانی اظهار داشت: «دوست عزيزمان مي فرمايند که در واقع اصل 27 قانون اساسي بيانشون اين است که اجتماعات آزاده مگر مخل مباني اسلام باشد . تجربه نشان داده در اجتماعاتي که دوستان مي گذارند خروجي آن اين اتفاقات نامبارک است و براي آنهم مثالهاي متعددي در ذهن بنده است. که اصلا مربوط به اين دوره نيست و مربوط به دوره هاي قبل است. يعني درواقع وقتي شروع مي کننديه کاري را دنبال کردن خروجيش اتفاقات و مواردي مي افتد که عملا دوستان نمي توانند کنترل کنند شرايط را، نمي توانند گفتمان حاکمشون را کنترل کنند . خروجيش به نتايجي منتج مي شود .حتما مخل آن مباني اسلامي است و دوستان التزامي ندارند ، نيروي انتظامي کنترل کند درخواست تجمع مي دهند اما اگر در تجمع آشوبي صورت گرفت در واقع هيچ مسئوليتي در قبال آن نمي پذيرند . لذا عقل سليم حکم مي کند که درواقع يابايد شما مسنوليت پذيري داشته باشيد يا اگر مسئوليت پذير نيستيد بستر را نبايد براي آشوبگر فراهم کنيد. من جمله روز بيست و پنجم در چهارراه خوش راهپيمايي کاملا آرام را بردند به سمتي که چندين نفر کشته شدند و حمله کردند به پايگاه بسيج که چندصد اسلحه در آن پايگاه بود و اگر اين اسلحه ها بدست آنها مي افتاد فتنه اي در شهر تهران راه مي افتاد و اينها به چندصدنفر هم قناعت نمي کردند. آسيبي که ملت مي زدند.»
 
وی ادامه داد: «نکته دوم که بحث روزنامه ها را مي فرمايند من دو دوره عضو هيئت منصفه مطبوعات بودم و از نزديک با روند مطبوعات آشنا بودم که در همان دوره در حقيقت روزنامه هاي اجاره اي ، روزنامه هايي که مثلا دانشمند اين اجاره داده شده بود يک تيمي بودند اجاره مي کردند و مي آمدند روزنامه ها را اداره مي کردند و يک پولي هم ماهانه به مطبوعات مي دادند سيري را دنبال مي کردند و مي رفتند ، يک موقع است که روزنامه اعتماد هست الان اين فرمايشات شما را دارد دنبال مي کند آفتاب يزد است روزنامه هاي ديگر است که دارند بيان مي کنند درحقيقت مسيري که اختيار و انتخاب مي شه يک مسيري که انتخاب مي شود بايد يک مسير درستي در مسير قانون باشد تا به يک نوعي اگر يک روزنامه اي مسئوليت هاي خودشو را در ايجاد ابهام و در توسعه تهمت و شايعه پراکني در جامعه پرداخت ، ايشان بفرمايند که يک همچنين روزنامه اي حق حيات دارد يا ندارد يا بايد نسبت به قانون و در چارچوب قانون پاسخگو باشد . من عرضم اين است تاکيدي که برادر عزيزمان که دارند در قالب فرمايشان حضرت امير بله . حضرت امير تا وقتي که به يک نوعي در واقع خوارج دست به شمشير نبردند جور ديگري عمل کرد اما اگر خوارج دست به شمشير بردند که بردند و مزاحم شدند و چند صد نفرشون را حضرت در نصف روز از دم شمشير گذروند . اين هم منطق حضرت اميره يعني اگر در حقيقت حکومت اسلامي و نظام اسلامي و مردم را همين خوارج تهديد نکنند در واقع آن حرف باشد و بيان باشد ، تحمل کاملا صورت مي گيرد و کار انجام مي شه ، اما اگر در اين مقام پاشون را فراتر گذاشتند منطق حضرت امير چهار مرتبه را بيان مي کند و بعد هم بيانشون اين است که اگر پاتون را گذاشتيد در جايي که با منافع مردم در تضاد بود و خواستيد در حقيقت امنيت را زير پا بگذاريد و به آزادي ديگران و به حقوق اسلامي ديگران تجاوز کنيد آن هم کاملا معلوم است . آن اقليت آشوبگري که امروز دستهاي پنهان و پيداي بيگانه در آن پيداست ، اگر انسان انصاف داشته باشد ربطي به معترضين ندارند . آن اقليت آشوبگري است که از بستر استفاده کرده است و اتفاقا آن جرم بزرگي که اتفاق افتاده ، اين است که اولا چرا حق عمومي مردم در حقيقت ناديده گرفته شده و آن حضور باشکوه زير پا گذاشته شد و نظام متهم شد به چيزهايي که همش دروغ بود مثل تجاوز و امثالهم که همش دروغ بود.» 

مجري گفت: «آقاي دکتر اطاعت شما بالاخره نکاتي را يادداشت کرده ايد بايد پاسخ بدهيد . منتها علاقمندم بالاخره بايد يک بحثي به سرانجام برسد بويژه راجع به انتقاداتي که شما از وضعيت اقتصادي داشتيد و بحث برنامه ها و اينها ، اگر روي اين هم مستوفي توضيح بدهيد خيلي ممنون خواهيم شد .» اطاعت تصريح کرد: «خدمت شما عرض کنم طرح تثبيت قيمت ها که دوستان در مجلس هفتم آوردند به خاطر جلوگيري از افزايش ده درصد بود که مشکلاتي را براي کشور به بار آورد . در برنامه چهارم سرجمع همه يارانه ها بود که در طي فرايند پلکاني اين کار صورت بگيره و اگر بخواهيم دفعي اين کار را انجام بدهيم بله آقاي خاتمي حرف درستي زده همه ما هم موافقيم که در واقع يارانه ها هدفمند بشود منتها مثلا اگر قرار است قيمت بنزين آزاد بشه بايد زيرساختهاي حمل و نقل را درست کنيم مثلا متروي تهران را توسعه بدهيم ، اهواز ، شيراز ، مشهد ،اصفهان و تبريز و جاهاي ديگر و بتدريج ماشين ها را گاز سوز کنيم که زندگي مردم از بنزين منفک بشه و بعد ديگر بنزين را هم آزاد کرديم خيلي آسيبي به مردم نمي زنه.» 

مجري : «اگر شما الان نماينده مجلس هشتم بوديد و شايد کانديداي مجلس نهم بشويد، چه طرح را پيشنهاد مي کنيد؟» اطاعت: «من بايد پاسخ آقاي زاکاني را بدهم اگر خواستيد يک برنامه اقتصادي بگذاريد من در خدمت شما خواهم بود من اجمالا عرض کنم که ايشان مي فرمايند شما درمجلس ششم گفتيد که ما شعار اقتصادي نداديم اصلا سياست و اقتصاد از هم منفک نيست ، در ثاني اگر ما شعار اقتصادي نداديم تورم 18 درصدي که تحويل گرفتيم ، کرديم تورم 11 درصد ،به گونه اي شيب تورم روبه نزول بود که در برنامه چهارم9/9 درصد پيش بيني کرديم يعني يک رقمي بشه . ولي خوب ما که شعار اقتصادي نداديم در آن زمان سخنان دوستان از بيرون در باره اين معيشت مردم گوش فلک را کر کرده بودند که چرا به معيشت مردم توجه نمي کنند و من سئوالم اين است که شما الان که دو دوره است در مجلس هستيد معيشت مردم را چکار کرديد ضمن اينکه آقاي دکتر زاکاني من عرض کنم خدمت شما که حل شدن معيشت مردم راه حل سياسي داره ،راه حل دموکراتيک داره با رد صلاحيت که نماينده واقعي مردم تو مجلس نره نمي تونه مشکل مردم را حل کنه شما يه آدم صاحب نظر را رد صلاحيت مي کنيد و يک فرد که تبحر نداره مي شه نماينده مجلس خوب نمي تونه مشکل مردم را حل کنه من يه مثال بزنم در تابستان من يک تحقيقي را انجام دادم يک مقايسه تطبيقي کردم بين کشورهاي اروپاي غربي که در آنها کارهاي دموکراتيک بيشتر مي شد و کشورهاي اروپاي شرقي که کمتر رعايت مي شد . ميانگين درآمد سرانه کشورهاي اروپاي غربي دموکراتيک ، کشورهاي آزاد ، بالاي 31 هزار دلاره و اروپاي شرقي که دموکراسي در انها کمتره و هنوز نهادينه نشده 4 هزار وخورده اي است يعني يک فاصله عجيبي را داره و من همين جا عرض کنم که ما از 187 کشور آمار گرفتم درآمد سرانه ما ، کشور هشتادوسومي هستيم ما هفت درصد منابع دنيا را داريم واقعا براي کشوري مثل ما که دومين کشور داراي ذخاير نفت دنيا هستيم بعداز عربستان و دومين کشور داراي ذخاير گاز دنيا هستيم با 16 درصد گاز و 11 درصد نفت . ما واقعابايد کشوري باشيم که وضع 14 درصد زير خط فقر داريم و اماري که بانک مرکزي اعلام کرده است رشد اين زير خط فقر 2 درصد است يعني روز بروز داريم فقيرتر مي شويم .»
 
این استاد دانشگاه تصریح کرد: «ما قرار بوده است در برنامه چهارم توسعه با نفت5/19 دلاري تورم را 9/9 درصد بکنيم ولي دوستان با نفت 80 دلاري رسانده اند به الي ماشاالله حالا مي گويند 25 يا 30 درصد ولي واقعا خيلي بيش از اينهاست و مردم آن را لمس مي کنند ضمن اينکه الان در دوره رکود اقتصاي هستيم .من يک اشاره بکنم که در بحث اقتصاد نماينده عربستان در کنفرانس دوحه اشاره کرد که ما خوشمان نمي ايد که دنياي غرب دچار بحران اقتصادي شده است ولي ما سود کرديم از اين بحران چرا ؟ چون مشاوران اقتصادي به ما گفتند شما نفت گران خود را بفروشيد که حدود 130 تا 140 دلار شده بود ما چهارصد ميليارد دلار صندوق ذخيره ارزي که پول در ان جمع کرده ايم، گفتند هزينه نکنيد ما بعدا خواهيم گفت که کي هزينه کنيد . بحران اقتصادي که شد او زمان چون قيمت تمام شده پروژه ها بيشتر بود ، چون وقتي بحران اقتصادي مي شود کار نيست ، شرکت هاي سازنده حاضرند با نيم بها هم بيايند انجام بدهند، گفت ما الان با چهارصد ميليارددلاري که در ذخيره ارزي داريم مي توانيم معادل چيزي حدود 1000 ميليارد دلار سازندگي توي کشور انجام دهيم.»
 
وی با انتقاد از دولت گفت: «ما در چهار سال اول دولت ، دولت اقاي احمدي نژاد بيش از سيصد ميليارد دلار درآمد داشتيم نفهميديم چي شد ؟ کجا رفت ،کجا هزينه شد؟ چه سازندگي صورت گرفت ؟ و در بحث انتخابات مثلا سازندگي از چه نوعي بود قطار شيرازي که من اهل آنجاهستم ، آمدند و قطار را براي قبل از انتخابات روي خاک ريل راه اهن کشيدند مي خواهم اينها را بگويم که مردم را عصباني مي کند ، توهين به شعور ملت اينهاست ، يک مسافر را با اين قطار به هر ضرب و زوري بود مسافر را از شيراز سوار کردند و براي سالگرد امام اوردند تهران ، قطار بعدي که رفت از ريل خارج شد الان اين قطار کجاست ؟ تصويرهاي ان را اقلا از روي اينترنت ببينيم . جايي که بنابوده پل بزنند رودخانه اي که بايد پر مي کردند با کمپرسي با خاک پر کردند خط اهن کشيدند که فقط بخاطر راي اين کار را انجام دادند.» 

مجري: «در شهر شما اتفاقي نيفتاده ؟ سازندگي انجام نشده است.» اطاعت: «در شهر داراب که من نماينده اش بودم در دوران اصلاحات که ما بقول ايشان شعار اقتصادي نداديم يک کارخانه سيمان را با 11 درصد پيشرفت فيزيکي به اتمام رسانديم . يک بيمارستان با 33 درصد پيشرفت فيزيکي به اتمام رسانديم .يک سد را شروع کرديم که در سال اولي که ما شروع کرديم سه و نيم درصد پيشرفت فيزيکي داشت من پرينت اينها را گرفته ام و دارم ولي الان که قرار بود در سال 85 به بهره برداري برسد هنوز به بهره برداري نرسيده ، گاز گشي کرديم در عرصه هاي مختلف من از استاندار دولت اقاي احمدي نژاد در چهارسال قبل سئوال کردم که شما که کاري انجام نداديد فقط به ما بگوييد قرار است چکاري را انجام بدهيد که ما سه يا چهار سال آينده بياييم به شما بگوييم چرا اينکارها انجام نشده است يک تابلو راجع به پتروشيمي در فقط در داراب نصب کرده اند ديگر چيزي نديده ايم.»
 
مجري سئوال کرد: «شما در مجلس هفتم رد صلاحيت شديد؟» اطاعت گفت: «بله رد صلاحيت شدم.» مجري : «اگر پيشنهادتان راجب به يارانه ها را بدهيد اين بحث را ببنديم.» اطاعت: «بحث يارانه ها بسيار مفيد است.» زاکاني: «شما قانون مصوب مجلس را خوانده ايد که در باره آن نظر مي دهيد؟» اطاعت: «بله ديروز (سه شنبه )آقاي انصاري در بنياد باران آمد ، خودش عضو کميسيون است و در دانشگاه تدريس دارد آمد توضيح داد من الان آن را نياوردم.» زاکاني: «مي شود راجب به آن يک دقيقه توضيح بدهيد.» اطاعت: «با يک دقيقه که نمي شود من بايد به سئوال هاي شما جواب بدهم شما ده تا مسئله را مطرح کرديد.» زاکاني : «قانون را خدمتتان بدهم.» اطاعت: «قانون را بدهيد مي خوانم و در يک برنامه با هم مناظره مي کنيم.» زاکاني : «حرف هايي که شما گفتيد خلاف آن چيزي است که ما تصويب کرديم.» اطاعت: «کليت آن اين است که شما قانون را ، دعوايتان سردولت اين است که بکنيد زمان اجراي آن 5 سال باشد همان بحث زماني که من مي گويم . ولي دولت مي گويد بايد اين را سه سال اجرا کند، من مي گويم که ظرف 5 سال هم نمي شود من در سعادت آباد دارم زندگي مي کنم.»زاکاني: «شما چطور مي خواستيد يکساله آن را اجرا کنيد از سال 84 ماده 3 برنامه چهارم اين را مي گويد.» 

اطاعت: «ما نمي خواستيم يکساله اينکار را انجام دهيم ما در سعادت آباد زندگي مي کنيم نان سنگک 200 تومان بود در همين بحث يارانه ها که مطرح شد، کردند 500تومان ، در سعادت آباد که منطقه تقريبا متوسط به بالاي جامعه زندگي مي کنند ، بالاشهر، قبلا که از دانشگاه مي امدم مي خواستم يک نان بخرم صف طولاني بود نمي توانستم بخرم الان خلوته . وقتي بالاي شهر جامعه ما نان 200 توماني مي شود 500 تومان نمي توانند بخرند شما ببينيد 14 ميليون جمعيت زير خط فقر چکار مي کند با هدفمند کردن يارانه ها. مي گويند اصولگرايي زايده دهه 80 است ، نه اصولگرايي از مجلس دوم شکل گرفته، مجلس سوم ، مجلس چهارم چه کساني را رد صلاحيت کردند . انهايي که رد صلاحيت کردند شما از اعقاب فکري انها هستيد . ادامه همان ها هستيد . اقاي ناطق نوري و دوستانتان و اقاي باهنر الان هم هستند .»
 
وی افزود: «من جريان اصولگرا را از دهه 80 نمي دانم از دهه 60 مي دانم ، بحث متحصنين مجلس سوم ، من جزء متحصنين نبودم موافق هم نبودم در تحصن بارها هم اشاره شده و اينکه شما هي در بولتن ها تون مي نويسيد که مجلس ششم نوشته که رهبري جام زهر بخوره اين واقعا خيلي بي انصافيه . ما آمديم با احترام بسيار بالايي طي يک نامه اي مشکلات کشور را به رهبري انتقال داديم و گفته ايم که اگر اين مشکلات حل نشود خداي نخواسته ممکنه زمينه و فضايي ايجاد بشه که ما مجبور به خوردن جام زهر بشويم . اين واقعا از يک نماينده مجلس بعيده که اينجور خلط مبحث مي کنه و يک مطلبي را خلاف به مردم مي گويد.» مجري: «پس با نامه موافق بوديد؟» اطاعت: «بله نامه را امضا کرده بودم و از آن دفاع مي کنم؛ در بحث صيانت از آرا دوستان آنقدر اين قانون گرايي شان گوش فلک را کر کرده ،اقا اين صيانت از ارا قانونه در 30 مرداد سال 70 اين قانون تصويب شده که کانديداهاي رياست جمهوري مي توانند در پاي هر صندوقي يک نماينده داشته باشند خوب ما 6 هزار صندوق در سراسر کشور داشتيم . 45 هزار تا ، اصلا 40 هزار تا مي خواستيم 40 هزار تا نيرو را اموزش بدهيم سازماندهي کنيم که اينها بروند سر صندوق راي و انجا ناظر بر صندوق راي باشند اين کميته که هيچ يک سازمان عريض و طويل هم نياز داره . ان شب اقاي شريعتمداري هم فرمودند و ايشان هم مي فرمايند که شما چرا کميته صيانت از ارا تشکيل داديد لابد اين يک توطئه خارجي بوده ،بابا اين قانون بوده ،قانون من دارم مي خوانم ، شما که خيلي مدعي هستيد که به اصلاح قانونمند هستيد مي الان دستورالعمل آن را هم خدمت شما مي دهم بعد يک سئوال مي کنم. از شما اقاي دکتر زاکاني. شوراي نگهبان 700 هزار راي مردم را ابطال کرد در انتخاباتي که ناظر شوراي نگهبان بود از يک جريان فکري اصولگرا که نبايد اينطور باشد و برگزار کننده ان اصلاح طلب ها بودند چطور در انتخاباتي در شهر تهران 700 هزار راي ابطال شد ولي در انتخابات رياست جمهوري که شب انتخابات رفتند و پول دادند به ملت، آن پروژه ها را آنطور افتتاح کردند . مثل قطار شيراز که اشاره کردم اين انتخابات بي عيب و ايراد بود، تا 25 خرداد ملت اومدند به اين نتيجه که اعلام شده بود اعتراض کردند .»

اطاعت ادامه داد: «حضرت امير چي مي گويد، اگر مردم به تو بدگمان شدند و تو را در موضوعي متهم کردند با بيان روشن دليل خود را بيان کن و سوء ظن انها را با بيان دقيق برطرف گردان زيرا تو با اين کار براي خودت پاداش درنظر گرفته اي و نسبت به مردم خود هم لطف کرده اي و با اين عذر خواهي به هدف خويش که راه يافتن به حق است دست يافته اي . من سئوالم اين است از اقاي دکتر که شما چرا اجازه نمي دهيدحالا ايشون مي گن اقا خروجي اش به اشوب کشيده مي شود . خوب نيروي انتظامي براي چي هست ، نيروي انتظامي امنيتش را تامين کنه ، اجازه بده مردم بياين ، از انطرف شما مي گين آقاي موسوي صحت کردن ، اگرآقاي موسوي اين بحث را کردند آقاي احمدي نژاد بر اساس چه منطقي آن ميتينگ پيروزي را برگزار کردند درحالي که شوراي نگهبان هنوز تاييد نکرده بود، اين که مي گوييد نظام بيشتر از ظرفيت خودش به دوستان امکان داد ، شما که اجازه راهپيمايي نداديد ، يه عده هم که مثل اقاي تج زاده ، اقاي نبوي ، اقاي ميردامادي ، اصلاح طلبان و دوستان ما که فقط در انتخابات فعاليت کردند و سخنراني انتقادي کردند ، سياستهاي دولت را نقد کردندآ زندان کرديد .اخر اين نظام چه ظرفيتي را براي ما ايجاد کرده که ما از ان ظرفيت خبر نداريم که بيايم از ان استفاده کنيم .»

مجري: «آقاي دکتر اطاعت ما وقت کم داريم و شما مستوفي ازوقتتان استفاده کرديد، آقاي زاکاني کوتاه صحبت کنيد.» اطاعت تصريح کرد: «انتخابات شوراهاي دوم آزاد بود دوستان برنده شدند و ما هم به رايشان احترام گذاشتيم هيچ بحثي نبود. در انتخابات دوم اگر چه آقاي کروبي منتقد بود اما من با روزنامه ايران مصاحبه کردم و گفتم که انتخابات سالم بود، اگر انتخابات سالم برگزار شود ما مشکلي نداريم و مي پذيريم اما بحث اين است که شما انتخاباتي برگزار کرديد که از دوازه عضو شوراي نگهبان هشت تا به نفع يک کانديدا سخنراني کرده است . خوب معلوم است که مردم نتيجه انتخابات را نمي پذيرند و بعدش بحران بوجود مي آيد.
پريشب مي گفتند ما پيش بيني کرديم که بحران مي شود، معلوم است کسي مي خواهد در گوش ديگري بزند خيلي نياز به هوش ندارد، پيش بيني خيلي انتقاد و اعتراض ساده است. امام در باره نهضت آزادي سخن گفته اند در باره عدم حضور نظاميان در سياست هم گفته اند چرا عمل نمي کنيد.»

مجري به اطاعت متذکر شد که اين رسم مناظره و گفت وگو نيست. زاکاني تصريح کرد: «من استفاده کردم و ايشان اگر بخواهند حرف هاي تکراري را بازهم براي مردم بيان کند من حرفي ندارم. ايشان فرمودند من اين اتهام را زده ام در باره نامه 127 نماينده به آقا و موضوع جام زهر، اين اصل نامه است و موضوع هسته اي است و از روي نامه مي خوانم. نوشته اند که اگرجام زهري بايد نوشيد قبل از آنکه کيان نظام و مهمتر از آن استقلال و تماميت ارضي کشور در مخاطره قرار گيرد، بايد نوشيده شود. تهمت نزدم و اين نامه يک سند سياهي است که در تاريخ مجلس ششم ثبت شده است. راجب همه چيز خودشان صحبت کردند و به جناب آقاي احمدي نژاد رييس جمهوري انتقاد داشتند که در باره همه چيز مي دانند، به نظرم خودشان هم راجب همه چيز مي دانند چون در باره همه چيز اظهار نظر کردند.» اطاعت گفت: «من دکتراي سياسي هستم و آقاي احمدي نژاد مهندس است ، تخصص من توسعه است و در باره اقتصاد هم مي توانم حرف بزنم.»
 
زاکاني ادامه داد: «در اثناي سخنان ايشان مشخص و معلوم شد، به برنامه چهارم که خودشان تصويب کردند توجهي ندارند که قرار بود يکباره شوک افزايش قيمت به جامعه تحميل شود اما مجلس هفتم جلوي آن را گرفت.و نه يکبار برنامه مصوب مجلس هشتم در باره هدفمند کردن يارانه ها را خوانده اند و درباره اين سند بزرگ و کار ملي اظهار نظرمي کنند. آقاي اطاعت به من جواب ندادند که چرا بحث تقلب و جنايت را مطرح کردند بدون اينکه يک دليلي بياورند. جز اين کلي گويي ها ،آنان مرتکب جرمي بزرگ يعني متهم کردن نظام شدند. امروز کشور هفت ماه است که در آتش اين جرم بزرگ مي سوزد.بيستم ماه جاري صداوسيما نظرسنجي کرده است با 829 نفر جامعه آماري در تهران ، مهمترين مسايل اعلام شده از سوي مردم اين است، 26 و نه دهم درصدبيکاري ، 18 درصد گراني ، 13 و شش دهم درصد اقتصادي ، انتخابات 4 و نيم درصد، آشوب هاي اخير چهار و سه دهم درصد و نبود اتحاد بين مردم دو و سه دهم درصد است که نافي اظهارات آقاي اطاعت مي باشد.»

زاکانی در پایان مناظره گفت: « مردم مشکلشان چيز ديگري است و شما با اين التهاباتي که در جامعه ايجاد کرديد نرخ بيکاري در تهران 10درصد بوده و مرکز آمار الان 13 درصد اعلام کرده است. يک دهم يک دهم تلاش مي کنند کم کنند اما يکدفعه با اين شرايط التهابات که آن هم با قانون شکني ها و فراهم ساختن زمينه سوء استفاده يک عده اي شرايط رفت به سمتي که امروز دغدغه هاي ذهني مردم چيز ديگري است.اگر بناست لايحه هدفمند کردن يارانه هاي به عنوان يک کار ملي انجام شود بايد از ظرفيت همه استفاده شود، در اين جهت همه بايد کمک کنند تا اين کار ملي که سياسي نيست به سامان برسد. اگر دولت آقاي خاتمي کار خوبي کرده ما موظف بوديم بگوييم و مي گفتيم ،پس من خواهشم مي کنم امروز هم بايد انصاف رعايت شود ، اين مردمي که آمدند پاي صندوق ها راي دادند يک بخش عمده اي که در واقع راي دادند بخاطر شرايط تغيير پيدا کرده در محيط جغرافيايي خودشان بود که آقايان معترض بودند که چرا کار کرديد و حالا ايشان مي گويد که کاري صورت نگرفته است.»


+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 15:17  توسط حمید رستمی  | 

آقا مثل اینکه این زوج صمد و واعظ تا استقلال رو به دسته سوم نبرن و آبی ها را دق مرگ نکنند دست از سر این تیم بر نمی دارند. نمی دونم باید یک مربی چه گند کاری بکند تا مدیر مربوطه عزلش کند. تو این سه ماه فقط به ذرت کاران پارس آباد نباخته که آن هم به امید خدا تو جام حذفی می بازه و خودش و ما رو راحت می کنه که این قدر به خاطر این تیم حرص و جوش نخوریم .آخه کسب یازده امتیاز از دوازده بازی چه هنری محسوب می شود که جناب واعظ اینگونه قرص و محکم پایش وایساده! پدر من اگر صمد بلد است سرمربی استقلال باشد من هم بلدم سر دبیر لوموند باشم خب بیا از من هم اونهمه پشتیبانی کن!

 مرد حسابی چرا آبروی خودت رو به دم کسی گره می زنی که حتی تو خونه خودش هم کسی عریضه اش رو نمی خونه . چرا اون نیم چه آبرویی که سال پیش به دست آوردی این جوری حراج می کنی! مثل اینکه این روزها خیلی فیلمهای کیمیایی رو می بینی که اولش به خاطر اون یکی رفیقت انصاری از قائم مقامی تربیت بدنی استعفا می دی حالا هم که قرص و محکم پشت سر صمد وایسادی و خلق الله را به چیز بچه ات هم حساب نمی کنی! تیم به اون خوشگلی را به این روز انداختی !مربی قهرمان را اخراج کردی! حالا این مرفاوی چی بهت داده که عالم و آدم رو به خاطرش ذله کردی نگو که روابط غیر افلاطونی داری!

 اگر فکر می کنی تیم با این روند نزولی آخر فصل حتی چهارم میشه بهت بگم آقای واعظ سخت در اشتباهی شما دو سال است وارد فوتبال شدین ما دیگه داریم کم کم موهامون در این راه سفید می کنیم آه و ناله این همه آدم رو به دوش کشیدن تاوان سنگینی داره !

در حالیکه پرسپولیس برای وارد کردن شوک به روند حرکتی تیمش از علی دایی اسطوره فوتبال ایران استفاده می کند شما آن پیرمرد آلمانی که تا حدودی تاکتیک سرش می شد را هم مرخص کردید که دربست به فوتبال علی اصغری رو بیاورید.

پدر من دیگه دوران جاسوس بازی و محرومیت و ترساندن بازیکنان و تهدید تماشاگران گذشته صاف و ساده اگر عرضه مدیریت نداری به سلامت !چیه چسبیدی به مرفاوی و نه مربی را تغییر می دهی و نه اینکه خودت میری!آخه مگر این تیم در بازی با استیل آذین ورزشگاه را برات پر نکرد چی شده که حالا دیگر هیچکس تمایلی به حضور در ورزشگاه ندارد و انگشت شمار آدمهایی هم که می آیند را به قلعه نوعی منتسب می کنی!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 13:15  توسط حمید رستمی  | 

این روز ها که توقیف روزنامه ها امری عادی شده است و البته روزنامه چندان دندانگیری هم از لحاظ مطالب تولیدی مشاهده نمی شود سه تا مجله خوب و خواندنی می توانند اوقات بیکاری دوستان را پرکنند.

اولی همان ایران دخت کروبی ست که یکی دو سالی در مایه های عامه پسندانه منتشر می شد که با آزادی محمد قوچانی از زندان سردبیری اش را سپرده دست قوچانی و قوچانی هم که مجله ضعیف در نمی آورد و با نیم نگاهی به شهروند مرحوم دو تا شماره خواندنی در آورده که میدواریم هزار شماره بشود!

نشریه دوم اسمش ۲۴ است و کاملا" سینمایی ست و به عنوان ضمیمه سینمایی همشهری به چاپ رسیده و قرار است هر ماه منتشر بشود و سردبیر اش هم بر عهده حسین معززی نیا ست. مجله نسخه عامه پسندانه تر و گلاسه مجله فیلم است که اکثر نویسندگان مجله فیلم و حتی سردبیرش هوشنگ گلمکانی هم در آن تک شماره مطلب دارند . ۲۴ حاوی یک نگاه نوستالژیک است به فیلمها و سریالهای قدیمی و پرونده سازی برای آنها به عنوان مثال در این شماره پرونده سربداران و گوزنها و همشهری کین را داریم!

مجله سوم دوهفته نامه تماشاگر است که به عنوان ضمیمه ورزشی همشهری منتشر می شود و با حضر جوانان مستعد ورزشی نویسی و خاک خورده هایی مثل ابراهیم افشار حاشیه و متن این فوتبال را پوشش دهد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 18:2  توسط حمید رستمی  | 

دو سه روزی ست که محمد نوری زاد وبلاگ نویس -روزنامه  نگار و کارگردان به زندان افتاده و برو بچه های فضای مجازی آن گونه که باید اخبار به محبس افتادنش را پوشش ندادند این در  حالی بود که چند سال قبل تهمینه میلانی یکی دو روزی مهمان زندان شده بود  سینماگران دنیا از مارتین اسکورسیزی گرفته تا کوچکترها پیام دادند و محکوم کردند ولی بدلیل عدم پوشش صحیح خبرهای مربوط به کارگردان چهل سرباز و" پرچم  های قلعه کاوه" به آن صورت  عواقبش را مشاهده نکردیم.

محمد نوری زاد مدتی ست که به ما پیوسته و مقالات شجاعانه اش در وبلاگش موجبات زندانی شدنش را فراهم آورد و امروز ما باید از او حمایت بکنیم تا بداند که تنها نیست او که همین دو سه سال پیش ستون نویس کیهان بود با پشت کردن به تمام گذشته اش با دستان خالی به جنبش سبز پیوست و بصورت مداوم مقالات افشاگرانه نوشت تا گذرش به محبس خانه بیفتد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 20:9  توسط حمید رستمی  | 

فهرست آمار روزنامه های پر فروش و تیراژ هفتگی روزنامه های ترکیه منتشر شد روزنامه «وطن» با شعار دومین روزنامه پر فروش ترکیه در این لیست با تیراژ فروش 241هزارو 348 مقام 6 را در هقته گذشته کسب نمود. فهرست پر فروشترین روزنامه های ترکیه همراه با تیراژ متوسط فروش این روزنامه ها در هفته گذشته منتشر شد. بر اساس این گزارش روزنامه «صباح» "SABAH" که در هفته های گذشته با کاهش تیراژ (فروش) مواجه شده بود توانست افزایش تیراژ چشمگیری از خود نشان دهد و از این نظر شایان تحسین است. هنوز جای مدیر تحریریه روزنامه «صباح» که از ارگون باباهان "Ergun Babahan" جداشده است بطور رسمی پر نشده است و با این حال این روزنامه توانست آمار هفنتگی خود را با 15 هزار و 634 افزایش جایگاه خود را به چهارمین روزنامه پرفروش ترکیه برساند. آمار روزنامه «حریّت» "HÜRRİYET" با روزنامه «صباح» کم و بیش یکسان است (افزایش فروش در مقایسه با هفته های قبل) روزنامه «زمان» "ZAMAN" در حالی مقام اول را نگهداشته است که نسبت له هفته های قبل 7 هزار کاهش فروش داشته اشت.

فهرست هفتگی فروش روزنامه های ترکیه (Ocak 26 - Şubat 1)

تفاوت

تیراژ پیشین

تیراژ هفتگی

قیمت

روزنامه

Gazete

رتبه

7.253-

805.026

797.773

Kr 50

زمان 

Zaman

1

59-

622.626

622.567

Kr 30

 پُستا

Posta

2

3.439

486.783

490.222

Kr 40

حریت 

Hürriyet

3

15.634

413.049

428.683

Kr 40

 صباح

Sabah

4

7.914

248.112

256.026

Kr 40

ملیّت

Milliyet

5

7.565-

248.913

241.348

Kr 40

وطن 

Vatan

6

5.703

219.020

224. 723

Kr 35

ورزشی

Pas Fotomaç

7

3.637

195.147

198.784

Kr 35

 ورزشی

Fanatik

8

5.125-

184.769

179.644

Kr 30

تقویم 

Takvim

9

3.478

172.117

175.595

Kr 35

آکشام 

Akşam

10

782

142.997

143.779

Kr 50

 ترکیه

Türkiye

11

3.572-

143.065

139.493

Kr 30

سوزجو 

Sözcü

12

1.097-

137.905

136.808

Kr 30

 خورشید

Güneş

13

1.030

113.361

114.391

Kr 40

 استار

Star

14

2.051

102.501

104.552

Kr 50

 شفق نو

Yeni Şafak

15

44-

65.025

64.981

Kr 75

 جمهوری

Cumhuriyet

16

1.202

57.112

58.314

Kr 50

 وقت

Vakıt

17

2.358

50.781

53.139

Kr 30

 امروز

Bugün

18

1.207-

54.054

52.847

Kr 30

 شوک

Şok

19

841

51.258

52.099

Kr 50

 رزونامه ملی

Milli Gazete

20

 1.186-

 52.737

 51.551

Kr 50 

 عصر نو

Yeni Çağ 

 21

 6.531

 40.872

 47.403

 Kr 40

 طرف

 Taraf

22

 43-

 47.331

47.288 

 Kr 50

 رادیکال

 Radikal

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 13:11  توسط حمید رستمی  | 

 

چند سال قبل تر از آنكه سايت بالاترين بعنوان يك لينكداني و حتي يك رسانه فراگيرمطرح شود سايتي مانند صبحانه تقريباً با همين فرمت در فضاي مجازي حضور داشت كه بعدها با مسدود شدن صبحانه اين رسالت به سايت بالاترين رسيد تا با استفاده از مطالب توليد شده در ساير سايت ها و وبلاگها به يك رسانة فراگير تبديل شود.

آنهايي كه اوايل كار اين سايت در حدود سه سال پيش را به ياد مي آورند به اين نكته اساسي اذعان دارند كه اين سايت تاهمين يكسال پيش چيزي درمايه هاي مطبوعات زرد بود كه فقط با تيترهاي مهيج سعي در انتشار و بازتوليد مطالب و تصاوير مورد درخواست قشر عوام فضاي مجازي روزگار مي گذراند و براي يك كاربر اينترنتي كه مي خواست خود را اندكي بالاتر از عوام نشان دهد افت كلاس محسوب مي شد كه سري هم به بالاترين بزند .اما فضاي پيش از انتخابات دهم رياست جمهوري ايران چنان كاربران بالاترين را سر شوق آورد كه ذوق خويش در راه اطلاع رساني سياسي بكار گيرند و رهپوي مسيرسبز مي باشند كه در فضاي واقعي شكل گرفته بود . اين چنين بود كه ديگر عكس فلان دخترك و مطلب سخيف بهمان نتوانست به داغ ترين ها راه بايد و هرچه بود مطالب و عكس هاي مربوط به سياستمداران عموماً اصلاح طلب كه هرلحظه داغ مي شد و بالا مي رفت چنانكه امروز بعد از گذشت تقريباً شش ماه از گذشت انتخابات هنوز انتخابات براي كاربران بالاترين پايان نيافته است و آنان همچنان با بيشترين انرژي و جديت كانال ارتباطي بزرگي را بين رهبران اصلاحات و هواداران اشان كه در فضاي مجازي پرسه مي زنند راه اندازي كرده اند.

مطالب داغ شده اين سايت عموماً از دو منظر است : 1- مطالبي در راستاي تقويت جنبش سبزهمچون اطلاع رساني در زمينه بيانيه ها و انتشار تصاوير ويدئويي يا موبايلي و اخبار و مصاحبه هايي با اصلاح طلبان و درشت كردن آن – مطالب و تصاويري برعليه طيف فكري مقابل كه بيشتر حاوي خط و نشان كشيدن شان براي اصلاح طلبان است تا معرفي تفكر خود.

البته پرواضح است كه اين اكثريت كاربران هستند كه خط فكري كلي هر روزه اين سايت را تشكيل مي دهند و شايد از آن بعنوان يك نمونه كوچك از جامعه بزرگ ايران نام برد.

اين روزها قضيه تا آنجايي پيش رفته است كه علاقمندان سياست براي آنكه در زمان صرفه جويي كنند بجاي گشت و گذار در سايتهاي مختلف سياسي بعنوان اولين گزينه سايت بالاترين را انتخاب مي كنند چراكه همان صفحه اول اين سايت با مطالب تازه و داغش مي تواند يك شماي كلي از فضاي سياسي روز به دست بدهد.

اطلاع رساني به موقع و لحظه به لحظه بالاترين درتظاهراتهاي 25 و 30 خرداد 1388 بعنوان يكي از نمونه يي ترين نقش اين سايت در عرصة سياست ايران نام برد جايي كه جوانان شب قبل از آن براي شركت در تظاهرات هم قسم مي شدند و حتي برخي وصيت نامه خويش را هم نوشته و بر روي سايت مي گذاشتند و اين امر درست يا غلط در تهييج احساسات جريحه دار شده ي جامعه تأثيرشگفت بجاي مي نهاد . كسي از خاطر نبرده اين جمله طلايي را كه يك وبلاگ نويس نوشته بود : « فردا روز بزرگي است من كشته مي شوم »

و جالب اينكه فرداي آن روز با جان باختن ندا آقاسلطان همزمان شد و همان وبلاگ نويس شب بعد از فوق  « ندا » پستش را ادامه داد : « امروز روز بزرگي بود من كشته شده ام ! »

هرچند كه با تمام اين اوصاف بازهم پاشنه آشين بالاترين  تيترهاي غلوشده ، بعضاً نادرست و بشدت آگرانديسمان شده  حتي توهين آميز براي جلب صرف كليك كنندگان محسوب مي شود كه البته به مراتب نسبت به گذشته در وضعيت بهتري به سر مي برد.

اصلاح طلبان كه در سالهاي اخيرهمواره از كمبود رسانه براي ارتباط با هوادارانشان رنج مي بردند باگسترش روز افزون فضاي مجازي و در رأس آنها سايتهاي مثل بالاترين كه از حداكثرجامعيت درمقياس ايران برخوردار است استفاده كرد و پلي مابين خود و هواداران ايجاد كردند كه در روزهاي حساس انتخابات و پس از آن بعنوان برگ برنده اشان رو كردند و هماهنگي هاي اعلام نشده بين آحاد مختلف مردم در چند سال اخير نمود كامل تأثيرفضاي مجازي و البته رسانه هاي تازه متولد شده يي مثل پيامك است .

 

نقش بالاترين در بعد بين المللي :

 

اين يك واقعيت محض است كه به دليل فارسي بودن زبان سايت بالاترين شايد آن گونه كه بايد وشايد نتواند در بعد بين المللي آن تأثيري كه در بعد داخلي ايفا مي كند را برمناسبات خارجي بگذارد اما نبايد از اين مسئله چشم پوشي كرد كه خيل عظيم ايرانيان مقيم خارج از كشور براي اطلاع از وضعيت داخل هر روزه به سايتهاي داخلي مراجعه مي كنند كه يكي از مهمترينشان سايت بالاترين است و سرعت عملي كه اين سايت در انتقال شرايط جاري بركشور به اقصي نقاط دنيا داشت درميان سايتهاي داخلي بي نظيربود كه بعنوان نمونه همين صحنه جان باختن ندا آقا سلطان كه درست لحظاتي بعد از حادثه فيلم آن براي كاربران قابل دسترس بود.

مثال ديگر تأثير سايت بالاترين در مناسبات بين المللي در قضية خليج فارس كه خليج عربي معرفي شده بود مشاهده گرديد كه طي يك نهضت وبلاگي كه از سوي كاربران اينترنتي به پا خواست چنان فضايي درست شد كه همگان دانند و دانيم .

مثال دیگر -یکی از بلاگ نویسان این سایت، داستانی را دربارۀ یک زوج ایرانی که به اتهام زنای محصنه محکوم به مرگ از طریق سنگسار شده بودند در سایت منعکس ساخته بود. خوانندگان، ستادی را راه اندازی کردند که مقامات قضایی را که قرار بود این حکم را به انجام برسانند هدف گرفت. به گفته یحیی نژاد مدیر سایت "مقامات از اجرای حکم این سنگسار منصرف شدند." آن مرد مخفیانه سنگسار شد؛ ولی زن محکوم از مرگ جان به در برد. یحیی نژاد گفت، دست کم جان یک فرد نجات داده شد.

 

بالاترین چگونه کار می‌کند؟

 بالاترين که براساس ايده سايت انگليسي زبان"ديگ" اما به زبان فارسي فعاليت مي کند، محل به اشتراک گذاشتن ‏لينک ها و مطالب منتشر شده در وب فارسي است که در آن کاربران علاوه بر اشتراک لينک، با استفاده از يک ‏سيستم راي گيري و دادن امتياز دهي مثبت يا منفي به لينک هاي ارسالي، آنها را به عنوان "لينک داغ" روز ‏انتخاب و به يکديگر معرفي مي کنند. ‏

امکان بحث و دادن نظر از سوي کاربران براي هر لينک ارسالي در بالاترين، بارها بحث هاي پردامنه اي را ‏ميان ده ها کاربر اين سايت در مورد مباحث ممنوعه در قوانين جاري يا حتي عرف اجتماعي در ايران به نمايش ‏گذاشته است.‏ این وب‌سایت توسط مهدی یحیی‌نژاد و عزیز آشفته طراحی و درست شده‌است.

مهدی یحیینژاد    کیست؟

 کارآفرین ایرانی مقیم شمال کالیفرنیا و فارغ‌التحصیل دبیرستان البرز و دانشگاه‌های صنعتی شریف (کارشناسی در رشتهٔ فیزیکتورنتو (کارشناسی ارشد در فیزیک تجربیام‌آی‌تی (دکتری در فیزیک و بیوانفورماتیک)، و استنفورد (پسادکتری در بیوانفورماتیک) است. یحیی‌نژاد دارای مدال برنز در المپیاد جهانی فیزیک در سال ۱۹۹۳ است.

وي مرداد ماه گذشته در دو سالگي بالاترين به سايت صداي جهاني (گلوبال ويس) که به انعکاس اخبار وبلاگ ‏نويسان دنيا اختصاص دارد گفت: " من بالاترين را در 16 ماه اوت سال 2006 راه انداختم. تا الان 300 هزار ‏مطلب جديد در اين سايت گذاشته شده و پنج ميليون راي و يک ميليون نظر هم به ثبت رسيده است. البته من ‏موفقيت بالاترين را فراتر از اين اعداد و ارقام براورد مي کنم."‏

وي خاطر نشان کرد: "اين سايت توسط خبرنگاران و بلاگرهاي ايراني و نيز خارجي خيلي زياد خوانده مي شود" ‏و به همين دليل "بحث ها و گفتگوهايي که در اين سايت صورت مي گيرد در خيلي از کشورها و مناطق مختلف ‏انعکاس چشمگيري داشته است‏‎.‎‏" وي تاکيد کرد که "بلاگرها اکثريت بازديدکنندگان فعال اين سايت را تشکيل مي ‏دهند" و "بالاترين جايي است براي بلاگ هاي فارسي که بتوانند خوانندگان زيادي براي نوشته هايشان پيدا کنند."‏

او به بحث ها و نظراتي که در مورد لينک ها در بالاترين در مي گيرد را مهم دانست و اظهار داشت "انتقادات و ‏نظراتي که درباره مطالب بلاگ هاي بالاترين مي دهند بيشتراوقات از نظراتي که درباره نسخه اصلي آن مطالب ‏مي دهند خيلي بيشتر است." ‏

مهدي يحيي نژاد با يادآوري اين که "ايران در زمينه رسانه هاي مردمي پيشرفت داشته چرا که از جمله کشورهايي ‏است که وبلاگ ها در آن خيلي طرفدار پيدا کرده اند"، اظهار داشت که به رغم گرايش گسترده ايرانيان به وبلاگ ‏ها، ايران "براي نگه داشتن اين ريتم خيلي دچار مشکل بوده است." يحيي نژاد گفت که "هر رسانه شهروندي بايد ‏با برگزاري سمينارها تقويت شده و از سوي بخش خصوصي حمايت شود.‏‎ ‎ولي در ايران چنين اتفاقي نيافتاده ‏است‎.‎‏"‏

 

لینکهای داغ روز: این صفحه بهترین لینکهای روز را براساس نظر خوانندگان نشان می‌دهد. لینکهایی که حداقل امتیاز (مثلا ۳ امتیاز) را از صفحه «لینکهای تازه اضافه شده» کسب کنند به این صفحه منتقل می‌شوند.

لینکهای تازه اضافه‌شده: این تمام لینکهایی هست که اخیرا اضافه شده‌است. خیلی از این لینکها هنوز امتیاز کافی نگرفته‌اند تا به صفحه لینکهای داغ روز منتقل شوند. بعضی از این لینکها بدلیل نگرفتن رأی کافی هیچوقت به صفحه اصلی راه پیدا نخواهند کرد. بمحض اینکه لینکی در این صفحه رأی کافی بگیرد (در واقع توسط خوانندگان دیگر تایید شود) به صفحه اصلی منتقل می‌شود. لینکهایی هم که چهار رأی منفی بگیرند به طور کلی حذف می‌شوند.

اضافه‌کردن لینک: برخلاف دیگر سایتها که تنها افراد معدودی می‌توانند لینک اضافه کنند، در این سایت هرکس با عضوشدن می‌تواند شروع به گذاشتن لینک بکند. البته توصیه ما این است که سعی کنید لینکهای مفید بگذارید.‌

امتیاز دادن: برای امتیاز دادن نیاز به عضو شدن در سایت دارید. به هر لینک تنها یک امتیاز مثبت یا منفی می‌توانید بدهید. امتیازهای شما مخفی نخواهد ماند. در برنامه این سایت هست که رأیهایی که افراد می‌دهند را هم در یک صفحه دیگر نشان دهد. اگر از لینکی خوشتان آمد به آن رأی مثبت بدهید. اگر لینکی برخلاف قوانین بالاترین پست شده(مثلا تجاری است) یا لینک چرندی است به آن رأی منفی بدهید. اما اگر با نظر ارایه شده در مطلب لینک مخالفید بهتر است رأی ندهید.

اعتبار و انرژی: بالاترین برای کارکرد بهینه‌اش از یک سیستم منحصربفرد اعتبار و انرژی روزانه استفاده می‌کند. اعتبار کاربران بمرور زمان با فعالیتشان در سیستم بالا می‌رود. اعتبار هر فرد سهم انرژی روزانه او را تعیین می‌کند. این سیستم در واقع به کار مداوم به بالاترین پاداش می‌دهد. همینطور کاربری نمی‌تواند در یک روز ناگهانی به اعتبار بالا برسد، بلکه به کار مستمر نیاز دارد. اعتبار هر فرد هر هفته یکبار دوباره محاسبه می‌شود

حدنصاب رأی:
-حدنصاب رأی برای موضوعات مختلف متفاوت است.
- این کار برای این انجام شده که لینکهایی که صفحه اول می‌رسند طبقه‌بندی‌های مختلف را شامل شوند.
-مثلا اگر حدنصاب رأی برای همه لینکها یکی بود، لینکهای ورزشی بندرت به صفحه اول می‌رسیدند.
- رأی برای طبقه‌بندی های مختلف:

  • اجتماعی : ۴۴
  • اقتصاد : ۲۱
  • سرگرمی : ۲۶
  • سیاست : ۴۶
  • فرهنگ و هنر : ۲۸
  • علم و تکنولوژی : ۲۴
  • ورزش : ۱۷

چگونه بالاترین را به وبلاگتان اضافه کنید

با اضافه کردن یک لوگو کوچک به زیر مطالب وبلاگتان می‌توانید به خوانندگان وبلاگتان اجازه دهید که براحتی لینک به نوشته شما را روی بالاترین بگذارند و لینک و تیتر مطلب به طور اتوماتیک به بالاترین کپی شود. اینکار از اشتباهات پیش آمده در کپی کردن لینک می‌کاهد و احتمال اینکه خوانندگانتان لینک مطلبتان را به بالاترین اضافه کنند را بیشتر می‌کند. گذاشته‌شدن لینک مطلب شما روی بالاترین باعث خواهد شد که افراد جدیدی با وبلاگ و مطالب شما آشنا بشوند. همینطور بدلیل امکان اَبر برچسبها مطلب شما برای کسانی که مطلب خاصی را در آینده جستجو می‌کنند این امکان فراهم خواهد‌شد که نوشته شما را پیدا کنند. اضافه کردن لوگو بسیار ساده است تنها کد مربوط به سیستم وبلاگ خودتان را به تمپلیت (Template) وبلاگتان کپی کنید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 17:47  توسط حمید رستمی  | 

http://www.img98.com/images/hvm0dmquhq4utkrdbxq.jpg

دانشکده ما در تهران شش طبقه است که به رسم مالوف این روزها بر در و دیوارش هر روز شعارهای بار رنگ سبز نوشته می شود و دو فقره نقاش هم استخدام شده اند که با سطلی رنگ به دست مشغول رنگ کاری آن شعارهای سبز هستند.جالب اینجاست که این دو نقاش تمام وقت از صبح شروع به کار می کنند که طبقه به طبقه بالا می روند بعد از اتمام کار به طبقه اول که بر ی گردند روز از نو و روزی از نو!
یاد کارتون پلنگ صورتی می افتم که با همسایه اش رقابت داشت و گلهای زرد او را از ریشه بر می کند و به جایش گل صورتی می کاشت و او هم درست پشت سر او گلهای صورتی را بر  می کند و زرد به جایش می کاشت و بالعکس .
دیروز دوستی می گفت که همه چیز تمام شده است و تهران در امن و آسایش است گفتم سیزده آبان در تهران بودی گفت نه گفتم اگر آن روز در پایتخت بود معنی آرامش را بهتر می فهمیدی و هکذا در روز شانزده آذز هم که هنوز دو هفته یی باقی ست هم خط می کشند و نشان جوری که آدم از به دنیا آمدنش پشیمان می شود چه برسد به از خانه بیرون آمدن!
وقتی مقاله نویسی آزاد نباشد ملت به دیوار نویسی روی می آورد .وقتی دیوارها را هر لحظه پاک بکنند این امر زیر زمینی تر می شود ولی مطمئنا" خاموش نمی شود نه با مرگ نه با زندان نه با تهدید و تحدید و نه با باتوم، هر چند که جناب نقدی فرمانده بسیج هیچ رقمه اش را قبول نمی کند و می گوید که در روز سیزده آبان فقط دو نفر لباسشان پاره شد!
البته ایشان هم پر بیراه نگفته اند و احتمالا" یا بقیه لباساشان خیلی محکم بوده و جنسی مرغوب داشته یا بقیه از چند روز قبل مشغول جر داده شدن لباس بوده اند و باز هم احتمالا" این دو نفر علاوه بر آندهها نفر کتک خورده یی بوده اند که شخصا" در خیابانهای تهران رویت کردم و لابد هم آن دو نفر خیلی قدیمی بوده اند که خیلی محسوب می شده اند و برای سرکوب و بقول دست به نقدش لباس جر خورده دویست هزار نیرو از اقصی نقاط دنیای اسلام به خیابانهای تهران گسیل شده بودند.
بقول ابراهیم نبوی آی کتک می خوریم!

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 12:16  توسط حمید رستمی  | 

پنج ماه پیش :تعدادی از سران اصلاح طلب به جرم اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شدند.


سه ماه بعد:تعدادی از سران اصلاح طلب قصد براندازی نرم از طریق انتخابات را داشتند!


دو ماه بعد:کودتای مخملی اصلاح طلبان نافرجام ماند!


دو هفته پیش: بهزاد نبوی از موثر ترین افراد اصلاح طلب به جرم ایجاد ترافیک در تهران مورد محاکمه قرار گرفت!

 

دیروز:احمد زید آبادی از مشهورترین روزنامه نگاران هوادار اصلاحات در ایران به جرم دعوت از عبدالله نوری برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری محاکمه شد!
  

چند روز بعد: تعدادی از اصلاح طلبان در بند نمره انضباط پائینی در دوره دبیرستان داشته اند!

 

چند ماه بعد:دوم خردادیها سوابق چندان خوبی در برابر نصایح پدر و مادرشان نداشته اند!

 


ماهها بعد:اصولا" کسی که به موقع ناخن اش را کوتاه نکند در سالهای بعد پتانسیل کودتاگری اش بشدت بالاست!


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 0:14  توسط حمید رستمی  | 

در روز سیزده آبان آن همه اتفاق در تهران افتاد ولی تلویزیون رسمی فقط آتش گرفتن دو تا سطل زباله را دید و برجسته کرد روزنامه ملزم شدند که راجع به آن دو سطل اشغال هم چیزی ننویسند. بعد می رویم سر کلاس و استادان در باب حرمت گردش آزاد اطلاعات در جامعه داد سخن سر می دهند آن را از اولیه ترین حقوق شهروندان حساب می کنند و برخی کشورها را به خاطر عدم  رعایت آزادی بیان مورد نکوهش قرار می دهند.

دوستان شکایت می کنند که چرا نایل ست و عرب ست شبکه مامانی العالم ما را اخراج کرده اند و یک کشور تمام شبکه های ماهواره یی را اخراج میکند و مساله مهمی هم اتفاق نمی افتد.

مرگ خوب است اما برای همسایه پس تا اطلاع ثانوی باید به جناب عزراییل آدرس خونه همسایه را بدهیم تا کارش راه بیفتد ما هم همین اطراف می پلکیم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 19:26  توسط حمید رستمی  | 

نگاهی به نمایش لئچک نو شته و کار جواد دشتی از پارس آباد

نمایش لئچک را باید از دو زاویه نگریست. اگر از منظر حرفه یی به قضیه نگاه بکنیم باید اذعان بکنیم که روایت سرراست و بشدت کلیشه یی از سماجت یک جوان در رسیده به عشق اش است که هیچ فراز و فرودی را یارای مقابله با خواسته دل جوان عاشق پیشه داستان نیست. او که در پی دختر مورد علاقه اش کوه ها و دره ها را می پیماید و برای برآورده کردن خواسته پدر دختر از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند و آخر سر هم نمی تواند خواسته اش را برآورده کند. اما از زاویه دید دیگر این نمایش نوشته و کار کسی ست که کمتر کسی به غیر از پارس آبادی ها نامی از او در عرصه تئاتر استان شنیده است جوانی که تقریباً همان سماجت و پشتکار قهرمان نمایش را داراست و می خواهد سری در میان سرها درآورد و به خواسته اش برسد. اینجا قضیه فرق می کند هر چند که برای مخاطب چندان مهم نیست که کارگردان و گروه اجرایی از چه پشتوانه علمی و تجربی برخوردار است ولی خب باید اعتراف بکنیم که وقتی معدل سنی یک گروه پایین تر از بیست سال باشد طبیعتاً سطح توقع پایین می آید و اجرا به یک دست گرمی برای گروه تبدیل می شود تا در آینده در موردشان بیشتر بشنویم. اما با این اوصاف جواد دشتی هر چقدر که تمام تلاش خود را در هماهنگی بازیگران تاره کار به خرج می دهد به نظر می رسد که در هنگام نگارش متن چندان توجهی به ریزه کاری های داستان پردازی مادرام و دیالوگ نویسی نداشته و خیلی راحت احتمالاً داستانی شفاهی از قدیم ترها را دستمایه نگارش متن کرده است بی آنکه بخواهد پیرایه یی بر آن بزند. آن را صیقل دهد و از صافی خیال خویش عبور دهد. هر چه هست همان داستان شفاهی است که ما باید به تصویر کشیده شدنش را ببینیم. مشکل اول نمایش در شخصیت اصلی است. آنجا که به قول معروف دنبال نخود سیاه فرستاده یم شود حتی یک لحظه هم در شروع این راه پرخطر و بی ثمر تردیدی به خود راه می دهد. شرط پدر دختر در پیدا کردن گوسفندی که هیچ وجود خارجی ندارد از همان ابتدا حکم همان نخود سیاه را دارد. ولی چون قهرمان داستان جوانی ست بغایت مغرور به زور بازو و در نتیجه حتی یک لحظه هم فکر نمی کند که آخر این چه خواسته یی ست و بقول همشهری ما که دختر نمی دهی نده چرا سؤالات سخت سخت می پرسی. انگار باید یک پیر فرزانه یی پیدا شود و قف این معما را باز کند و راه مقابله اش را باز گوید در حالی که با مختصر تفکری از یک عقل متوسط هم می شد همان ابتدای نمایش قضیه را ختم به خیر کرد و این مشکل جدی ساختار نمایش است. به نظر می رسد که نمایش علی رغم بهره گیری از موسیقی اصیل آذربایجان که در جای جای نمایش ارتباط تماشاگر و نمایش را قوام می بخشد از نمایش های دبیرستانی قدمی پیشتر نمی گذارد چرا که در امر کارگردانی و بازی گیری توفیقی کسب نکرده و هر کس در گوشه یی ایستاده و دیالوگ خویش ادا کرده و از صحنه خارج می شود تا قهرمان داستان بالاخره با کمک ابر و باد و مه و خورشید و فلک به مراد دل خویش برسد. انگار که باید مطالعه و مطالعه و مطالعه را خیلی بیشتر از پیش جدی گرفت و به کار بست هر چند که نمایشی سرپا باشد و به جشنواره هم بیاید و احیاناً جایزه یی هم بگیرد.

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 21:40  توسط حمید رستمی  | 

‌آخرين روزهاي رئيس جمهور خاتمي

 

اولین جایزه "گفتگوی جهانی" در سال 2009 که از سوی سازمانی به همین نام در دانمارک برگزار می شود، به دو چهره نامدار ایرانی تعلق می گیرد که سال ها در زمینه گفتگوی فرهنگ ها و تمدن ها فعالیت کرده اند؛ داریوش شایگان فیلسوف و سیدمحمد خاتمی سیاستمدار.

دکتر داریوش شایگان، فیلسوف و روشنفکر کشورمان با اعلام خبر به " دیپلماسی ایرانی" گفت: قرار است جایزه در ماه ژانویه و در جریان برگزاری کنفرانس این موسسه اهدا شود و برندگان نیز درباره فعالیت های خود سخنرانی کنند.

جایزه گفتگوی جهانی" در سال 2009 تاسیس شده و اولین دوره از کنفرانس ها و جوایز خود را در ژانویه 2010 برگزار می کند. از شایگان و خاتمی نیز برای شرکت در مراسمی که ژانویه در دانشگاه آرهوس کپنهاگ برپا می شود، دعوت شده است.

داریوش شایگان در اینباره گفت: در این جایزه نامزدهایی معرفی شده بودند که دو هفته پیش از میان آنها بنده و آقای خاتمی را به عنوان برگزیده معرفی و طی نامه ای اعلام کردند.

وی افزود: آقای خاتمی از زمانی که رییس جمهور ایران شدند، در توسعه گفتگوی تمدن ها نقش مهمی ایفا کردند؛ بویژه بعد از نطقی که سال 2001 در سازمان ملل خواندند بطور مداوم پیگیر موضوع گفتگوی تمدن ها بوده اند و موسسه ای را هم تاسیس کرده اند.

شایگان خود نیز در سال های پیش از انقلاب، ایده گفتگوی فرهنگ ها و تحقیقات سامان یافته بینافرهنگی را پایه گذارد و در شناخت فرهنگ ملل مختلف کوشا بود.

در پایگاه اطلاع رسانی جایزه گفتگوى جهانى آمده است که این جايزه درباره تحقيقات بینافرهنگى و همکارى و ارتباط های فرهنگی در جهان امروز است. اين جايزه بر اهميت تحقيقات ميان فرهنگى در جامعه مدرن و ارزش مطالعات انجام شده تاکید دارد و به محققان،‌ روزنامه‌نگاران و سازمان‌هاى مستقل در سراسر جهان که مسئوليت این گفتگو را برعهده دارند تعلق می گیرد.
اين جايزه از سال 2009 تا 2017 هر دو سال يکبار برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 17:1  توسط حمید رستمی  | 

در روزهای که دیگر کسی حوصله رفتن به سینما و دو ساعت نشستن در تاریکی و صندلی زهوار در رفته را ندارند اتوبوس تبدیل شده است به یک سینمای جبری که بدون نظر خواهی از مسافر بدبخت یک فیلم را می گذارند داخل دستگاه و خواهی نخواهی مجبور می شوی تحلش کنی حالا اگر آن فیلم را ندیده باشی و در این برهوت فیلمهای خوب به کفر ابلیس بیارزد شانس آورده یی ولی اگر یک فیلم درپیت هندی باشد باید سه ساعت تمام دندان روی جگر بگذاری و دم نزنی.

یکی از فیلمهای که در مسافرت اخیرم دیدم و با کمال تعجب فیلم چندان بدی هم نبود فیلم "محیا" ساخته اکبر خواجویی بود

اکبر خواجویی را همه با "پدر سالار" می شناسند سریالی که در آن نماینده از نسل حاضر سعی در شکستن تابوهای سنتی حاکم بر خانواده را داشت و در این راه مرارتهایی را متحمل می شد تا به یک نتیجه بینابینی دست پیدا بکنند

این فیلم هم در ادامه همان دغدغه خواجویی ست یعنی گذر از سنت به مدرنیسم ولی بدون محکوم کردن سنت و البته ادای احترام به آن و به کار بستن اش در زندگی امروزی

فیلم حکایت دلدادگی یک پزشک به دختر دانشجویی که از بد حادثه از نظر خانوادگی با پزشک در یک طبقه قرار ندارند و دختر در یک خانواده سنتی که شغلشان مرده شوری بزرگ شده و خود به نوعی در این شغل وردست مادرش بوده و احساس  می کند که در زندگی آینده اش باپزشک اختلالاتی ایجاد کند . اما پزشک تصمیم اش را گرفته و برای آنکه عزم اش را جزم نشان دهد می خواهد به شرط  دختر مبنی بر شستن حداقل هفت میت عمل کند از طرفی دختر یک پسر عموی قلدر دارد که از کودکی اسمش بر روی  دختر بوده و الان به هیچ عنوان اجازه ازدواج دختر عمه اش با یک بیگانه را نمی دهد و الی آخر

فیلم جدا از این داستان بکرش می خواهد یک نگاه کاملا" سنتی به عشق داشته باشد عاشقی که برای رسیدن به محبوبه اش از هیچ تلاشی فرو گذار نمی کند و سر به بیابان  می نهد و به قول خودش می خواهد چنان رویی از خودش کم کند که در قصه ها بنویسند و یا آن جوانک روستایی عاشق پیشه که سالها عاشق دختر همسایه بوده و هیچ گاه توانایی به زبان آوردن عشق اش نداشته و با این دلیل که پدرش را پدر خودم می دانستم بعد از ازدواج دختر او هم سر به بیابان می نهد مثالهایی هستند از داستان لطیف فیلم که مشابه اش را در دنیای امروز کمتر می توان پیدا کرد. در زمانه یی که پسرانش صبح عاشقند و شب فارغ طرح داستانهایی این چنین بیشتر به قصه می ماند تا واقعیت 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 19:39  توسط حمید رستمی  | 

برای محمد بهمن بیگی
 
نه بخت آن داشتم که به جبر تاریخ و جغرافی در زمان و مکانی خاص از نور چراغی که برافروخته شبهای تار دانشم را روشنی بخشم و نه سعادت آن داشتم که همچون دبیرستانی های امروزی در لای کتاب درسی ادبیات فارسی به فصلی مشبع بخورم که شناسنامه مردی سترگ را بر پیشانی دارد و در مورد بخارای اختصاصی اش داد سخن سر می دهد.
هر چه بود حرفهای پراکنده از این و آن بود که برای مکاشفه در احوالات یک آدم افسانه یی که هیچ حتی فرد عادی و عامی هم کافی نبود تا اینکه قضیه نشریه مهر اردبیل و سهراب آدیگوزلی و متعاقب آن امرالله یوسفی پیش آمد. از آن روز بود که این اسم تبدیل  شد به یکی از مهمترین ترجیع بندهای مکالمات کتبی و شفاهی امان.
اما باز با آن قله آرمانی در ذهنم فاصله داشت . حتی فیلم های "تخته سیاه"و "مدرسه یی که باد برد"مخملباف ها هم نتوانسته بود چندان مجابم کند. تا اینکه یک روز آقای یوسفی مجموعه تقریبا" کاملی از آثار قلمی اش را برایم پست کرد.
در انتظار رودخانه بودم و غرق دریا شدم. اصلا" نمی شد با متراژ امروزی سنجیدش. نمی شد برای باورهایش دلیل منطقی جور کرد .هر چه بود عشق بود یک عشق بی حد و حصر به ایل و تبار و رگ و ریشه. یک میل زایدالوصف برای یاد دادن و به پیش بردن امال  و آرزوها.
در روزگاری که هر کس به فراخور یکی دوکلاس ناقابل سر از مشاغل پر از آسایش اداری در می آورد او به بیابان زده بود؛به کوه؛به دشت؛کومه به کومه ؛دشت به دشت؛کوه به کوه ؛دره به دره به دنبال آدمهایی بود که بتواند چهارتا حرف درست و حسابی یادشان بدهد و در این راه هیچ سنگی نمی توانست زخمی به پایش زند و هیچ سدی را یارای ایستادگی در برابرش نبود.
او از آن آدمهایی بود که علاقه خاصی به شروع از صفر و پی ریزی و فونداسیون و اسکلت بندی و ساختن داشت و همه اینها را یکه و تنها انجام داده و کوره راهی پر از خار مغیلان انتخاب کرده بود که هر کدام از مشکلاتش برای از پا انداختن یک نفر کافی باشد ولی او از پای ننشسته بود و با آزمون ها و خطا ها هر روز بهتر از روز قبل کار کرده بود تا به هدف غایی اش برسد.
در روزگاری که هیچ مدیر و رئیسی هر چند سال یکبار هم به خود زحمت بازدید از مجموعه تحت  سر پرستی اش را نمی دهد او حداقل سالی یکی دو بار کل ایران را زیر پا می گذاشت و با ماشین و اسب و قاطر و حتی پای پیاده خودش را به مدارس عشایری می رساند تا سر کلاسهای درس حاضر شود و سوال و جواب کند و در دفترچه اش چیزکی یادداشت کند و معلم و دانش آموز را یک جا در ذهن بشدت هوشمند و کاوشگرش تجزیه و تحلیل کند.
بهمن بیگی آدم بسیار بزرگی ست . چه اینکه آدمهایی چنین با این میزان از ایمان به هدف معمولا" خیلی کم پیدا می شوند. هدفی که شنا کردن بر خلاف جریان آب باشد . هدفی که به ساختارشکنی و خلق ساختار جدید بینجامد.هدفی که به این راحتی ها قابل دسترسی  نباشد.هدفی که برای رسیدن به آن باید هزینه پرداخت کرد  و او این هزینه را نیک پرداخت و با عمر شیرین اش هم پرداخت و این چنین است که او امروز در پیرانه سری به آن درجه از احترام دست یافته است که هزاران نفر در این مملکت مدیونش هستند و به سرش قسم می خورند. این گونه است که امروز بعد از گذشت سی سال فلان دانش آموز مغانی که امروز بریا خودش کسی شده با یاد آوری اسمش اشک در گوشه چشمخانه اش حلقه می زند. چنین است که امروز در شیراز فقط کافی ست اسمش را ببری  و خانه اش را نشانت دهند.
چنین است که او امروز با سینه یی انباشته از خاطرات ریز و درشت سالیان با یک نثر اعجاب انگیز و مسحور کننده آن کتابهای زیبا را خلق کند و هر خواننده یی را در جادوی کلمات بشدت تغزلی و آهنگین غرق کند و خواننده بیچاره نفهمد که کدام داستان حاصل مشاهدات عینی بهمن بیگی ست و کدام یک نتیجه تاخت و تاز اسب سرکش خیال استاد.
او یک افسانه است. شکی در آن نیست. افسانه یی که سالهای بعد مادران ایل وقتی که در شبهای دراز و تمام نشدنی پائیز برای کودکان خود نجواهای شبانه را زمزمه  می کنند از مردی خواهند گفت که به امید بر پا کردن چادر سفید علم ودانش در میان چادرهای سیاه جهل تمام شیرینی و سهولت شهرنشینی را واگذاشت و با اسب و یابو و قاطر و یا فوق فوق اش یک اتومبیل فکسنی عهد عتیق به کوه و بیابان زد تا به بچه های ایل یاد بدهد که دو دو تا می شود چهار تا و نه بیشتر!
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 2:24  توسط حمید رستمی  | 

۱-اوضاع فعلا" و کماکان قمردرعقرب است و به یمن همین پا در هوایی وضعیت مراسم شبهای احیا استثنا" و بدلیل پاره یی از مشکلات امسال در حرم امام خمینی برگزار نمی شود که آگاهان امور بزرگترین دلیل آن را سخنرانی آدمی معلوم الحال که از قضای روزگار در کسوت روحانیت بوده و از قرار چند سالی هم به عنوان ریاست جمهوری اسلامی ایران در مسند قرار گرفته بوده عنوان کرده اند.مصیبت از این بالاتر .مصیبت از این بالاتر که یک نفر که همین دیروز پریروز نماینده نظام در کل امور بود حالا باید از یک سخنرانی در طول سال هم محروم بشود و بعد هم پز دموکراسی بگیریم.

یک آشنای ظریفی داشتیم که می گفت خانواده شما ارتباطشان آنقدر با خداوند تبارک و تعالی خوب است که حتی می توانید ماه مبارک رمضان و محرم الحرام را هم یکی دو ماهی جابجا کنید و اتفاق خاصی نیفتد.حالا بقول عمران صلاحی حکایت ماست و مصدر نشینان خیلی راحت تشخیص می دهند که فلان مراسم امسال نباشد هم اتفاق چندان مهمی نمی افتد .حتما" هفته بعد هم گیر می دهند به روز قدس احتمالا" از بیخ و بن منکر وجود چنین روزی در عهد ماضی باشند. 

۲-این روزها یک وبلاگ خوب کشف کرده ام که متعلق به محمد نوری زاد است حالا این آقا کیست ؟شاید خیلی ها ندانند ولی محمد نوری زاد از آن آدمهای شریفی ست که بعد از انتخابات وجدان بیدارش اجازه تائید کارهای خلاف قانون را نمی دهد  و این را جار می زند در مورد نوری زاد باید این را عرض کنم که ایشان هر چند مدتی ست به فیلمسازی روی آورده و پرچم های قلعه کاوه یکیاز آخرین کارهایش محسوب می شود ولی وی سالهای سال به عنوان یکی از نویسندگان ثابت روزنامه کیهان تحت نظر حسین شریعتمداری بوده و قبل تر از آن برنامه یی مثل شبهای رمضان را برای تلویزیون می ساخت و البته با صدای گرمش اجرا می کرد. تحلیل های وی از حوادث بعد از انتخابات  واقعا" ستودنی و شهامت آمیز است من توصیه می کنم حتما" سری بزنید تا ببینید اوضاع چقدر قر و قاطی ست.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 18:59  توسط حمید رستمی  | 

اصلا" به مشروعیت و غیر مشروعیت دولت جدید احمدی نژاد کاری ندارم ولی همین که خود شخصی به اسم محمود احمدی نژاد بعد از چهار سال تقریبا" تمام کابینه اش را عوض کرده مبین این نکته است که کابینه قبلی اش نا کار آمد بوده و این همان جمله یی ست که ما چهار سال است سینه می درانیم و می گوئیم و در عوض فحش می شنویم که شما درصدد  تضعیف دولت هستید!

فقط تنها فرقی که ما با جناب احمدی نژاد داریم این است که ما خود ایشان را هم نا کار آمد می دانیم ولی ایشان بر این عقیده نیستند. واقعا" فقط یک زمین لرزه هشت  ریشتری می توانست طی چهار سال کابینه را به این صورت درآورد تا آدمهایی که در خواب سنگین نیمه شب بهاری هم خود را در قامت یک وزیر  تصور نمی کردند الان برای خودشان دفتر و دستکی داشته باشند  و تعداد سی چهل نفر هم لباس وزارت پرو نکرده آن را از تن درآورده و الان مشغول مخالفت با رئیس دولت باشند.

جالب اینجاست که تمام این تغییرات با این استدلال صورت می گیرد که سرعت خدمت رسانی دولت بالا ست و قبلی ها نمی توانستند خودشان را با رئیس تطبیق بدهند و هیچ شیر پاک خورده یی هم جواب نمی  دهد که شاید سرعت رئیس اشکال دارد.

در هر صورت این قضیه  فقط یک نکته مثبت دارد که به همه اعوان و انصار یک چند ماهی کرسی وزارت می رسد و آرزو به دل نمی مانند. والا چه کسی ست  نداند وزارت خانه یی که در عرض چهار سال چهار وزیر و پنج سرپرست به خودش دیده با کلمه برنامه ریزی بشدت بیگانه ست!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 20:40  توسط حمید رستمی  | 

شنیده ها حاکی از آن است که بالاخره شایعات رنگ واقعیت به خودش می گیرد و برنامه نود که دموکراتیک ترین برنامه طول عمر سیمای میلی ایران بود به تاریخ می پیوندد و عادل فردوسی پور هم متنبه می شود که دیگر پایش را از گلیم اش بیشتر دراز نکند.

شنیده ها حاکی ست که در طول تعطیلی سه ماهه این برنامه مسئولین تلویزیون ضرغامی خیلی تمایل داشتند که مسئله را به گونه یی پیش ببرند که نه سیخ عادل بسوزد و نه کباب دولت بشدت مهرورز که نتیجه یی نداشته و عادل نخواسته از آرمانهایش دست بکشد .آن گونه که از شواهد و قرائن بر می آید فعلا" چند هفته یی برنامه پخش نمی شود تا افکار عمومی مورد ارزیابی قرار گرفته و به یک تصمیم دائمی منتهی شود.

عادل فردوسی پور که به اندازه کافی در برنامه های سالهای پیش  به پر و پای نزدیکان رئیس دولت پیچیده بود در اوج اعتراضات بعد از انتخابات همراه با سایر اساتید دانشگاه صنعتی شریف به صورت جمعی استعفا کردند تا مرزبندی آشکار عادل با برخی ها مشخص شود .

علاوه بر فردوسی پور جواد خیابانی هم به دلیل حضور در اجتماعات خیابانی جنبش سبز در ممنوع التصویری به سر می برد و خیلی به ندرت آن هم برای خالی نبودن عریضه در یکی دو بازی کم اهمیت مورد استفاده قرار گرفته و فعلا" سیما محل تاخت وتاز مزدک میرزائی و پیمان یوسفی ست. 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 2:18  توسط حمید رستمی  | 

امروز که عکسهایی سران اصلاح طلب زندانی شده بواسطه محاکمه اشان به روی اینترنت آمد با قیافه های بشدت داغان و توسزی خورده مواجه شدیم . آخرین نفری از این دوستان را که دیده بودم رمضان زاده بود که اوائل خرداد به اردبیل آمده بود و در یک صبح دل انگیز بهاری روبروی هم نشستیم و همراه با وحید یک مصاحبه اختصاصی دو ساعته با او داشتیم . اویی که سرشار بود از امید و شور و شعف .انگار اشتیاق ملت آنها را هم سر کیف آورده بود و دوره افتاده بود وکل استانها را می گشت تا درصد مشارکت بالا برود چرا که همگان بر این باور بودند که با بالا رفتن مشارکت مردم این افزایش رای به سبد اصلاح طلبان ریخته خواهد شد.بگذریم از این قضیه که هیچ کدام از نشریات استان عرضه چاپ آن مصاحبه را نداشتند و مصاحبه روی دستم باد کرد ولی در انتهای مصاحبه بر و بچه ها ی ستاد در یک پیش دستی یک عدد موز و ی عدد خیار و فکر کنم یک دانه هم سیب قرمز بود که برای پذیرایی از میهمانی که از راه رسیده بود آوردند و با خنده گفت "عجب ستاد پولداری دارید موز به مهمانم می دهید!"

آن روز گذشت مثل باد مثل طوفان و آن آدم که کار و زندگی اش را ول کرده  بود مشارکت جمع آوری می کرد بعد از کمتر از بیست روز در بند شد و حالا با قیافه یی رنجور در دادگاه نشانده شده و سین جیم می شود.او هم می خواهد سهم اش را ادا کند درست مثل ابطحی ،ندا،سهراب ،تاجزاده ،نبوی و.....

ولی آیا قرارمان این بود؟قرارمان این بود که تا روز انتخابات هر شعار ی بدهیم و به یکباره از فردای انتخابات بزنیم زیرش و حق هر کس را کف دستش بگذاریم ؟نه این رسم اش نبود!

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 18:36  توسط حمید رستمی  | 

 





Powered by WebGozar